فرنگیس مظلوم مادر سهیل عربی گفت علیرغم مراجعه به زندان تهران بزرگ، برای سومین هفته متوالی نتوانسته پسرش را در زندان ملاقات کند و این موضوع در کنار صدور حکم جدید، خانواده این زندانی سیاسی را نگران کرده است.

سهیل عربی از آبان ۱۳۹۲ به دلیل ابراز عقیده در فیسبوک، محبوس شده و هم اینک در زندان تهران بزرگ نگهداری می‌شود. مادر سهیل عربی گفت دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی به او گفته است ممنوعیت ملاقات رفع شده و مشکلی برای ملاقات وجود ندارد اما مسئولان زندان بدون هماهنگی با دادیار مانع ملاقات آنان شده اند.

فرنگیس مظلوم گفت یک زندانی در تماس تلفنی با او خبر داده که سهیل را مجددا ضرب و شتم کرده‌اند. خانم عربی گفت نگران است که دلیل ممانعت از ملاقات، پنهان کردن آثار ضرب و شتم باشد: «ولی یک زندانی به من خبر داد که سهیل رو مجددا زدند و حتما این دوشنبه بیایید ملاقات سهیل، به من ملاقات ندادند و از دلشوره دارم دیوونه می‌شوم/ احتمالا یه بلایی دوباره سر این بچه آوردند که نمیخواهند من ببینم. مثل سه چهار هفته پیش که زده بودند زیر چشماش کبود و سیاه شده بود، به این دلیل که از دراویش حمایت کرده بود.»

ماموران زندان حدود چهار هفته قبل به دلیل حمایت سهیل عربی از دراویش و اعتراض به توهین و ضرب و شتم دراویش زندانی، از سوی مسئولین مورد ضرب و شتم واقع شده است. وکیل سهیل عربی نیز خبر داده که قوه قضائیه در حکمی جدید این زندانی سیاسی را به دلیل فعالیت سیاسی در داخل زندان به سه سال حبس، چهار میلیون تومان جریمه نقدی و تبعید به برازجان محکوم کرده است: «که دیشب هم پیغام وکیلشون رو دیدم که سه سال دیگر هم براشون حکم بریدند با تبعید به برازجان و چهار میلیون جریمه نقدی. وکیلش گفت حکم را به من ابلاغ کردند و دیگه نیازی نیست سهیل را هم ببرند، دوباره من باید منتظر باشم تا بلکه دوشنبه دیگه بتوانم خبری از پسرم بگیرم، خیلی نگران و ناراحتم و این حکم را هم دیشب خوندم اینقدر حالم بد شد که گفتم از خودش بپرسم که متاسفانه نشد.»

خانم مظلوم گفت به دلیل سوختن کارت بانکی این زندانی، او به سختی می‌تواند برای فرزندش پول بفرستد: «نمی‌توانم پولی برایش بریزم. هیچ کاری نمی‌توانم برای این بچه بکنم چون کارت پولش سوخته. الان دو ما است به این شماره و آن شماره برایش پول میریزم.»

سهیل عربی آبان ۱۳۹۲ از سوی سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، در ایران بازداشت و ابتدا به اتهام سب النبی (دشنام به پیامبر اسلام) به اعدام محکوم شد ولی با اطلاع رسانی و تلاش خانواده و وکلا، حکم اعدام او در دیوان عالی کشور لغو شد و در دادرسی مجدد، به هفت سال و نیم زندان و دو سال تحقیقات مذهبی (برای اثبات پشیمانی) و دو سال ممنوع الخروجی پس از آزادی محکوم شد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ مادر سهیل عربی گفت قوه قضائیه سهیل عربی را به دلیل صدور بیانیه‌های سیاسی و حمایت از اعتراضات دی ماه و مرداد در ایران، بار دیگر محکوم کرده است: «سهیل بیانیه داده بود که زندان تهران بزرگ را به جهنم تشبیه کرده بود و هم این که گفتند سهیل از توی زندان داره اعتراضات دی ماه را رهبری میکنه، سهیل چند بیانیه سیاسی به خارج زندان فرستاد و یکی را هم با صدای خودش پخش کرد، همین باعث شد که دوباره سه سال دیگه زندان و تبعید و جریمه صادر بشه.»

مقاله قبلیمحمد حبیبی؛ در انتظار انتقال پرونده از زندان تهران بزرگ برای مداوا
مقاله بعدیوکیل زینب سکانوند: قاضی به استدلال‌های من درباره مرتکب نشدن قتل از سوی موکلم توجه نکرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.