در جلسه بازپرسی صبح امروز در دادگاه انقلاب شیراز، اتهاماتی با عناوین: «تشکیل گروه ترویستی علیه نظام»، «شرکت در تجمعات به قصد براندازی»، «محاربه با خدا» و «حمل سلاح غیر مجاز» به ۴ تن از دراویش بازداشتی شهرستان کوار منتسب شد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از مجذوبان نور؛ پس از گذشت نزدیک به دو سال از تظاهرات غیرقانونی و ایجاد درگیری علیه دراویش در کوار که منجر به کشته شدن یک درویش با گلوله جنگی و بازداشت و زندانی شدن ده ها تن از دراویش در زندان های مختلف شد، همچنان این دراویش هستند که در معرض اتهامات غیر معقول و واهی قرار گرفته به بهانه های مختلف احضار و بازجوی می شوند.

صبح امروز جلسه بازپرسی، موسوم به آخرین دفاع آقایان: محسن اسماعیلی، سیدابراهیم بهرامی، محمدعلی صادقی و محمدعلی دهقان از دراویش محبوس در زندان عادل آباد در شعبه ۱۴ دادگاه انقلاب شیراز توسط قاضی واعظی و با وکالت کامران صادقی از دراویش گنابادی برگزار و اتهاماتی با عناوین: «تشکیل گروه ترویستی علیه نظام»، « شرکت در تجمعات به قصد براندازی»، «محاربه با خدا» و «حمل سلاح غیر مجاز» به این دراویش منتسب شد. این دراویش با شنیدن این اتهامات آنها را واهی و بی اساس خواندند.

این ۴ درویش که در تاریخ ۱۰ اردیبهشت سال جاری در کوار بازداشت شدند، مدت یک ماه را در بازداشتگاه اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ تحت بازجویی های شدید توام با فشار و ضرب و شتم قرار گرفتند. حتی عکس های خانوادگیشان را برای ایجاد ارعاب و وحشت و گرفتن اعتراف هنگام بازجویی به آنها نشان داده و با توهین به اعتقادات این افراد و بزرگان سلسله طریقتی نعمت اللهی گنابادی و تهدید محکومیت به اعدام و به دار آویخته شدن شرایط سخت روحی را به آنها متحمل کردند. این فشار ها و برخوردهای منجر به ایجاد ناراحتی هایی همچون کمر درد و حتی بروز مشکلات عصبی برای یکی از دراویش گنابادی شده است که اعزام به مراکز درمانی را برای آنها ضروری کرده است.

در شهرویور ماه سال ۹۰ نیروهای تندرو در مقابل خانه های دراویش شهرستان کوار تجمع و با شعارهای توهین آمیز علیه دراویش باعث ایجاد درگیری شدند، پس از این درگیری که منجر به شهادت یک درویش با گلوله جنگی و زخمی شدن ده ها درویش شد، سیر بازداشت، محاکمه و فشار بر دراویش این منطقه افزایش یافت به طوری که در شش ماهه‌ی دوم سال ۱۳۹۰ و شش ماهه‌ی اول سال ۱۳۹۱، بیش از ۱۰۰ تن از دراویش شهرستان کوار مورد بازداشت، ضرب و شتم و محاکمه قرار گرفته و هم اکنون پس از گذشت نزدیک به دو سال همچنان بازداشت ها ادامه دارد، در حالی که با مسبین ایجاد درگیری علی رغم شکایت های مکرر دراویش هیچ گونه برخورد قانونی و قضایی صورت نگرفته است.

مقاله قبلیعلیرضا روشن، برنده جایزه شعر مقاومت فرانسه شد..
مقاله بعدیمخترع ماوس رایانه درگذشت..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.