بنابه گزارشات رسیده  احضار ، بازجویی و تهدید چند ساعته همسر کشیش زندانی بهنام ایرانی توسط بازجویان وزارت اطلاعات.

روز دوشنبه ۱۱ شهریور ماه خانم کریستینا بابک خانوا همسر کشیش زندانی بهنام ایرانی توسط اداره اطلاعات کرج احضار شد فردی که خودش را حسینی می نامید خانم خانوا را برای مدت طولانی مورد بازجویی و تهدید قرار داد.او سئوالات متعددی با پرخاشگری و خشونت کلامی از ایشان پرسید که از جمله سئوالات این فرد ؛ هزینه های زندگی تان را چگونه تامین می کنید ؟ چه کسی به شما کمک می کند؟ چه کسانی با شما در ارتباط هستند ؟ ما شماها را زیر نظر داریم حواستان را کاملا جمع کنید و سئوالات متعدد دیگر.

خانم کریستینا خانوا همسر کشیش زندانی که همراه با ۲ فرزندش برای دیدار با خانواده اش به خارج از کشور مسافرت کرده بودند ، روز شنبه ۹ شهریورماه هنگام بازگشت در نقطه مرزی نوردوز بین ایران و ارمنستان آنها را به مدت ۲ ساعت متوقف کردند و مورد اذیت و آزار و فشارهای روحی قرار دادند و بعد از آن پاسپورتهای آنها را ضبط و نهایتا بعد از ۲ ساعت به آنها اجازه ورود به کشور را دادند.این فشارها و اذیت و آزارها در حالی صورت می گرفت که خانم خانوا همرا با ۲ فرزندش به نام های ربکا ۱۲ ساله و پسرش ادریل۵ ساله بود آنها شاهد برخوردهای غیر انسانی مامورین با مادرشان بودند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛هموطنان مسیحی در ایران به خاطر اعتقادات مذهبی شان همواره مورد یورش نیروهای وزارت اطلاعات ، دستگیری ، شکنجه های جسمی و روحی و احکام سنگین مانند اعدام و زندان قرار گرفته اند و کلیساهای آنها یا بسته می شود و یا اینکه اجازه برگزاری مراسم مذهبی به آنها داده نمی شود.

کشیش زندانی بهنام ایرانی از اعضای هیئت رهبری کلیساهای ایران می باشد. او آخرین بار در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ در یک کلیسای خانگی در کرج در حالیکه مشغول عبادت و دعا بود مورد هجوم مسلحانه مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و با برخوردی وحشیانه و ضرب و شتم به بند ۸ معروف به بند سپاه در زندان گوهردشت کرج منتقل شد و به مدت ۷۷ روز در سلولهای انفرادی مورد بازجویی قرار گرفت و نهایتا با پرونده سازی بازجویان وزارت اطلاعات به ۵ سال و ۸ ماه زندان محکوم شد و از آن زمان تاکنون در زندان ندامتگاه کرج زندانی می باشد. کشیش زندانی به بیماریهای متعددی مبتلا شده است و بازجویان وزارت اطلاعات نه او را درمان می کنند و نه اجازه مرخصی استعلاجی جهت درمان به وی می دهند .

رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای و آخوندهای همدست وی همواره علیه هموطنان مسیحی، زرتشتی،بهایی،داراویش،اهل تسنن،کلیمی و اقوام مختلف ایرانی شیوه های سرکوبگرانه و ضدبشری بکار می برند و دائم در ستیز و نبرد با بشریت در ایران، منطقه و جهان می باشد.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، احضار ، بازجویی و تهدید همسر کشیش زندانی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به مراجع قضایی بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۷ شهریور ۱۳۹۲ برابر با ۸ سپتامبر ۲۰۱۳

عکس بر گرفته از سایت شخصی کشیش بهنام ایرانی

مقاله قبلیتزریق آمپول مشکوک به یک زندانی سیاسی محکوم به اعدام جان این زندانی را در معرض خطر قرار داده است
مقاله بعدیزندانی سیاسی افشین سهراب زاده که در حال زجرکش شدن است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.