اتاق بازرگانی تهران طی نامه‌ای لیستی را به دکتر حسن روحانی برای تصدی‌گری وزارت‌خانه‌های مختلف ارائه داده است. در این لیست اسامی مانند مرعشی، شریعتمداری، زنگنه، نهاوندیان، نوبخت، عارف، فروزنده و واعظی دیده می‌شود.

به گزارش «نسیم»، کابینه پیشنهادی اتاق بازرگانی تهران به شرح زیر است:

معاون اول: مهندس زنگنه، دکتر عارف

معاون اجرایی: سید حسین مرعشی، مهندس نعمت زاده

وزارت صنعت، معدن و تجارت: مهندس جهانگیری، دکتر شریعتمداری

وزارت اقتصاد و دارایی: دکتر نوبخت، دکتر نهاوندیان

وزارت نفت: مهندس زنگنه، مهندس نعمت زاده

سازمان برنامه: دکتر نجفی، دکتر ستاری فر

بانک مرکزی: دکتر سیف، دکتر عبدالله طالبی

وزارت جهاد کشاورزی: دکتر ترک نژاد، مهندس حجتی

وزارت راه و مسکن: دکتر آخوندی، مهندس خوانساری

وزارت ارشاد: کمال خرازی، دکتر نهاوندیان

وزارت ارتباطات: مهندس فروزنده، سید حسین مرعشی

وزارت کار و تامین اجتماعی: دکتر مهدی کرباسیان، مهندس مرتضی بانک

وزارت خارجه: دکتر محمدجواد ظریف، دکتر واعظی

وزارت نیرو: مهندس رفان، مهندس ملاکی

وزارت دفاع: مهندس ترکان، فروزنده

مقاله قبلی«سقوط کاخ سفید» به روی پرده رفت..
مقاله بعدیباور نمودن معدوم شدن پانصد تن مواد مخدر توسط مأموران حکومت آخوندی نه خوش باوری، بلکه بلاهت محض است!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.