یک منبع مطلع گفت صادق قیصری، روزنامه‌نگار ۲۷ ساله‌ای که در حمله ماموران امنیتی به دراویش در ۳۰ اسفند ۹۶ بازداشت شد، همچنان بدون دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده در زندان مرکزی تهران بزرگ (فشافویه) نگهداری می‌شود.

منبع مطلع که از دوستان این روزنامه‌نگار ۲۷ ساله است،گفت صادق قیصری در زمان بازداشت در پی ضرب و شتم پلیس از ناحیه جمجمه دچار شکستگی شده و به گفته پزشکان زندان تهران مرکزی بزرگ نیاز به جراحی و بستری شدن در بیمارستانی با امکانات کافی دارد اما مقامات امنیتی-قضایی از انتقال او به بیمارستان و یا آزادی او به قید وثیقه خودداری می‌کنند.

به گفته این منبع صادق قیصری از دراویش گنابادی نیست ولی روز ۳۰ اسفند و پس از انتشار اخبار محاصره دراویش برای تهیه گزارش به خیابان پاسداران رفته و با ضرب و شتم بازداشت شده است. یکی از دوستان صادق قیصری گفت: «صادق درویش نیست و هیچ نسبت فکری هم با دراویش ندارد ولی بعد از خبر درگیری و محاصره دراویش برای گزارشگری به آنجا رفته بود، ماموران او را در حال فیلم و عکسبرداری گرفتند و چند نفری با باتوم به جانش افتادند جوری که جمجمه اش شکسته و نیاز به جراجی دارد، ولی نه از جراحی خبری هست و نه از آزادی.»

صادق قیصری دانش‌آموخته جغرافیا و برنامه‌ریزی شهر در ابتدای دهه نود دبیری بخش اندیشه روزنامه ستاره صبح را به عهده داشت و با روزنامه‌های بهار و همدلی نیز همکاری می‌کرد. منبع مطلع گفت صادق قیصری خود را برای آزمون دکترا آماده کرده بود ولی پنج روز مانده به امتحان بازداشت شد و فرصت شرکت در آزمون را از دست داد.

منبع مطلع گفت مقامات قضایی از پاسخگویی به مکاتبات صادق قیصری از زندان مرکزی تهران بزرگ و همچنین سوالات خانواده‌اش درباره اتهام و زمان دادگاه و آزادی صادق خودداری می‌کنند.

ده‌ها تن از دراویش مرد که در جریان حمله ماموران پلیس و لباس شخصی بازداشت شدند نیز بدون رسیدگی‌ پزشکی و دسترسی به وکیل در زندان تهران بزرگ در منطقه فشافویه نگهداری می‌شوند. منابع کمپین این زندان را فاقد امکانات پزشکی و بهداشتی اولیه‌ای مانند آب کافی برای نوشیدن و شستشو و حمام توصیف کرده‌اند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ ندامتگاه مرکزی تهران بزرگ که از آن به عنوان زندان فشافویه نیز یاد می‌شود، در جنوبی‌ترین منطقه استان تهران (۳۲ کیلومتری جنوب تهران) در حسن آباد قم واقع شده و برای نگهداری ۱۵ هزار تن از محکومان مواد مخدر ساخته شده است. رسول بداقی معلمی که تجربه هفت ساله زندان خود را به اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی بین سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۵ در زندان‌های اوین تهران و رجایی شهر کرج گذرانده، پس از دو ماه نگهداری در ندامتگاه تهران بزرگ آن را جهنمی در کویر توصیف کرد و به کمپین گفته است که «خود زندانیان به زندان تهران بزرگ می‌گویند فینال زندان‌های ایران، ولی من اسمش را گذاشته‌ام جهنمی در کویر، چون در کویر حسن آباد قم قرار گرفته و مخصوصا در تابستان یک جهنم بدون آب و وسایل خنک کننده است.»

مقاله قبلیاز شناسنامه اصلی مان محافظت کنیم!! محترم مومنی روحی
مقاله بعدیکشف بزرگ‌ترین قربانگاه کودکان جهان در پرو
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.