ارزشیابی سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا!

0
110

سرانجام روز سه شنبه سوم مارس ۲۰۱۵ میلادی، پس از کشمکش های اعضای دو حزب جمهوریخواه و دموکرات ایالات متحده آمریکا، بر سر دعوت نمودن از آقای نتانیاهو نخست وزیر کشور اسرائیل، جهت ایراد سخنرانی در اجلاس مشترک دموکرات ها و جمهوریخواهان در کنگره این کشور، این مهم به انجام رسید؛ و نخست وزیر اسرائیل آقای نتانیاهو، سخنرانی مبسوطی در ارتباط با چند موضوع، که محور اصلی همه این موارد، فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی و مذاکرات چندین ساله قدرت های بزرگ جهان، با نمایندگان مذاکره کننده از سوی رژیم آخوندی، و تهدیدهای مداوم سران حکومت اسلامی، علیه کشور اسرائیل بود. سیاستمداران زیادی در باره این سخنرانی اظهار نظر کرده اند؛ دیدگاه های این اشخاص، از پرزیدنت اوباما گرفته تا افراد متفرقه، گاهی انتقادی و زمانی هم تأیید کننده بودند. ولی دیدگاه های مشترک در این رابطه، بیشتر در میان منتقدان آقای نتانیاهو بود تا دوستان ایشان !

اصولا نظر دهندگان معمولی عادت دارند؛ که بر اساس دید شخصی خودشان، و نه از روی واقعیت گرائی و حقیقت بینی، به چنین مسائلی بپردازند. اما صاحبنظران چنین عمل نمی کنند؛ بلکه به استناد مدارک و برهان هائی که دارند؛ در هر مسأله ای نقادی می نمایند. البته جنبه دوپهلوئی که در ماهیت این امر موجود است؛ آدمی را وا می دارد، که به این پرسش توجه عمیق تری داشته باشد. آیا آقای نتانیاهو در آستانه انتخابات در کشورش، با استفاده از امکانات کنگره ایالات متحده، با این سخنرانی برای خودش تبلیغ نموده؛ یا آنکه از ایشان سوء استفاده به عمل آمده، که وجه المصالحه اختلافات برتری جویانه جمهوریخواهان و دموکرات های آمریکائی قرار گرفته است؟!

البته وجه سومی نیز در این ارتباط موجود است. آیا عده ای تلاش می کنند، که تا میانه آمریکا با اسرائیل را، با ایجاد اختلاف بین رئیس جمهوری آمریکا و نخست وزیر اسرائیل، از دوستی به دشمنی تنزل بدهند؟ اگر چنین باشد، از این کار چه نفعی عاید آنها خواهد شد؟ و در صورت تحقق یافتن جدائی فکنی میان آمریکا و اسرائیل، سود و زیان این واقعه نصیب کدامیک از دوستان و دشمنان این دو کشور خواهد گردید؟!

تبلیغات انتخاباتی، آنهم با چنین شیوه ای، خیلی واقعی به نظر نمی رسد. چرا که آقای نتانیاهو، به کمک دوستان میلیارد یهودی شان در ایالات متحده، می تواند از راه های گوناگون دیگری، که هیچگونه شبهه ای ایجاد نکنند به این امر بپردازد. ولی در رابطه با سیاست، هیچ امری را نمی توان رد نمود؛ مگر آنکه عکس آن اثبات گردد!

سوء استفاده احزاب آمریکائی از وی، برای لطمه زدن به حیثیت سیاسی رقیب شان را، نمی توان کاملا و صد در صد مردود دانست. جمهوریخواهان و دموکرات های ایالات متحده آمریکا، معمولا در نزدیکی هر انتخاباتی برای گزینش رئیس جمهور بعدی، از هر روشی که بتوانند استفاده می کنند. مطرح کردن روابط جنسی پرزیدنت کلینتون با یک دختر، یکی از جنجالی ترین ترفندهای جمهوریخواهان، جهت ایجاد برتری برای خودشان در صحنه سیاست کشورشان بود. چنانچه شاهد بودیم، جورج بوش پسر، بعد از برملا شدن این رسوائی بزرگ توانست به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده بشود. تقریبا همواره انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا چنین بوده، که یک دوره جمهوریخواهان، و دوره بعد هم دموکرات ها به پیروزی دست می یابند. مگر آنکه زور تبلیغاتی حزب حاکم بر آن دیگری فائق گشته باشد؛ و رئیس جمهور منتخب حزب مورد نظر، بتواند برای دوره بعدی نیز در جایگاه خویش ابقاء گردد!

در مورد وجه سوم نتیجه سخنرانی آقای نتانیاهو در کنگره آمریکا، که تبانی های دشمنان این دو کشور، برای ایجاد اختلاف میان آنهاست؛ با آنکه نمی توان کاملا این را رد کرد؛ اما به طور کامل هم نمی توان آن را پذیرفت. چون دوستی میان این دو کشور، از آغاز تشکیل شدن مملکت اسرائیل و به رسمیت شناخته شدن آن شکل گرفته است. و این موضوع هیچ ارتباطی میان سران دو سرزمین ندارد. ممکن است این دیدگاه، در اثر برخی از سخنان آقای اوباما و آقای نتانیاهو به وجود آمده باشد. اما با پذیرفته شدن این نظریه، یک اصل بسیار مهم جامعه شناسی، که خدشه دار شدن ” اصالت جامعه بر فرد ” ، در کشورهائی است که با روش سیستم ” دموکراسی ” اداره می شوند خواهد بود. یعنی نمی توان دو ملت کشورهای آمریکا و اسرائیل را نادیده گرفت؛ و چند جمله متضاد این دو شخصیت سیاسی نسبت به همدیگر را ملاک قرار داد!

بنابراین توجه به یک نکته سخن اصلی را بیان خواهد نمود. باید دید که با بروز اختلاف میان آمریکا و اسرائیل، چه ممالکی به چه سودهائی دست خواهند یافت؟ بعید به نظر می رسد، که این دو شخصیت برتر سیاسی در اسرائیل و آمریکا، آنقدر کوته فکر باشند؛ که منافع شخصی خودشان را بر سود ملت و کشورشان ترجیح بدهند. آنچه که می تواند ذهن آدمی را در این خصوص، فقط بر روی این دو نفر متمرکز و معطوف نماید؛ هموطنان مخالف خودشان در بروز این ماجرا می باشند. آنهائی که در آمریکا از سیاست های آقای اوباما ناراضی هستند؛ و کسانی که در اسرائیل، از عملکردهای آقای نتانیاهو ناخشنود می باشند؛ برای زیر سؤآل بردن آنها در صدد اند، که دوستی دوستی پوست این آقایان را بکنند و بدنام شان کنند!

اثبات شدن این دیدگاه مشکل نیست؛ توجه به نظریاتی که بزرگان دنیای سیاست در آمریکا و اسرائیل، پس از سخنرانی آقای نتانیاهو در اجلاس مورد نظر، و ابراز عقیده آقای اوباما که پس از سخنرانی آقای نتانیاهو در این رابطه اظهار کرده اند؛ جای هیچ تردیدی را در این باره باقی نمی گذارد!

محترم مومنی

مطلب قبلیاحمدی مقدم: در برابر حادثه کهریزک زبانی جز عذرخواهی نداریم
مطلب بعدیبیانیه جبهه ملی ایران با عنوان “مصدق نمادی از آزادی واستقلال”
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.