اردوگاه آشویتس (به آلمانی: Auschwitz) بزرگترین و مجهزترین اردوگاه‌ کار اجباری آلمان نازی بود که در طول اشغال لهستان توسط نازی‌ها ساخته و تجهیز شده بود.

اردوگاه شامل سه اردوگاه اصلی می‌باشد. اتاق‌های گاز و کوره‌های آدم سوزی برای اولین بار در این اردوگاه به طور وسیع راه اندازی شدند. این مجموعه اردوگاه‌ها تقریباً در ۳۷ مایلی غرب شهر کراکوف لهستان، نزدیک به مرز آلمان- لهستان (پیش از جنگ) در سیلسیا قرار دارند.

منطقه‌ای که آلمان نازی بعد از تهاجم و غلبه بر لهستان در ۱۹۳۹ به صورت موقت آن را ضمیمه خاک خودنموده بود. مقامات اس اس سه اردوگاه اصلی شرح داده شده را نزدیک به شهر لهستانی اوشوین چیم بنا کردند: آشویتس ۱ در ماه مه ۱۹۴۲؛ آشویتس ۲ (که آشویتس- بیرکِناو آلمانی Auschwitz-Birkenau نیز نامیده می‌شد) در اوایل ۱۹۴۲؛ و آشویتس ۳ (که آشویتس- مونوویتس نیز نامیده می‌شد) در اکتبر ۱۹۴۲ ساخته شدند.

در مجموع نزدیک به ۱٫۳۰۰٫۰۰۰ (یک میلیون سیصد هزار) نفر در خلال سالهای جنگ جهانی دوم ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ به دست قوای اس. اس. آلمان نازی به فرماندهی سرهنگ رودلف هوس و همکارانش (دکتر یوزف منگله و…) در این اردوگاه کشته شده‌اند که بالغ بر ۹۰٪ آنها را (در پی اجرای طرح راه حل نهایی مسئله یهودی) یهودیان تبعیدی و مابقی را زندانیان سیاسی لهستانی – اسرای جنگی شوروی – کولی‌های اروپایی وسایر اسرای جنگی متفقین تشکیل می‌دادند.

کوره آدم سوزی
کوره آدم سوزی

این اردوگاه در سال ۱۹۴۵ به وسیله نیروهای ارتش سرخ شوروی به فرماندهی ژنرال ژوکوف از دست قوای آلمان نازی آزاد گردید. امروزه مجتمع سه گانه اردوگاه آشویتس به صورت شاهد تاریخ جهت بازدید جهانگردان از سراسر جهان در آمده است.

شعار معروف آلمانی ” کار شما را آزاد خواهد کرد” (ARBEIT MACHT FREI) به صورت یادگاری از آن دوران هنوز بر سر در معروف اردوگاه آشویتس به جای مانده است.

در سال ۱۹۷۹ میلادی، سازمان یونسکو، این اردوگاه را به عنوان «نماد بیرحمی انسانی نسبت به همنوعان خود در قرن بیستم»، درفهرستمیراث جهانی یونسکو قرار داد. سالانه هفتصد هزار نفر از این اردوگاه بازدید می‌کنند.

تا سال ۱۹۹۰ تابلویی در ورودی اردوگاه آشویتس توسط دولت لهستان نصب شده بود که شمار کشته‌شدگان در این اردوگاه را چهار میلیون نفر عنوان می‌کرد. در این سال، تابلوی جدیدی در محل گذاشته شد که تعداد کشته‌شدگان را عدد دقیق‌تر یک و نیم میلیون نفر معرفی کرد.

عکاس رویترز به تازگی به آن سری زده و از داخل آن عکاسی کرده است.

مقاله قبلیمورد توهین و بدرفتاری قرار دادن کشیش زندانی بدلیل گفتن واقعیتهای زندان به سفارت سوئیس
مقاله بعدیباستان‌شناسان قدمت 7هزار ساله تهران را تأیید کردند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.