اردوغان عجب بلائی بر سر خودش و ترکیه آورد؟!

2
136

وقتی که لزوم مقایسه میان حکومت پادشاهی با حاکمیت جمهوری در کشوری پیش بیاید؛ بدون تردید در آن شرایط ، حکومت پادشاهی را، بر حاکمیت جمهوری در یک سرزمین ترجیح خواهم داد. و بدون شک پادشاهی را برخواهم گزید. چرا که یک پادشاه، با علم به این حقیقت، که تا هر وقتی که مسؤلیت خویش را، جهت ایجاد رفاه برای ملت خویش، و حفظ کردن تمامیت ارضی و استقلال آن سرزمین به درستی و در حد کمال به انجام می رساند. حاکم قلب های مردم آن دیار خواهد بود. چنین شخصی با چنین موقعیتی، هرگز به مملکت و ملت اش خیانت نمی کند. بلکه به سبب حس مالکیت در آنجا، بهترین عملکردها را از خود ابراز می دارد. هیچ نیازی هم به دزدین دارائی های ملی مردم کشوراش ندارد!

اما یک رئیس جمهور، از آنجائی که می داند به طور موقت مصدر ریاست بر قوه مجریه مملکت اش است؛ و یا در موقعیت کاملا مطلوب و عالی و رضایتبخش، حد اکثر در دو دوره چهارساله عنان اختیار خوب و بد و خیر و شر یک کشور را در دست دارد. جز به نفع خود و فامیل اش، هیچ گامی جهت پیش بردن اهداف مفید و مؤثر جهت رشد و ترقی آن کشور و مردم اش بر نخواهد داشت!

با توجه به کارنامه عملکرد بعضی از رئیس جمهورهای کشورهای جهان در در قرن اخیر، بخصوص در چند دهه گذشته، به درستی ملاحظه کرده ایم؛ که دلیل بیان شده در بالا(برتری حکومت پادشاهی نسبت به جمهوری)، تا چه اندازه حائز اهمیت هست و واقعیت هم دارد. به ریاست نوکرمآبانه همه رؤسای جمهور حکومت پلید اسلامی در ایران، به حاکمیت کوتاه ولی خطرآفرین مرسی در مصر، به ریاست خودمحورانه قذافی در لیبی، به ریاست متکبرانه حامد کرزای در افغانستان، به ریاست سلطه جویانه مشرف در پاکستان، به صدام حسین، پوتین، بشار اسد، و در شرایط کنونی به رجب طیب اردوغان، و بلائی که ظرف ۲۴ ساعت، بر سر کشور ترکیه و ملت آن آورد توجه کنید. همگی شان در ظاهر برای اعتلای کشورشان کار می کردند و می کنند؛ اما در باطن، غیر از سودجوئی برای خودشان به هیچ عامل دیگری نمی اندیشند!

تصور بفرمائید، با توجه به موقعیت کنونی در دنیا، که در بسیاری از نقاط آن جنگ های داخلی یا خارجی در جریان هستند؛ و به همین خاطر همه روزه خون بی گناهانی بر زمین می ریزند؛ که هیچگونه مدخلیتی در امور اداره مملکت خویش در همه زمینه های آن نداشته و ندارند. موضوعی پیش بیاید که کشور ترکیه نیز دچار جنگی داخلی، و یا حتی خارجی بشود. آنوقت باید از موجود خودپسندی مانند اردوغان پرسید: ” اکنون که بیش از هشت هزار افراد نخبه و کارشناس در بسیاری از تخصص های علمی، و کارآمدهای نظامی و سویل در کشور ترکیه را، دستگیر کرده و از حیطه کار و فعالیت خارج نموده ای؛ با کدام نیروی انسانی مجرب و کاردان، می توانی از به گل فرو رفتن کشتی ترکیه در آن شرایط جنگی جلوگیری بکنید؟”!

آیا به عکس آن هیولای ریشو در رسانه ها توجه داشته اید؟ به همان حیوان درنده ی آدم نمائی، که در میان بسیاری از مردم دینزده ترکیه، با چهره ای که نماد رضایت از کاری که می کند را دارد؛ در حال بریدن سر یک سرباز مظلوم آرتش ترکیه است؟ مگر افراد جنایتکار گروه قاتل پرور داعش غیر از این ددمنشان هستند؟ شما از کشته شدن یک حشره زیر پای تان واهمه دارید؛ به همین سبب همواره در طول مسیری که در حرکت می باشید؛ حواس تان را به جلوی پاهای خویش معطوف می دارید؛ تا که مبادا این اتفاق بیفتد، و شما یک موجود زنده را نادانسته بکشید!

یک فرد که دریغم می آید او را انسان، حتی یک آدم هم بنامم؛ چطور می تواند چانه لرزان یک جوان بی گناه، که به عنوان یک سرباز فرمانبر، فقط دستور فرمانده اش را انجام می داده است؛ در چنگال شرور و حیوانی خودش بگیرد، تا جائی که می تواند گردن آن بدبخت را به عقب بکشد؛ تا راحت تر بتواند کارد قتاله اش را، بر روی رگهای گردن او به حرکت در بیاورد؟ این شکنجه گران قاتل و جانی را، که و چه تا این اندازه وحشی و خشن و درنده خو کرده اند؟!

 ۱- معیارهای خطرناک و بدخیم مطرح شده در لا به لای احکام اسلامی قاتل پرور( قتلوا فی سبیل الله = بکشید در راه خدا ) به مسلمان های چند آتشه بی منطق القاء کرده و می کند. ۲- سخنرانان مذهب های متعدد اهل تسنن، و روضه خوان های شیاد و دروغپرداز مذهب شیعه در انواع شاخه های آن، کسانی هستند که بر روی منبرهای مساجد و تکیه های اسلامی، به پیروان نادان تر و ناآگاه تر و خرافه پرست تر از این دجاله های گمراه کننده آخوند و مفتی و … آموخته و می آموزند!

از آنها بدتر، قدرت های بزرگ در گیتی، به ویژه آمریکا و روسیه و بریتانیا می باشند؛ به وسیله حضور چنین جنایتکارانی در دنیا، که به وجود آورنده اصلی شان همین قدرت های بزرگ سودپرست و منفعت طلب هستند. که ضمن جار زدن متحد بودن با برخی از کشورهای درون منطقه خاورمیانه، بیش ترین نیرنگ ها را در مورد هم پیمان های خویش به کار می بندند. کاری ترین دشنه ها را بر پشت اینها فرو می برند؛ عمیق ترین زخم ها را بر اندام این کشورها ایجاد می نمایند. تا خودشان از برکت چنین رویدادهائی، و از نعمت حضور چنین ابلهان قدرت پستی مانند بشار اسد و خامنه ای و اردوغان و …. ، بر مال و مکنت و مقام خودشان بیفزایند!

ملت کشورهائی که از بد حادثه، دارای چنین رهبران و حاکمان سیاسی خودفروخته و نادان و خیانتکار در مملکت شان می باشند؛ به هیچوجه نباید نسبت به این موضوع از خودشان بی تفاوتی نشان بدهند. صاحبان اصلی هر دیاری، ملت آن ممالک هستند؛ که یا باید چنین حکمرانان سودجو و قدرت پرست را، به هر طریقی که می توانند؛ از قدرت برکنار نمایند. و یا بی تفاوتی پیشه کنند، و با سکوت نامفهوم خویش، روزگار خود و هم میهنان شان را تیره تر گردانند. و شرایط وخیم مملکت شان را، غیر قابل تحمل نمایند. که اگر چنین روشی را برگزینند؛ با حاکمان تکرو و خودمحور خودشان، هیچ تفاوتی نخواهند داشت!

محترم  مومنی

مطلب قبلیحملۀ پناهجو به مسافران قطار در آلمان؛ به همراه تصاویر
مطلب بعدیافشای جزئیات جدید از کودتای ترکیه
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

2 دیدگاه‌ها

  1. اردوغان ترکیه را بزودی وارد جنگ داخلی خواهد کرد تنها کشور ارام منطقه ترکیه بوده که با یک کودتای ساختگی خودش برای تصفیه حساب و پاکسازی ارش ناچار میشود به این حقه کثیف سیاسی دست بزند دستهای الوده فرزندان او و لاپوشی اردوغان برای گرفتاری از مشکلات اقتصادی که گربیان ترکیه را گرفته ناچار میشود دست بیک بازی سینمایی بزند بر اساس گزارش ماه جولای سال ۲۰۱۶ وزارت صنعت جهانگردی ترکیه ۳۰ در صد توریستها به ان کشور در طی ۱۵ سال گذشته بی سابقه بوده ترکیه تا دو سال پیش قبل از انیکه عملیات تروریستی به حد خود برسد یک سنت به کشورهای خارجی بدهکار نبود ولی امروز ترکیه ۱۷۰ میلیارد دلار به کشورهای مختلف بدهکار شده نتیجه کودتا دو راه پیش رو ندارد یا ارتش برای دومین بار وارد یک کودتا خونین میشود یا ترکیه بزودی وارد جنگ داخلی خواهد شد راه سومی وجود ندارد انوقت ترکیه تحزیه میشود همان تحلیل هایی که در ۵ سال گذشته در شبکه های تلویزیون مختلف بیان کردم نتیجه اش دارد پیدا میشود اگر کودتا یی دوباره صورت بگیرد اینم بار ارتش تنها نجات ترکیه ان خواهد بود برای ارتش ترکیه که ریشه اسلامگرایان را بدتر از زمان اتاتورک صورت بدهد تحولات انیده ترکیه میتواند نقش بزرگی در تحولات ایران داشته باشد ….. رامین پیرامون خبرنگار بین المللی اروپا ….

  2. هم میهن ارجمند جناب آقای رامین پیرامون درود بر شما
    با سپاس بی کران از نگارش دیدگاه تان در مورد نوشتار من، بسیار خرسندم شخصیت صاحبنطری همچون شما نوشته مرا خوانده اید و ابراز نظر نموده اید. در گذشته نه چندان دور، در مصاحبه هائی که برخی از رسانه های تلویزیونی از جمله “ صدای آمریکا” با شما داشته اند؛ تا حدودی با افکار و دیدگاه های جنابعالی، در مورد مسائل مربوط به منطقه خاورمیانه آشنائی دارم.
    فراموش نکنیم که آرامش در ترکیه، از زمانی که دوره ریاست جمهوری آقای “ عصمت اینونو” در این کشور به پایان رسید؛ یک رکود نود درجه ای پیدا کرد. بدیهی است که انقلاب سیاه و شوم اسلامی در میهن ما، نه فقط بر کشورهای همسایه با ایران تأثیرات صد در صدی داشته است؛ بلکه دیگر کشورهای موجود در منطقه، حتی در دیگر قاره های جهان نیز تحت تأثیر این رویداد قرار گرفته اند. در این رهگذر، متأسفانه بخش دگماتیسم دینی(اسلامی) در ترکیه ، در کشوری که یکی از افتخارات اش حضور “ دموکراسی “ در این سرزمین بود؛ خطرآفرین شد. به پندار من آقای اردوغان در نظر دارد، که در ترکیه نیز یک حاکمیت اسلامی را بر سر کار بیاورد(به طور حتم و یقین با ریاست دائم العمر خویش، مانند حافظ اسد در سوریه)؛ چنین هدفی همه ذهنیت ایشان را اشغال کرده و نمی تواند به مسائل دیگر فکر بکند.
    بر همین اساس، می توان نتیجه گرفت، تا ایالات متحده آمریکا، در صدد حضور همیشگی خودش در منطقه است؛ در ترکیه و سایر ممالک خاورمیانه اثری از آرامش باقی نخواهد ماند
    پیوسته بهروز و پیروز و شادمان باشید
    با احترام محترم مومنی

Comments are closed.