اتحادیه اروپا از رژیم جمهوری اسلامی خواست تا شهروندان دو تابعیتی اروپایی ایرانی‌تبار را که در زندان‌های این کشور در بند هستند آزاد کند.

این اتحادیه همچنین خواستار جلوگیری از اجرای مجازات اعدام در مورد احمدرضا جلالی استاد سوئدی-ایرانی دانشگاه شد.

کشورهای اتحادیه همچنین با محکوم کردن وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران، تأکید کردند این موضوع به پرونده‌ای تبدیل شده که نگرانی شدید اروپا را بر می‌انگیزد.

پیش از این جواد ظریف وزیر امور خارجه رژیم جمهوری اسلامی با اذعان به اینکه کشورش چندین شهروند دوتابعیتی را در زندان‌های خود دارد، گفته بود که در حال حاضر آمادگی داریم که در کل دنیا تمام کسانی که توسط آمریکا در داخل خاک آمریکا یا با فشار آمریکا در سایر کشورها زندانی هستند را با زندانیانی که در ایران دو تابعیتی هستند، مبادله کنیم. امروز زندانی آمریکایی تک تابعیتی نداریم، دو زندانی آمریکایی داشتیم که مبادله کردیم.»

علیرغم ادعای ظریف مبنی بر اینکه رژیم جمهوری اسلامی تمایلی برای مذاکرات مستقیم با دولت آمریکا ندارد و از دیگر دولت‌ها نظیر سوئیس استفاده می‌کند تا «نقشی مثبت را در این مسئله ایفا» کنند، نیویورک تایمز هم از مذاکرات پنهانی رژیم جمهوری اسلامی واشنگتن برای مبادله زندانیان خبر داده بود.

در همین راستا مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا پیشتر تاکید کرد: «ما به روشنی مشخص ساختیم که برای آزادی گروگان‌ها (هیچ پولی) نمی‌دهیم. باید ایرانی‌ها را متقاعد کرد که بدانند (آزاد کردن گروگان‌ها) کار درستی بوده و از طریق فعالیت متمرکز دیپلماتیک صورت گرفته‌است».

پمپئو افزود: «تمرکز ما بر این است که افراد باقی‌مانده آن معدودی که هنوز در ایران هستند را تحویل گرفته و در اولین فرصت به خانه بازگردانیم.»

در حال حاضر چندین شهروند آمریکایی مانند سیامک و باقر نمازی، مراد طاهباز و چند شهروند غیرآمریکایی چون نازنین زاغری رتکلیف، احمدرضا جلالی، انوشه آشوری و تعدادی دیگر در زندان ها رژیم جمهوری اسلامی هستند.

دو شهروند اروپایی ایرانی نیز به نام‌های جمشید شارمهد تبعه آلمان و حبیب فرج الله کعب معروف به حبیب اسیود شهروند سوئدی از خارج ربوده شده و اینک در بازداشت در ایران به سر می‌برند.

والعربیه نوشت؛ زارت خارجه ایالات‌متحده بارها بازداشت بی‌دلیل و خودسرانه شهروندان آمریکا و کشورهای دیگر، از جمله ایرانیان دوتابعیتی، توسط رژیم جمهوری اسلامی را محکوم کرده و خواستار آزادی بلافاصله و بی‌قید و شرط آنها شده‌است. تحلیلگران می‌گویند رژیم جمهوری اسلامی از افراد دو تابعیتی به عنوان گروگان استفاده می‌کند تا از دولت‌های غربی پول و امتیاز بگیرد.

مقاله قبلیسناتور گراهام: بازگشت به برجام تصمیمی ویرانگر برای خاورمیانه است
مقاله بعدینمایان شدن روند ساخت و ساز در تاسیسات فردو در تصاویر ماهواره‌ای
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.