احمد زید آبادی، روزنامه نگار روز ۳۱ اربیهشت ماه پس از پایان دوران ۶ سال حبس برای اجرای حکم تبعید به شهر گناباد منتقل شد. دادستانی تهران به خانواده این روزنامه نگار در روزهای پیش تر اطلاع داده بود که او پس از پایان دوران حبسش مستقیما از زندان رجایی شهر کرج به خانه نامشخصی در گناباد منتقل خواهد شد.

اجرای حکم تبعید این زندانی بلافاصله پس از اتمام حکم شش سال حبسش اتفاقی غیرمعمول است و برای خانواده اش بسیار غیر منتظره بود.

یک منبع آگاه به پرونده احمد زید آبادی گفت طبق حکم دادستانی تهران، ۵ سال تبعید آقای زید آبادی به دو سال تبدیل شده است با این حال این حکم جدید به زندانی یا وکیلش نشان داده نشده است. احمد زید آبادی بر اساس این حکم، باید هر روز خود را به فرمانداری شهر گناباد معرفی کند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران؛  این منبع گفت: «مدتی پیش مسوولی در دفتر دادستانی تهران از اجرای حکم تبعید این روزنامه نگار  به خانواده آقای زید آبادی خبر داده بود اما آنها هیچکدام باور نکردند و به نظرشان بعید بود که پس از ۶ سال بخواهند او را بیشتر آزار دهند.»

مهدیه محمدی گرگانی، همسر احمد زید آبادی روز ۲۹ تیرماه با اعلام این خبر در صفحه فیسبوکش نوشت:«منتظر بودیم روز ۳۱ اردبیهشت احمد بعد از ۶ سال زندان آزاد بشه اما حالا میگن از همون زندان میبرنش تبعید. احساس می کنم خیلی مظلومیم.»

احمد زید آبادی، روزنامه نگار و دبیر کل سازمان ادوار تحکیم وحدت در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ بازداشت و به بند دو- الف سپاه پاسداران در زندان اوین منتقل شد. این روزنامه نگار روز ۲ آذر ماه ۱۳۸۸ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهامات تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی در ایجاد اغتشاش بعد از انتخابات ریاست جمهوری و توهین به رهبری به ۶ سال زندان، ۵ سال تبعید در شهر گناباد و محرومیت دایمی از فعالیت های اجتماعی و سیاسی محکوم شد.

احمد زید آبادی از سال ۱۳۶۸ روزنامه نگاری را با کار در روزنامه اطلاعات آغاز کرد و پس از دوم خرداد با بیشتر روزنامه های اصلاح طلب همکاری داشت. او همچنین عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران بود. مهمترین اتهام او در بازداشت سال ۸۸، نگارش نامه سرگشاده ای خطاب به علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی بود که در آن از انتقاد ناپذیری رهبر انتقاد کرده بود.

این روزنامه نگار از بهمن ماه ۱۳۸۸ به دلایل نامشخصی همراه با تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران روز ۱۰ اردبیهشت ماه در گفتگویی با چارلی رز، روزنامه نگار آمریکایی در نیویورک با اظهار اینکه «کسی به دلیل عقایدش در ایران زندانی نمی شود» گفته بود: «کسانی که دست به جرم می زنند، کسانی که قوانین کشور را زیر پا می گذارند، نمی توانند پشت عنوان هایی مانند روزنامه نگار یا فعال سیاسی پنهان شوند.»

اما علی مطهری، نماینده اصول گرای مجلس روز ۲۲ اردبیهشت ماه در دانشگها زنجان در پاسخ به این سوال که آیا در ایران زندانی سیاسی نداریم، گفته بود: «بعضی زندانیان نقشی در وقایع سال ۸۸ نداشتند، ولی به صرف اینکه تفکر اصلاح طلبی دارند یا دوران اصلاحات فعال بودند در زندان به سر می برند و من شخصا متوجه نشدم که جرم اینها چیست.»

مقاله قبلیوزیر مسکن و شهرسازی در کابینه دکتر بختیار از شاپور بختیار و پیشنهاد ترور آیت‌الله خمینی می گوید
مقاله بعدیاحمد زیدآبادی را به جای خانه به تبعیدگاه فرستادند!
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.