باشگاه استقلال از سکته قلبی و درگذشت یک نوجوان طرفدار این تیم بعد از خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال خبر داد. این نوجوان که یکی از تماشاگران پروپاقرص تمرینات آبی پوشان بود در روز خداحافظی کاپیتان آبی ها در ورزشگاه حضور داشت و زمانی که خداحافظی مجیدی را دید با شوکی جبران ناپذیر مواجه شد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از سایت باشگاه استقلال : “حادثه تلخی بود. نمی‌شد باور کرد اما وقتی با منزل‌شان تماس گرفتیم به عمق تلخی پرواز بیشتر پی‌بردیم. متوجه شدیم احمد مظاهری‌یگانه، هوادار معلول استقلال که همیشه در تمرینات تیم هم حضور داشته از غصه خداحافظی کاپیتان فرهاد مجیدی پرواز کرده، به آسمان رفته تا خانواده‌اش از غم از دست دادنش عزادار شوند.

احمد، وقتی تماشاگر بازی استقلال و مس بود، با صحنه خداحافظی مجیدی مواجه شد. اتفاقی که نمی‌تواند باور کند، بر سرش می‌زند، گریه می‌کند. تا دو روز لب به غذا نمی‌زند. غصه می‌خورد، اشک می‌ریزد و حرفی هم نمی‌زند تا اینکه در نهایت دچار سکته قلبی می‌شود. خانواده، او را به بیمارستان بوعلی می‌برند. احمد در بخش CCU بیمارستان بوعلی بستری می‌شود.

در حالیکه نیمه بیهوش است از او می‌پرسند، می‌خواهی با فرهاد مجیدی تماس بگیریم تا با او حرف بزنی و احمد دستی به نشانه بله تکان می‌دهد. ساعاتی بعد این احمد است که دیگر روی زمین حضور ندارد؛ پرواز می‌کند به آسمانی که آبی است. باورش تلخ است، باورش سخت است که هوادار معلول استقلال طاقت خداحافظی مجیدی را ندارد و آنقدر غصه می‌خورد که به یک باره دچار سکته می‌شود.

حال مادر احمد خوب نبود اما با خاله‌اش که تماس گرفتیم همه ماجرا را همین‌طور برای‌مان توضیح داد. گفت: احمد را در قطعه 304 ردیف 51 بهشت‌زهرا دفن کرده‌اند. گفت احمد در محله‌شان خیابان نبرد جنوبی به استقلالی بودن معروف بود. می‌گفت با همه بازیکنان استقلال عکس هم دارد. خاله‌ هم داغدار از دست دادن خواهرزاده‌اش بود و می‌گفت احمد در این دو روز خیلی غصه‌ خداحافظی مجیدی را خورد. به سر و صورتش می‌زد و می‌گفت برایم سخت است که دیگر بازی‌های مجیدی را نبینم.

چهارشنبه هم ختم این هوادار است. مراسم سوم احمد مظاهری‌یگانه، که استقلال را دوست داشت و با خداحافظی فرهاد مجیدی از فوتبال از زندگی‌اش خداحافظی کرد. چینی نازک احساس او از سنگینی تلخ این خداحافظی شکست تا به آسمان پرواز کند، تا امروز خانواده‌اش از بار این تلخی پرواز احمد قامت‌شان خم شود. ما هم از این حادثه ناراحت شدیم، از هواداری که همراه استقلال بود و با وجود معلولیتی که داشت در تمرینات تیم شرکت می‌کرد و همه دلخوشی‌اش استقلال بود…”.

فرهاد مجیدی هفته گذشته پس از پایان بازی استقلال با مس کرمان در ورزشگاه آزادی از فوتبال خداحافظی کرد.

مقاله قبلیحسن روحانی: دولت ایران به مذاکرات هسته ای خوشبین نیست
مقاله بعدینلسون ماندلا بر پرده سینما نقش می‌بندد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.