بنابه گزارش ارسالی  خانواده روحانی آزادیخواه آقای کاظمینی بروجری در سالن ملاقت مورد اذیت و آزار و بازرسی توهین آمیز مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفتند .

روزشنبه مورخ 9 آذر 1392، خانواده آقای کاظمینی بروجردی که برای ملاقات ایشان به زندان اوین رفته بودند مورد آزار و بازرسی شدید بدنی و غیر معمول قرارگرفتند.خانواده اقای بروجردی که شامل همسر و دختران جوان ایشان بود مورد فحاشی و بازرسی های که توام با هتک حرمت بود، قرار دادند و درپی اعتراض خانواده به شرایط ، واکنش بازرسان وقیحانه تر می شد.

قابل ذکر است که برادر آقای بروجردی ، سید محسن کاظمینی بروجردی نیز مورد فحاشی و ناسزاهای عوامل اطلاعات در سالن ملاقات قرار گرفت و لباس وی را نیز از تنش بیرون آورده و مورد تفتیش بدنی قرار دادند که وی نیز از شرایط پیش آمده شاکی بود.

در سالن بازرسی ماموران قبلی زندان اوین نبودند و افراد جدیدی که از وزارت اطلاعات بودند برای تفتیش بدنی گماشته بودند .این در حالی است که عوامل وزارت اطلاعات از هر گونه ازار و اذیتی برای به زانو درآوردن آقای بروجردی و تسلیم وی برای توبه نامه فروگزار نبوده است.

روحانی آزادیخواه و زندانی سید حسین کاظمینی بروجردی ۵۵ ساله که آخرین بار در سال ۱۳۸۵ با یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر و لی فقیه همراه با خانواده و تعداد زیادی از هوادرانش دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید و از آن تاریخ تاکنون در شرایط حاد جسمی که در اثر شکنجه های جسمی و روحی دچار شده است بدون درمان به حال خود رها شده است و مستمرا ایشان و خانواده اش تحت فشارها و اذیت و آزارهای دادگاه ویژه روحانیت ( سرکوب روحانیون آزادخواه ) قرار دارد.

در حال حاظر او در سالن ۳۲۵ بند ۷ زندان اوین که مخصوص دادگاه ویژه روحانیت است زندانی است.

اذیت وآزارها و رفتارهای وحشیانه بدستور ابراهیم رئیسی دادستان ویژه روحانیت ، معاون اول قوه قضاییه ولی فقیه و از اعضای اصلی کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال ۶۷ می باشد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، بازرسی توهین آمیز، مورد اذیت و آزار و فحاشی قرار دادن خانواده آقای کاظمین بروجردی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار دخالت برای پایان دادن به رفتارهای وحشیانه علیه روحانی آزادی و زندانی آقای کاظمینی بروجردی و خانواده اش می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۱ آذر۹۲ برابر با ۲ دسامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیدرمان حمیدرضا مرادی متوقف شده است
مقاله بعدیجان ۶ زندانی عقیدتی اهل سنت در ۲۹ـمین روز اعتصاب غذا در معرض خطر جدی قرار گرفته است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.