در حالی که کارگردان فیلم ابرقهرمانی «ددپول» از ساخت قسمت بعدی انصراف داده، هواداران کوئنتین تارانتینو تلاش دادند تا او روی صندلی کارگردانی این فیلم بنشیند.

 در حالی که همین آخر هفته تیم میلر با اعلام انصراف از ساخت قسمت بعدی «ددپول» موجب حیرت هواداران این فیلم شد، اکنون بازار اظهار نظرها برای انتخاب جایگزین برای وی بسیار داغ شده است.

گفته شده رایان رینولدز بازیگر اصلی این فیلم می‌گوید هیچ کس به جز کوئنتین تارانتینو شایسته نشستن روی صندلی کارگردانی «ددپول ۲» نیست.

کارل شامپیون از دست اندرکاران این پروژه نیز می‌گوید حضور تارانتینو به عنوان کارگردان این فیلم به معنی تثبیت فروشی میلیارد دلاری خواهد بود.

وی افزوده است: از خدا می‌خواهیم که این فیلم فیلمی مثل «بیل را بکش» باشد و فردی مثل تارانتینو دیالوگ‌ها را در دهان قهرمان داستان قرار دهد. این فوق‌العاده خواهد بود.

تهیه یک تومار که تاکنون امضای ۸۵۰ نفر پای آن قرار گرفته نیز حکایت از همین دارد که خیل طرفداران فیلم چشم به پاسخ کوئنتین تارانتینو برای ادامه این پروژه دوخته‌اند.

در این صورت می‌توان انتظار ساخت قسمت‌های بیشتری از این فیلم را داشت و خود رینولدز می‌تواند مطمئن باشد که در قسمت‌های بیشتری از این فیلم در نقش ددپول جلوی دوربین می‌رود.

اما این مساله نیز وجود دارد که تارانتینو همیشه خودش فیملنامه‌هایش را می‌نویسد و به جز فیلم ۱۹۹۷ او که اقتباسی از رمان النور لئونارد بود همه شخصیت‌های او حاصل خلاقیت خود وی هستند.

در عین حال تاکنون شاهد خروج کارگردان این فیلم از این پروژه بوده‌ایم و فیلمنامه نویس‌ها یعنی ریت رییس و پل رینک در حال ادامه کار خود هستند.

تارانتینو چندی پیش گفته بود پس از ساختن ۱۰ فیلم از کارگردانی فاصله می‌گیرد و «هشت نفرت‌انگیز» هشتمین فیلم او بود. شاید او برای دو فیلم باقی مانده حساسیت بیشتری داشته باشد.

خبر این جدایی در حالی منتشر ‌شد که میلر و رینولدز وقت زیادی گذاشتند تا بتوانند استودیوی فاکس را به ساخت فیلمی جداگانه با محوریت شخصیت ددپول مجاب کنند.

تیم میلر کارگردان «ددپول»، دو روز پیش از ساخت دنباله این فیلم ابرقهرمانی انصراف داد. اختلاف سلیقه میان میلر و رینولدز علت اصلی این جدایی عنوان شده و این در حالی است که بخش اول ماجراجویی‌های «ددپول» که حاصل همکاری مشترک این دو نفر بود با اقبالی گسترده و غیرمنتظره در گیشه جهان روبه‌رو شد، تا جایی که بعضی منتقدان ساخته میلر را پدیدآورنده موجی نو در دنیای فیلم‌های ابرقهرمانی توصیف کردند.

فروش جهانی فیلم «دد پول» از ۷۸۶ میلیون دلار عبور کرده و این فیلم تا کنون هفتمین فیلم پرفروش سال ۲۰۱۶ به شمار می‌رود.

به گزارش مهر به نقل از آسوشیتدپرس،«ددپول ۲» قرار است ژانویه ۲۰۱۸ راهی سینماها شود.

مقاله قبلیمهار انرژی قدم‌های انسان و تبدیل آن به برق
مقاله بعدیترکیه: لازم شود در عراق عملیات زمینی خواهیم داشت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.