برادر یوسف فرهادی‌بابادی گفت با گذشت بیش از دو هفته از دستگیری، اتهامات و محل نگهداری این فعال محیط زیست معلوم نیست و بدون دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده در بازداشت نیروهای امنیتی است. جولان فرهادی گفت اتهام‌زنی و پرونده‌سازی رسانه‌ها و فعالان سایبری مرتبط با نهادهای امنیتی و شایعاتی درباره تلاش برای گرفتن اعترافات اجباری، خانواده و نزدیکان او را نگران کرده است.

یوسف فرهادی بابادی، روزنامه‌نگار، فعال محیط زیست و عضو کمپین صدای آب، روز ۲۸ بهمن ماه توسط وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

جولان فرهادی، برادر یوسف که مقیم آلمان است، روز ۱۶ اسفند گفت او از زمان بازداشت جز دو تماس تلفنی کوتاه ارتباطی نداشته، از مشاوره حقوقی و دسترسی به وکیل محروم است و خانواده از اتهامات و محل نگهداری‌اش اطلاع دقیقی ندارند: «حدود سه هفته است ما از ایشان هیچ خبری نداریم که حال و وضعیتش چطور است، نمی‌دانیم تفهیم اتهام شده یا خیر و یا اتهاماتش چیست، به جز دو تماس کوتاه یک‌جمله‌ای ارتباطی با بیرون بازداشتگاه نداشته، بار اول گفته که حالش خوب است، بار دوم هم در تماس تلفنی کوتاهی گفته اگر شما کم نیاورید من کم نمی‌آورم، که این موضوع هم نگرانی ما را بیشتر کرده که چه شرایطی حاکم است که از مقاومت و کم نیاوردن گفته است.»

جولان فرهادی در گفتگوی نسبت به سلامتی برادرش تاکید کرد و گفت برادرش قبل از بازداشت هیچ گونه مشکل پزشکی نداشته است. او گفت یوسف قبل از بازداشت مشکل روانی نداشت، قرص اعصاب مصرف نمی‌کرد، هیچ ضربه سهمگین یا جسم سختی به سرش نخورده و سالم و سرحال بود. اشاره حاکی از نگرانی آقای فرهادی به تکرار مرگ‌های مشکوک فعالان سیاسی و مدنی در بازداشتگاه‌های جمهوری اسلامی و این نکته است که نهادهای امنیتی، در مقام توجیه، اغلب مشکلات و بیماری‌های قبل از بازداشت را به عنوان دلیل و عامل آن معرفی می‌کنند.

یوسف فرهادی فعال محیط زیست و از فعالان کمپین محیط زیستی صدای آب است که یکی از فعالیت‌های آن افشاگری درباره پروژه‌های غیرقانونی ضدمحیط زیستی است که اغلب در جهت منافع و با پشتیبانی نهادهای قدرتمند سیاسی و امنیتی اجرا می‌شود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ پدیده‌ای که یوسف فرهادی آن را مافیای آب می‌نامد و جولان فعالیت‌های برادرش در مخالفت با این پروژه‌ها را دلیل بازداشت او می‌داند: «کمپین صدای آب و مشخصا یوسف یکی از فعالیت‌هایش مخالفت با انتقال آب کارون بود که اراده‌ای سیاسی و امنیتی در تلاش برای اجرای آن است، بسیاری از قراردادها و پروژه‌های انتقال آب که توسط مجموعه قرارگاه خاتم انجام می‌شود، از فرایند تصویب پروژه تا صدور مجوز و اجرا مشکل دارد و غیرقانونی است، پروژه های مختلفی مانند تونل گلاب، تونل کارون ۱ و ۲ و امثال آن فاقد مجوزهای محیط زیستی است و فقط یک دلیل سیاسی امنیتی و البته اقتصادی پشت این موضوع است، اعتراض یوسف و دوستانش به این پروژه‌های غیرقانونی و غیرمحیط زیستی باعث شده که افراد و دستگاه‌هایی که از این پروژه‌ها نفع می‌برند سعی کنند آن‌ها را به شکلی ساکت کنند.»

مقاله قبلیسیارک‌ها به همین سادگی نابود نمی‌شوند
مقاله بعدیسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات هدایتی و ۱۰ متهم دیگر
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.