احتمال مذاکرات موضوعی با آمریکا در آینده چه معنائی را دارد؟!

0
97

عباس عراقچی که مذاکره کننده ارشد جمهوری اسلامی، و معاون حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه رژیم آخوندی است؛ در روز چهارشنبه سی و یکم تیر ۹۴ خورشیدی، در یک نشست خبری در مورد ” مذاکرات موضوعی” که احتمال دارد در آینده با ایالات متحده داشته باشند؛ به خبرنگاران گفت: ” این که بعد از اجرائی شدن توافق، زمینه برای مذاکره در خصوص سایر مسائل مورد علاقه طرفین! وجود دارد؛ باید بگویم که احتمال دارد به صورت موضوعی و موردی، توسط مسؤلان تصمیم گیری و وارد مذاکره شویم. ” !

به بقیه پرسش و پاسخ های میان خبرنگاران با وی نمی پردازم. آنقدر در همین عبارات بالا، نکات مهم برای اشاره کردن به آنها وجود دارد؛ که می توان چندین کتاب در باره اش نگاشت. با آنکه از اوان به روی کار آمدن این حکومت ضد بشری در ایران، خمینی دیکتاتور و انتقامجو، که به اهتمام و با هزینه همین آمریکائی های جهانخوار، موفق به فروپاشی حکومت پادشاهی در ایران گردید. همین که جای پای منحوس اش در ایران سفت شد، و خیالش از بابت تحمیق کردن ملت و برخی از همسایگان با ایران آسوده گردید؛ شروع کرد به وا داشتن مردم به دشمنی با آمریکا و شیطان بزرگ نامیدن ایالات متحده . ولی همراهان او که چند تن شان از تحصیل کرده های ینگه دنیا(آمریکا) و از دانشجویان ” کنفدراسیون دانشجوئی ” در آن کشور بودند. و همیشه سر مخالفت با حکومت پهلوی را داشتند؛ با آنکه در ظاهر خمینی را تأیید می نمودند؛ اما در باطن همچنان با آمریکا روابط پنهانی زیادی داشتند!

آخوندهای مفلس و یک لا قبای آن موقع هم، به پیروی از امام شان جانب خصومت با آمریکا را گرفتند و به آتش این قضیه دامن زدند. ولی به مرور زمان دریافتند، که از این بابت چه خسارت های زیادی نصیب شان شده است. از این باب همواره به دنبال یک فرصت مناسب می گشتند؛ که دوباره با آمریکا روابط دوستانه ای را برقرار نمایند. پس از آغاز شدن مخالفت های شش قدرت بزرگ جهان با هسته ای شدن ایشان، بهترین فرصت ممکن در این رابطه برای آنها به وجود آمده بود. چون که از آن پس می توانستند، با شرکت نمودن در گفتگو با مخالقان خارجی خویش، به راحتی و بدون دخالت های دیگر بتوانند؛ آرام آرام زمینه های ایجاد روابط دوستانه و همکاری های دو جانبه با آمریکا را بچینند!

این زمینه چینی ها تا جائی برای آنها حائز اهمیت بود و هست؛ که حکومت شان و در نهایت میهن ما و ملت ایران را، دست کم برای چند دهه دیگر، در قیمومیت ایالات متحده قرار بدهند. بدیهی است که قیّم شدن آمریکا برای این حکومت خودفروخته و ضد ایرانی، مشمول هزینه های سیاسی فراوانی هم خواهد بود؛ که ….. ” هر کسی طاووس خواهد جور هندوستان کشد !

این دوستی، که رؤسای جمهوری هر دو کشور، به لطائف الحیل سعی دارند آن را نوع دیگری بنمایانند؛ مستلزم ادامه یافتن روابط هر از چندگاه یک بار آنان با همدیگر می باشد؛ که در این مورد از هم اکنون برای آن در حال زمینه چینی های کارساز هستند. از جمله یکی از این زمینه چینی ها، ” مذاکرات موضوعی ” است، که عباس عراقچی ملزم به بیان کردن آن بود. تا اینگونه هرگاه که خواسته باشند در رابطه با موضوع مهمی با قیم شان مشورت کنند؛ زیر عنوان همین عبارت(مذاکرات موضوعی ) ، که هیچگونه ربطی هم به مذاکرات هسته ای ایشان ندارد؛ نزد ارباب شان بروند و با همدیگر به راز و نیاز های سیاسی بپردازند!

تردیدی وجود ندارد، که در این رابطه حسین باراک اوباما به ریسک بسیار بزرگی دست زده است. زیرا امکان نارضایتی متحدان آمریکا، به ویژه اسرائیل و شیخ نشینان منطقه را، نسبت به موضع آمریکا و دشمن حتمی این متحدان، که حکومت آخوندی است را فراهم بیاورد و فزونی هم ببخشد. اوباما تلاش کرد تا در انتهای دوره دوم ریاست جمهوری اش بر کشور آمریکا، بتواند در تاریخ این مملکت ثبت نماید: ” سرانجام نخستین رئیس جمهور سیاه پوست ایالات متحده، با زیرکی خاص خودش، توانست کشور متبوع خویش را از درگیر شدن با یک جنگ فرسایشی دیگر، که امکان داشت دامنه اش به بروز جنگ جهانی سوم کشیده بشود نجات بدهد. ” !

جناب شان غافل از این حقیقت است، که دوستی جمهوری اسلامی با دیگران، همان ” دوستی خاله خرسه ” است؛ که خراب شدن اش ” دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. ” !

محترم مومنی

مطلب قبلیداعش‌های قلابی تهران بازداشت شدند
مطلب بعدیاسلامگرایان داعش: پاریس را مملو از اجساد می‌کنیم
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.