صبح روز دوشنبه ۷ بهمن ماه در یک اعدام گروهی و قرون وسطایی ۷ زندانی که روز گذشته اش به سلولهای انفرادی زندان قزل حصار منتقل شده بودند به دار آویخته شدند. .این زندانیان از سالنهای۱، ۲،۳، ۵ و۷ واحد ۲ زندان قزل حصار کرج می باشند.

 

اسامی اعدام شده ها به قرار زیر می باشد :

۱ـ فیض محمد صابر زهی ۴۰ ساله از سالن ۱

۲ـ بهرام سلطانی از سالن ۱

۳ـیونس تقی پور ۴۰ ساله ،او بیش از ۵ سال در سالن ۲ واحد۲زندان قزل حصار کرج زندانی بود

۴ـ هادی بیگی

۵ـ محسن داودی از سالن ۳

۶ـ علی نظر پکوک ۳۶ ساله از سالن۵ وی نزدیک به ۳ سال در زندان بود.

۷ـ میثم حاجی ۲۹ ساله از سالن ۷ معروف به دار القرآن واحد ۲ زندان قزل حصار کرج . این زندانی برای دومین بار پای چوبه دار برده شد.

 

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اعدام قرون وسطایی و گروهی زندانیان را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت آخوند علی خامنه ای ولی فقیه رژیم و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه کیفری بین المللی است

 

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۷ بهمن ۹۲ برابر با ۲۷ ژانویه ۲۰۱۴

 

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیمجسمه «هرکول» در ایران
مقاله بعدیدرگیری خونین در زندان گوهردشت کرج منجر به قتل یک جوان بی دفاع زندانی گردید
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.