فائزه عبدی‌پور، از دراویش گنابادی گفت با گذشت بیش از چهل روز بی‌خبری از هشت درویش گنابادی در زندان، قوه قضائیه از پاسخگویی درباره دلیل قطع ارتباط و ممنوعیت ملاقات و تلفن خودداری می‌کند و اظهارات متناقض مقامات قضایی خانواده‌های آنان را بیش از پیش نگران کرده است.

فائزه عبدی پور فعال دانشجویی و همسر محمد شریفی یکی از دراویشی که در بیخبری به سر می برند، روز هیجده مهر ۹۷ گفت مقامات قضایی توضیح درستی به خانواده زندانیان نمی دهند و با اظهارات متناقض خانواده ها را نگران و سرگردان کرده‌اند.

این فعال دانشجویی درباره تناقضات مقامات قضایی گفت: « مقامات قضایی خانواده‌ها رو پاسکاری می‌کنند، پیش رستمی دادیار ناظر بر زندان که مراجعه میکنند می‌گویند بچه ها در زندان بزرگ هستند ملاقاتشان آزاد است حق تماس هم دارند، پیش فرزادی رئیس زندان بزرگ هم که می روید می‌گویند نه اینجوری نیست و از مقامات بالا و از جمله رستمی دادیار زندان دستور آمده که اینها در انفرادی باشند و حق ملاقات و تماس تلفنی ندارند، ولی معاون زندان می‌گوید تلفن و ملاقاتشان ممنوع نیست و خودشان دوست ندارند زنگ بزنند یا ملاقات کنند که مشخصه کذب محض است. شنبه این هفته (۱۴ مهر) هم که خانواده‌ها برای پیگیری رفته بودند گفتند تا آذر ماه اجازه تماس و ملاقات به آنها داده نمی‌شود و در انفرادی زندان تهران بزرگ هستند.»

رضا انتصاری، محمد شریفی‌مقدم، کسری نوری، مرتضی کنگرلو بیلچی، سینا انتصاری، مهدی اسکندری، امیر نوری و حسام معینی نام این دراویش است. خانم عبدی‌پور، همسر محمد شریفی‌مقدم، گفت حتی زندان محل نگهداری آنان هم مشخص نیست و ممکن است به زندانی دیگر منتقل شده باشند. تحصن دراویش مرد در زندان تهران بزرگ که به انتقال آنان به انفرادی منجر شد، واکنشی بود به حمله به زنان درویش در زندان قرچک در روز ۲۳خرداد ۹۷که با ضرب و شتم و فیلمبرداری از آنان همراه بود. حمله‌ای که با واکنش دراویش زندانی تهران بزرگ و تحصن و اعتصاب غذای آنان روبرو شد.

فائزه عبدی پور گفت بیخبری و اظهارات متناقض مسئولان قضایی خانواده و دوستان هشت درویش گنابادی را نگران کرده که نکند بلایی سرشان آمده است که زندان نمی‌خواهند خانواده ها مطلع شوند. به گفته خانم عبدی پور دادستان تهران درباره پرونده جدید و اتهامات مطرح شده به خانواده ها توضیحی ارائه نکرده اند: «گفتند پرونده جدیدی براشان باز شده و معلوم نیست اتهامشان چیست و به خانواده ها جواب درستی نمی‌دهند هیچ قانونی هم نیست که این محرومیت ها را توجیه کند. این بیخبری خانواده ها رو نگران کرده که نکند که بلایی سر آنها آوردند که نمی‌خواهند خانواده ها آنها را ببینند.»

این فعال دانشجویی گفت علیرغم ضرب و جرح هشت درویش قبل از فرستادن به انفرادی، آنان درمان نشده‌اند و زندان از تحویل وسایل شخصی آنان خودداری کرده و گفته باید مجددا از فروشگاه زندان بخرند: «اینها با ضرب و شتم و در وضعیت جسمی بدی به انفرادی فرستاده شدند و علاوه بر این وسایل شخصیشان مثل پتو لباس را به آنان ندادند، درمان هم نشدند، خانواده ها پیگیری زیادی کردند که باید این وسایل به آنها برسه ولی ولی مقامت قضایی گفتند در نهایت می‌توانند از زندان دوباره بخرند که خیلی هم گران است و تازه گفتند باید ببینیم آیا می شود به دستشون برسونه یا نه، جان آدم ها برایشان مهم نیست و در همین شرایط هم دنبال بیزینس زندان هستند.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشردر ایران؛ فائزه عبدی پور وضعیت آب و غذا و بهداشت در زندان بزرگ را «خیلی بد و فرای تصور» توصیف کرد به طوری که حتی بعد از جوشاندن نیز بو و مزه نامطبوع دارد: «وضعیت بهداشت و خوراک و آب در زندان تهران بزرگ بد و فرای تصور است، آب زندان تهران بزرگ حتی بعد جوشاندن هم بو و مزه نامطبوعی دارد، برای همین باید خودشان از فروشگاه زندان آب معدنی بخرند، چون آب خود زندان سریع رسوب می‌کند و دچار بیماری‌های کلیوی می‌شوند. غذای زندان هم به دلیل بی کیفیتی قابل خوردن نیست و زندانیان گفتند اصول بهداشتی هم رعایت نمی‌شود و تاکنون بارها سوسک و فضله موش پیدا شده.»

مقاله قبلیکارشناسان سازمان ملل: زغال قاچاق سومالی از طریق جمهوری اسلامی به فروش می‌رسد
مقاله بعدیفدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل تهدید کامیونداران زندانی به اعدام را محکوم کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.