دخالت های غیر قانونی قاضی صلواتی (رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب) در روند درمانی زندانیان عقیدتی-سیاسی، با دستور نهادهای امنیتی همچنان ادامه دارد و در اقدامی تازه، این قاضی امنیتی-اطلاعاتی از اعزام امید بهروزی از وکلا و حقوقدانان زندانی دروایش و مدیر سایت مجذوبان نور به مرکز درمانی جلوگیری به عمل آورد.

  در ادامه‌ی دخالت‌ نهادهای امنیتی در رابطه با درمان زندانیان سیاسی-عقیدتی، از اعزام امید بهروزی از وکلا و فعالان حقوق دراویش گنابادی برای معاینه توسط پزشک متخصص و ام‌آر‌آی گوش به دستور قاضی صلواتی جلوگیری بعمل آماده است.

قاضی صلواتی دراویش زندانی را مکلف به استفاده از لباس ویژه زندانیان و دستبند در اعزام به مراکز درمانی کرده است. پیش از این نیز، قاضی صلواتی اعلام داشته بود که اعزام دراویش زندانی به مراکز درمانی منوط به رضایت وزارت اطلاعات می‌باشد.

امید بهروزی از حقوقدانان زندانی در هنگام دستگیری در شهریورماه سال ۹۰ توسط مامورین امنیتی وزارت اطلاعات مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود و همین امر باعث صدمات جدی به عصب شنوایی گوش سمت چپ این درویش زندانی شده است که با گذشت بیش از ۲۹ ماه از این عارضه و جلوگیری از درمان برای این زندانی عقیدتی دچار افت شنوایی جدی شده است.

این در حالیست که وضعیت جسمی سایر دراویش زندانی نیز در وضعیت خطرناکی قرار دارد. یکی از این دراویش آقای حمیدرضا مرادی‌ست که در حال حاضر بیش از ۳ ماه از انتقال وی به بیمارستان تخصصی قلب جلوگیری به عمل آمده است.

خانم خلیلی همسر این درویش زندانی در مصاحبه‌ای در مورد توقف درمان همسرش گفته و خاطرنشان کرده بود: “پانزده آبان ماه همسرم بعد از اعتصاب و وخامت حالش به بیمارستان تجریش منتقل شد اما بعد از دو هفته درمانش متوقف شد. دکتر بیمارستان گفته گرفتگی آئورت دارند و باید به بیمارستان قلب تهران منتقل شده و سریع تحت عمل جراحی قرار بگیرند، زیرا بیمارستان شهدای تجریش تجهیزات ندارد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور،اما پیگیری ها و نامه نوشتن به قاضی صلواتی و رئیس زندان و اجرای احکام، تا الان بی نتیجه بوده و درمانش به دستور قاضی صلواتی متوقف شده است. پیش قاضی صلواتی رفتم و از پرونده پزشکی همسرم هم خبر دارد اما می گوید تا الان پاش درد می کرده و ربطی به قلب ندارد و نسبت به تجویز پزشکان هم توجهی نمی کند.

چند روز پیش هم که با دکتر آقای مرادی حرف زدم گفت متاسفانه بیماری همسرم در حال پیشرفت است و باید هر چه زودتر تحت عمل قرار بگیرد. الان فقط برای اینکه خون لخته نشود و سکته نکند دارو می دهند. واقعا دلیل این همه اذیت و آزار دروایش را نمی فهمم.”

مقاله قبلیعذرخواهی راد بابت اظهاراتش درجشنواره فجر
مقاله بعدیبی‌سابقه‌ترین قتل عام حیات وحش در سال جاری: کشتار بیش از ۲۰ راس آهو و قوچ در مشهد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.