وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی درباره بازداشت چهار نفری که پیشتر اتهام آنها «خرابکاری» در یک تأسیسات هسته‌‌ای ایران عنوان شده بود، گفت پرونده این افراد اطلاعاتی و امنیتی نیست و آنها «دزد ضایعات آهن بودند نه خرابکار.»

 محمود علوی، در گفت وگو با پایگاه اطلاع‌رسانی مجلس ایران اضافه کرد: «به دلیل آنکه در محوطه سایت، ضایعات آهن و فولاد وجود داشته زیر دیوار یک و نیم متری که دور محوطه است، رفته و فنس را سوراخ کرده بودند تا این ضایعات را در بازار بفروشند».

خبرگزاری فرانسه گزار ش کرد:  وزیر اطلاعات ایران گفت: «در واقع این افراد “دزد” بودند نه “خرابکار هسته‌ای” و از اهالی روستای همان اطراف نیروگاه بودند و سابقه این کارها را هم داشتند.»

 در واکنش به این اظهارات، علی‌اکبر صالحی- رییس سازمان انرژی اتمی ایران، که کمتر از یک ماه پیش با اعلام خبر دستگیری این چهار نفر، اتهام آنها را خرابکاری در یکی از تأسیسات هسته‌ای ایران عنوان کرده بود، امروز گفت: «اگر وزارت اطلاعات بررسی کرده و گفته دزد هستند که هیچ؛ ولی چه دزد جالبی که زیر دیوار بتونی را در آن شرایط حفر کرده و تلاش داشته که وارد سایت شود.»

صالحی پیشتر تأکید کرده بود که: «این افراد از ابتدا شناسایی شدن و به آنها اجازه داده شد که تا حدی در کار خود پیش بروند.»

 به گفته مقامات ایران، تا کنون چندین بار تأسیسات هسته‌ای این کشور هدف حملات خرابکارانه قرار گرفته است.

 در ماه اوت 2012، فريدون عباسی- رييس وقت سازمان انرژی اتمی ايران، در وين از خرابکاری در خطوط انتقال برق به تأسيسات “فردو” خبر داد و گفت که بروز يک انفجار، باعث تخريب خطوط برق مرکز زير زمينی هسته ای فردو شد.

 همچنین ایران بارها افرادی را به اتهام جاسوسی در زمینه فعالیت هسته‌ای این کشور بازداشت کرده است.

سازمان انرژی اتمی ایران قصد دارد با ایجاد یگان حفاظت از این سازمان امنیت فعالیت‌های هسته‌ای خود را افزایش دهد.

مقاله قبلیسنای آمریکا در تدارک تحریم های جدید علیه ایران
مقاله بعدیصالحی: غنی سازی 20 درصد متوقف نشده است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.