احتمال ضعیف تر شدن یک مورد، برای جدی تر و قوی تر گشتن مورد دیگر! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
100

قانون احتمالات، در بیشتر موارد زندگی مردم جهان نقش بسیار تعیین کننده ای را ایفا می کند. این وضعیت استثنائی فقط در محاسبات علم فیزیک کاربرد ندارد؛ بلکه با توجه به شرایط کنونی دنیا، به ویژه در بخش روابط سیاسی میان کشورهای گیتی، و به خصوص در ارتباط با موقعیت فعلی سیاسی میان دو حکومت ایالات متحده آمریکا و جمهوری آکنده از ننگ و نکبت آخوندی در ایران، احتمال رخ دادن امری کاملا غیر منتظره، بیش از هر زمان دیگر رو به شدت گرفتن، جهت هستی بخشیدن به قانون احتمالات، و نشان دادن حکمت اثر گذار آن در این برهه زمانی، برای امکان پذیر نمودن تغییرات غیر قابل پیش بینی در این مقطع از زمان، برای ساکنان این جهان است. که به خاطر رفتار های شرارت آمیز سران جمهوری آخوندی در ایران، دامنه وسیع تری یافته و بسیار گسترده تر نیز شده است!

در نمایشات « تعزیه خوانی » همواره شمر مراسم تعزیه، که با لباس سرخ سوار بر اسب و شمشیر به دست، نعره زنان از این سوی میدان به آن سوی صحنه می رود و « هل من مبارز = آیا کسی هست که بتواند با من بجنگد » می طلبد. امام حسین سبز پوش تعزیه هم، در گوشه دیگری از میدان برگزاری آن نمایش دیده می شود؛ که با صدائی سوزناک، به خواندن مرثیه برای همراهان شهید شده اش در آن جنگ نابرابر، نوحه سرائی می کند. تا توجه مردم اطراف محیط تعزیه خوانی را، بیش از پیش به مظلومیت(حسین و یاران او ) جلب گردد. سپاه هفتاد و دو تنی او می بایست، با لشگر چند هزار تنی یزید ابن معاویه بجنگند!

نبردی سخت به سرداری « شمر ذالجوشن »(شمر بی محاباترین جنگجویان لشگر یزید بود. و ماموریت داشت، که حسین و یاران او را شکست کامل بدهد؛ و همگی آن هفتاد و دو تن را، از هستی ساقط گرداند. کسی را که « جوشن = زره » دولایه بر تن دارد؛ و از خطر دریده شدن بدن او به عنوان جنگجو توسط ضربات تیر و نیزه و خنجر و شمشیر در امان می ماند را، < ذی الجوشن > ، به معنای دارنده ی زره دولایه می گویند!

اکنون این منظره تخیلی روایتی است؛ که در حال حاضر می تواند؛ به نمایش گذاشتن مراسم تعزیه خوانی ها میان ترامپ و تیم او، با خامنه ای و سرداران سپاه را به نمایش بگذارد. با این تفاوت، که هنوز قضاوت کردن در باره شمر یا حسین بودن ترامپ یا خامنه ای، به مراتب بیش از همیشه مشکل می باشد. زیرا…. عکس تمامی مراسم تعزیه خوانی به نمایش گذاشته شده، قداره بندی و « هل من مبارز » طلبیدن های این دو رهبر سیاسی نشان می دهد؛ که در تعزیه خوانی مورد نظر، استثنائی هم وجود دارد؛ و چنان به نظر می رسد؛ که جلوه ای از ضعیف نمائی و مرثیه خوانی در این نمایش وجود نداشته و ندارد. چون که هر دو سوی قضیه، شمر صفت، و با ظاهر و هیمنه او( شمر تعزیه ) به میدان مبارزه آمده و « هل من مبارز » نیز می طلبند!

تفاوت میان این تعزیه با آن یکی این است؛ که در آن اولی، هیچ احتمالی وجود ندارد. چون که تماشاچیان همه می دانند؛ کل هفتاد و دو تن همراه امام حسین به دست جنگجویان یزید به سرکردگی شمر کشته خواهند شد. اما در تعزیه ای که هم اکنون برای تمامی بینشگران گیتی قابل تماشا هست. برنده بودن یکی از عوامل دو سوی قضیه مشخص نیست. چون که این بار، این « تو بمیری » ، دیگر از آن « تو بمیری » های پیشین نیست. چون که در این مورد خاص، فقط قانون احتمالات می باشد؛ که اکنون می بایست تکلیف این جریان طولانی مدت را روشن سازد!

خطر رخ دادن جنگ میان جمهوری اسلامی با آمریکا، پرسشی است که یک کارشناس اسرائیلی، به آن پاسخ نسبتا معقولی داده است. از آنجائی که خطر بروز جنگ در آینده نزدیک، میان آمریکا با رژیم ملاها در ایران، اکنون جدی تر از همیشه به نظر می رسد. یک پژوهشگر ارشد « مؤسسه مطالعات امنیت ملی » اسرائیل، به رسانه های فرانسوی چنین گفته است: « هر قدر که احتمال تصمیم گیری پرزیدنت ترامپ، برای حمله نظامی به حکومت ایران، کم تر و ضعیف تر می شود؛ به همان اندازه نیز، احتمال اقدامات هسته ای جمهوری اسلامی در ایران افزایش یافته و جدی تر هم می گردد. » !

در همین رابطه یک شبکه تلویزیونی اسرائیل، در تاریخ نوزدهم تیر ماه ۱۳۹۸ خورشیدی افشا کرده است؛ که چند پاسدار سپاه با تعدادی آمریکائی در عراق، به طور محرمانه دیدار داشته اند؛ و در ارتباط با مسائل مورد نظر دو طرف گفتگو کرده اند. البته هر چند که تا این ساعت، هنوز هیچ خبرگزاری اسرائیلی، این مورد را تائید ننموده است. اما، از آنجائی که شبکه تلویزیونی « اسرائیل ۲۴ » که این خبر را فاش نموده، همواره از منابع خبری خوبی برخوردار است. می توان این خبر را پذیرفت؛ که موضوع مورد گفتگو میان افراد سپاه پاسداران و آمریکائی های داخل عراق، به این مخفی کاری نپرداخته اند؛ که گرد هم بی آیند و برای یکدیگر قصه قدیمی « کلثوم ننه » را تعریف بکنند. بلکه مذاکرات آنان، پیرامون مسائل مورد اختلاف دو کشور دور می زند؛ که در ارتباط با پیشنهاد دولت آمریکا به رژیم آخوندی، و پذیرفته نشدن آن توسط سید علی خامنه ای بوده است!

در حالی که همین امروز( دوشنبه ۲۴ تیر ماه ۱۳۹۸ خورشیدی، برابر با ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۹ میلادی ) ، رئیس جمهور حکومت اسلامی به صراحت اعلام نمود: « همین حالا و همین لحظه هم اگر آمریکا بخواهد؟ ما آماده ی مذاکره هستیم. به شرط آن که ابتدا تحریم ها را حذف بکنند؛ و بعد به پای میز مذاکره بیایند. » !

و…… این به درستی نتیجه همان گفت و گوی محرمانه میان سپاه و آمریکا در عراق است؛ که صد البته همه اینها نمایشاتی بیش، برای فروختن تسلیحات پیشرفته جنگی از سوی ایالات متحده، به کشورهای نفت خیز و ثروتمند اسلامی در حوزه خلیج همشه پارس نیست. ترساندن شیخ نشین های منطقه خاورمیانه، از ایران مسلح به تجهیزات جنگی اتمی، برنامه ای پویا و پایا از سوی حکومت آمریکا است؛ که با ساختن یک « لولوی سر خرمن » از رژیم ملاها در ایران، پرنده های کوچک و دانه برچین منطقه دچار واهمه بشوند؛ و جهت یافتن یک مامن بی خطر و یاری کننده، به آغوش سیمرغ شان که ایالات متحده است پناه ببرند. تا از احتمال خطر حملات نظامی جمهوری اسلامی به کشورهای شان در امان بمانند. « لبّ کلام » و اصل قضیه ایده هسته ای شدن جمهوری اسلامی، و جنگ زرگری آمریکا و آخوندها با همدیگر، جز به نیت سرکیسه نمودن شیخک های دریای عمان و خلیج پارس نیست!

محترم مومنی

مطلب قبلیآهنربای مایع ابداع شد
مطلب بعدیاکتشافات فضایی احتمالا از سیاره زمین محافظت خواهد کرد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید


19 + چهارده =