صبح روز شنبه یک درویش ساکن شیراز از سوی پلیس امنیت (فتا) برای ساعاتی در اداره اماکن شیراز مورد بازجویی تهدید آمیز قرار گرفت.

 آقای ابراهیم صادقی از دراویش ساکن شیراز صبح روز شنبه توسط پلیس امنیت شیراز در ارتباط با تجمع اخیر دراویش در مقابل دادستانی تهران مورد بازجویی قرار گرفت. در این بازجویی که با تهدید و ارعاب همراه بوده است، مامورین این درویش را جهت اخذ تعهد اجباری در ارتباط با عدم شرکت در تجمعات مخل امنیت ملی و صدور فراخوان‌های مشابه، با تهدیداتی چون اخراج از دانشگاه و ایجاد درد سر برای وی، تحت فشار قرار دادند که با این وجود امضا تعهد نامه از سوی این درویش جوان رد شد.

تفتیش عقاید، توهین به بزرگان و مشایخ طریقت گنابادی، طرح اکاذیب در مورد جرایم دراویش زندانی از دیگر مواردی بوده که در این بازجویی غیرقانونی طرح شد، اما عمده سوالاتی در ارتباط با تجمع دراویش زندانی در مقابل دادستانی صورت گرفت. برخورد خشن و تهدید به ضرب و شتم نیز از دیگر موارد مشهود در این بازجویی بوده است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛ یادآور می‌شود روزهای ۱۷ و ۱۸ اسفند ماه عده زیادی از دراویش از سراسر کشور در اعتراض به وضعیت دراویش زندانی در مقابل دادستانی تهران گرد آمده و خواستار رسیدگی فوری به وضعیت آن‌ها می‌شوند. این گردهمایی اعتراضی در هر دو روز با بازداشت‌های گسترده و برخورد خشونت آمیز سرکوب می‌شود.

مقاله قبلیيك بازيگر ديگر به «ترميناتور» دعوت شد
مقاله بعدیدراویش گنابادی ساکن شوش خواستار پایان اعتصاب غذای دراویش زندانی شدند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.