احتمال « دو سناریوی کابوس وار » چگونه منتفی شد؟! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
191

در آخرین روزهای ریاست جمهوری دونالد تراپپ در ایالات متحده آمریکا، رویدادهائی اتفاق افتاده است؛ که بخشی از آنها تا کنون گزارش نشده بوده اند. اما اخیرا مراتبی از این رخدادها، در نشریات آمریکائی مطرح می شوند؛ که ارتباط مستقیم هم با مسائل ایشان با ایران( با حاکمیت اشغالگر اسلامی آخوندی ) دارند!

یکی از این رویدادها، اختلاف میان ترامپ با رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ارتش آمریکا، بر سر حمله نظامی این کشور علیه حکومت ملاها در ایران بوده است؛ که اخیرا توسط نشریه آمریکائی « نیویورکر » منتشر گشته، و با دیدگاهی کارشناسانه به آن پرداخنه شده است!

این نشریه در مقاله مفصلی، به شرح جزئیاتی از تنش میان دونالد ترامپ، و ژنرال مارک میلی رئیس وقت ستاد مشترک ارتش ایالات متحده، در روزهای پایانی دولت پیشین آمریکا پرداخته و نوشته است: « آخرین باری که « ژنرال مارک میلی » با دونالد ترامپ صحبت کرد، سوم ژانویه امسال ( ۲۰۲۱ ) میلادی بود. برنامه هسته ای ایران( رژیم اسلامی ) در کانون این جلسه، که در یک بعد از ظهر سرد زمستانی در کاخ سفید ترتیب یافت بوده است!

در مقاله مورد نظر در « نیویورکر » چنین آمده: « ژنرال مارک میلی نگران آن بود، که دونالد ترامپ، که در انتخابات ریاست جمهوری ماه نوامبرشکست خورده بود. از حمله نظامی به ایران، به عنوان بخشی از کارزار خود، بررای لغو نتایج انتخابات و باقی ماندن در قدرت استفاده کند. وی همچنین نگران بود، که حمله دونالد ترامپ به منافع ایران، به نبردی تمام عیار در منطقه خاورمیانه منجر گردد!

به نوشته « نیویورکر » ژنرال مارک میلی پس از انتخابات سوم نوامبر، که با شکست دونالد ترامپ همراه شد، به دستیارانش کفته بود؛ که احتمال « دو سناریوی کابوس وار » وجود دارد. سناریوی نخست این بود؛ که ترامپ بخواهد، برای جلوگیری از انتقال مشروع و مسالمت آمیز قدرت، از ارتش در خیابان های شهرهای آمریکا استفاده کند. سناریوی دوم هم، ایجاد یک بحران خارجی بود؛ که شامل ایران می شد، و هر چند در آن هنگام این موضوع علنی نبود. ولی به عقیده مارک میلی، آمریکا بیش از هر زمان دیگری به درگیری با ایران بسیار نزدیک شده بود!

« نیویورکر » به نقل از ژنرال مارک میلی می نویسد؛ در حالی که دونالد ترامپ ادعا می کرد؛ که انتخابات را دزدیده اند. او نگران بود، که مبادا رئیس جمهور و اطرافیانش، برای ایجاد یک بحران خارجی، و در پاسخ به تحریکات جمهوری اسلامی در منطقه، به منافع آن کشور حمله کنند؛ و آن حمله به جنگ بزرگی منجر شود. برای جلوگیری از چنین اقدامی، ژنرال مارک میلی، از اواخر سالل ۲۰۲۰، تماس های تلفنی صبحگاهی دائمی با کاخ سفید داشت؛ و در گفت و گوو با « میدوز » رئیس کارکنان کاخ سفید، و مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا، امیدوار بود. تا روزهای پایانی ریاست جمهوری دونالد ترامپ به آرامی سپری شود؛ و جو بایدن در ماه ژانویه زمام امور را به دست بگیرد!

به نوشته نیویورکر، این ژنرال چهار ستاره تنومند، که در سال ۲۰۱۹ توسط دونالد ترامپ به سمت ریاست ستاد مشترک ارتش ایالات متحده منصوب شد. در گفت و گو با کارمندانش، از این جلسات با عنوان « فرود هواپیما» در شرایطی که هر دو موتور از کار افتاده اند، تجهیزات فرود کار نمی کنند، و وضعیت اضطراری است نام برده است. به گفته مارک میلی: « کار ما فرود آوردن این هواپیما بر زمین، و انتقال مسالمت آمیز قدرت در بیستم ژانویه بوده است.»!

نشریه نیویورکر در ادامه این مطلب، به شرح جزئیاتی از شرایط سیاسی پر تنش آمریکا در این دوران، و اختلاف نظرهای دونالد ترامپ و ژنرال مارک میلی می پردازد؛ که به مسائل داخلی و خارجی، به ویژه در رابطه با ایران مرتبط بود. به گفته ژنرال مارک میلی، مشاوران دونالد ترامپ، او را احاطه کرده بودند؛ که خواستار اقدام در مورد ایران بوده اند. ضممن این که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر وقت اسرائیل نیز، حامی اقدام دونالد ترامپ، خواستار حمله تمام عیار به ایران نبود؛ و احتمالا حمله موشکی به منافع این کشور، در پاسخ به تحریکات ایران را ترجیح می داد. با این حال، حتی حمله محدود به این کشور( ایران ) نیز، ممکن بود به نبردی غیرقابل کنترل تبدیل شود!

بنا بر گزارش نیویورکر، در آخرین ملاقات آنها، که در سوم ژانویه پس از تعطیلات کریسمس در کاخ سفید برگزار شده است. مایک پمپئو و رابرت اوبرایان مشاوران امنیت ملی نیز حضور داشته انند. مایک پمپئو و رابرت اوبرایان به دونالد ترامپ کفته اند؛ در این مرحله کاری نمی توان کرد؛ و ژنرال میلی بار دیگر با حمله به ایران، با این استدلال که هزینه بالقوه سنگینی خواهد داشت. مخالفت کرده بوده است!

به این طریق دونالد ترامپ در نهایت، طرح حمله به ایران را کنار گذاشته، و این موضوع از دستور کار خارج گشته است!

این جریان و احتمال برخورد نظامی آمریکا علیه رژیم ملاها در ایران هم، یکی از همان ژست های سیاسی دولتمردان آمریکائی است؛ که متاسفانه آخوندهای حاکم بر ایران هم به آن پی برده اند؛ و خیال شان از بابت هر گونه احتمالی در این باره آسوده است؛ که حمله نظامی ایالات متحده به ایشان، تا جائی که از ظواهر امور مشخص گشته است. مانند همیشه یک شوخی کریه سیاسی است؛ که صرفا جهت ترساندن آنانی مطرح می شود؛ که از این پس، مانند حاکمیت منفور آخوندی در ایران، هوس هسته ای شدن و دسترسی داشتن به سلاح های اتمی به سرشان نزند!

مگر آمریکائی ها بی کارند که باری دیگر، همانطوری که سی سال تمام خودشان را در ویتنام گرفتار جنگ با کمونیست های آنجا نموده بودند. باری دیگر در قاره آسیا، خودشان را درگیر یک جنگ فرسایشی بکنند؛ و در این رابطه، هم هزینه های مادی زیادی را بر خودشان تحمیل نمایند؛ و هم عده ای از افسران و سربازان خویش را، به دلائلی موهوم به گشتن بدهند؟!

بر این اساس، آن دسته از هم میهنانی، که در انتظار اقدامات آمریکائی ها علیه رژیم اشغالگر و قدرت پرست آخوندی در دیارشان می باشند. فریب دروغپردازی ها و نفع طلبی های بیگانگان را نخورند. بلکه با مساعی میهن پرستانه و آزادیخواهانه خویش، با پیوستن متحدانه به یکدیگر، و ایجاد یک اتحاد ملی میان خودشان، این ننگ چهار دهه ای را، از کل پیکر زیبای ایرانبانوی شان بزدایند. تا دیگر هیچ حکومت و دولتی در جهان کنونی، به خودش اجازه ندهد؛ که به ساحت مقدس این مرز و بوم آریائی بتازد؛ و این کهندیار و ملت همواره سربلند آن را، محکوم به تن دادن به خواسته های ضد بشری حاکمیت متحجر و واپسگرائی، مانند دژخیمان فریبکار و سودجوی آخوندی ننماید. اگر می خواهند در عرصه گیتی، نامی به یاد ماندنی و افتخار آمیز از خودشان باقی گذارند؟!

مطلب قبلیکارآگاه خصوصی برای آدم ربایی باید باور کنیم!؟ بقلم حمید جباری
مطلب بعدیانگلیس: با طالبان همکاری می کنیم
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.