در هفته گذشته اداره اطلاعات استان خوزستان، جمعی از دراویش گنابادی ساکن بندر امام خمینی را جهت پاره‌ای توضیحات فراخوانده است.

طی هفته گذشته تعدادی از دراویش گنابادی ساکن بندر امام ، با نام‌های امین بندری، غلام همتی، حسین نظری و سعید شایگان به اداره اطلاعات فراخوانده شدند و برای ساعاتی مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گرفتند.

گفتنی است مامورین امنیتی، آقای بندری که مسئول برگزاری مجالس درویشی در این شهر است را در ارتباط با تعداد و آمار دراویش گنابادی این ناحیه تحت فشار قرار داده‌اند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور، لازم به ذکر است که احضار و بازجویی اکثر این افراد از محل کارشان و در ساعات کاری صورت گرفته است.

یادآور می‌شود که اخیرا احضار و بازجویی غیرقانونی دراویش استان خوزستان شدت پیدا کرده است به طوری که در ماه‌های اخیر نیز گزارشاتی از احضار دراویش اهواز و ماهشهر منتشر شده بود.

مقاله قبلیاسنوکرباز ایرانی قهرمان جهان شد
مقاله بعدیبرادران «کوئن» فيلمنامه پروژه جديد «اسپیلبرگ» را مي‌نويسند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.