احمد منتظری فرزند آیت الله منتظری که  امروز صبح بدون هیچ گونه احضاریه رسمی برای ابلاغ حکم دادگاه تجدیدنظر دادگاه ویژه روحانیت فراخوانده شده بود، بازداشت شد.

 متن اطلاعیه بیت آیت الله منتظری به شرح زیر است:

بسم اللّه الرحمن الرحیم
“ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا، تتنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا…”

گویی مظلومیت و حق گویی منتظری هم ودیعه و ارثی است که دوستداران و علاقه مندان آن بزرگوار و خانواده ایشان بایستی آن را پاس داشته و به عوارض آن مبتلا گردند؛ و علی رغم همه دشمنی ها و سختی ها و نیش زبان ها برای بازگویی حقایق و امر به معروف و نهی از منکر، لحظه ای از پای ننشینند.

به دنبال انتشار فایل صوتی مربوط به دیدار آیت الله منتظری با هیأتی که عهده دار #اعدامهای_تابستان_۱۳۶٧ بودند و برخوردهای غیر منصفانه و شانتاژهای رسانه ای و مغلطه گری حتی کسانی که بسیاری از مردم به آنها دل بسته بودند، امروز صبح حجه الاسلام والمسلمین احمد منتظری بدون هیچ گونه احضاریه رسمی برای ابلاغ حکم دادگاه تجدیدنظر دادگاه ویژه روحانیت فراخوانده شد و پس از ساعتی اطلاع داد که: “ماندگار شده ام”.

این دادگاه فراقانونی که به فرموده پیر روشن ضمیری که خود را منتسب به ایشان می دانیم به ابزاری در دست مقامات برای انجام خواسته های آنها بدل شده است، و اساس تاسیس آن برای مطامع سیاسی باب طبع قدرتمداران بوده است، به هیچ وجه صلاحیت قضاوت و دخالت در اموری را که خود متصدیان آن از متهمان این قضایا می باشند ندارد.

“وَ تَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ وَ کَفی بِاللَّهِ وَکیلاً”

ما امیدمان فقط به لطف خداوند قادر متعال است و از مردم عزیزمان ملتمس دعای خیر هستیم.

۴ اسفند ١٣٩۵
بیت آیت الله العظمی منتظری (ره)

مقاله قبلیدر گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری آناتولی؛ معتمدآریا از تسلط تلویزیون جمهوری اسلامی بر سینمای کشور انتقاد نمود
مقاله بعدی” نزار زاکا ” یا ” گنج پنهان ” آمریکا کیست؟!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.