بنابه گزارشات رسیده صبح روز دوشنبه حداقل حکم ضدبشری اعدام ۱ زندانی که هنگام دستگیری نوجوان بود در زندان مرکزی زاهدان به اجرا گذاشته شد.

روز دوشنبه ۲۵ آذر ماه حداقل یک زندانی به نام عبدالعزیز رئیسی ۲۴ ساله در محوطه زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شد. او در سنین نوجوانی دستگیر شده بود. این نوجوان ابتدا در کانون اصلاح و تربیت زندانی بود و سپس به بند ۱ معروف به بند جوانان زندان زاهدان منتقل گردید و حدودا ۷ سال زندانی بود.تا اینکه روز گذشته بطور مخفیانه در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

رژیم ولی فقیه از جمله معدود کشورهایی است که بطور مستمر کودکان و نوجوانان را اعدام می کند و بیشترین آمار اعدام کودکان و نوجوانان را در جهان دارا است.

هدف از این اعدام ها ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ موج لاینقطه اعدام در زندانهای ولی فقیه بخصوص اعدام کودکان و نوجوانان را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و یونیسف خواستار فشار وارد آوردن بر رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای برای متوقف کردن اعدام و بخصوص اعدام کودکان و نوجوانان است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۷ آذرماه ۹۲ برابر با ۱۷ دسامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

یونیسف

مقاله قبلیاتومبيل «پل واكر» در فيلم «سريع و خشن 4» حراج شد
مقاله بعدیرکورد شکنی دوباره قوی‌ترین مرد پارالمپیک لندن
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.