بنابه گزارشات رسیده  روز  ۳۰ آذر ماه یک زندانی در زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شد و صبح روز یکشنبه زندانی دیگری را به سلولهای انفرادی جهت اجرای حکم ضدبشری اعدام منتقل شد.

روز  ۳۰ آذر ماه زندانی مجتبی تیموری که ۶ سال زندانی بود و مدتی هم در بند ۳ زندان زاهدان بسر می برد در محوطه زندان مرکزی زاهدان به دار آویخته شد.شاکی این زندانی یک آخوند قصی اقلبی بود و علیرغم تلاش خانواده و ریش سفیدان محل حاضر به رضایت دادن نشد و خود این آخوند ضدبشر هنگام اجرای حکم ،طناب دار را بر گردن این زندانی انداخت و چهار پایه را از زیر پای وی کشید.این آخوند همانند ولی فقیه رژیم آخوند علی خامنه ای درنده خویی و قساوت بی حد و حصر خود را با این عمل ضدبشری به نمایش گذاشت.

از طرفی دیگر صبح روز یکشنبه زندانی دیگری به نام مرادقلی کیانی ۵۵ ساله اهل زابل که بیش از ۸ سال در زندان بسر می برد جهت اجرای حکم ضدبشری اعدام به سلولهای انفرادی بند قرنطینه منتقل گردید.

در طی چند هفته گذشته احکام ضدبشری اعدام در زندان زاهدان تقریبا روزانه به اجرا گذاشته می شود.هدف از این اعدام ها ایجاد فضای رعب و وحشت در میان مردم ایران می باشد.اعدام ها از زمانی که حسن روحانی از طرف ولی فقیه به ریاست جمهوری منصوب شده است به شکل تصاعدی رو به افزایش است و تقریبا روزانه در تمام زندانها به اجرا گذاشته می شود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ موج لاینقطع اعدام در زندانهای ولی فقیه را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اعمال فشار بر رژیم ولی فقیه آخوند علی خامنه ای برای متوقف کردن اعدام ها در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

اول دی ۹۲ برابر با ۲۲ دسامبر ۲۰۱۳

 

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

یونیسف

 

مقاله قبلیآخرین تصویر از پیمان عارفی در منزل
مقاله بعدیپیام آقای کاظمینی بروجردی (زندانی عقیدتی ) به مناسبت سال نوی مسیحی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.