جنیفر لارنس نسبت به تفاوت دستمزد بازیگران مرد و زن در سینما انتقاد کرد و گفت دیگر در قبال این موضوع سکوت نمی‌کند.

 جنیفر لارنس در مقاله‌ای که در «لِنی لِتِر» منتشر شد موضع سختی علیه نابرابری دستمزدهای بازیگران مرد و زن گرفت. بازیگر مجموعه فیلم‌های «بازی‌های گرسنگی» برای اولین بار درباره چیزهایی که بعد از هک شدن کمپانی سونی آشکار شدند از جمله این صحبت کرد که در فیلم «کلاهبرداری آمریکایی» با وجود اینکه نقش او در فیلم بزرگ بود و خودش هم یکی از بازیگران درجه یک هالیوود و برنده جایزه اسکار است، درآمدی کمتر از همبازیان مرد خود داشت.

او نوشت: وقتی سونی هک شد و من فهمیدم چقدر از افراد خوش‌شانس دیگر کمتر حقوق می‌گیرم، از دست سونی عصبانی نشدم. از دست خودم عصبانی شدم. من به عنوان یک مذاکره‌کننده شکست خوردم چون زود تسلیم شدم. من نمی‌خواستم سر میلیون‌ها دلار پولی بحث کنم که راستش، به خاطر دو مجموعه فیلم بزرگ، به آن نیازی نداشتم.

لارنس می‌نویسد که نیاز «برای دوست داشته شدن» و ترس «مشکل» یا «لوس» به نظر رسیدن نگذاشت او درخواست پول بیشتر کند و در ادامه گفت: این ممکن است یکی از مشکلات جوان‌ بودن باشد. شاید به شخصیت مربوط می‌شود. مطمئنا هردوی آنهاست اما یک عامل دیگر عنصر شخصیتی من است که سال‌ها دارم با آن مبارزه می‌کنم و بر پایه آمارها، فکر نمی‌کنم تنها زنی باشم که این مشکل را دارد… آیا هنوز ممکن است عادتی باقی مانده باشد که بخواهیم نظرهای‌مان را به نحوی خاص بیان کنیم که به مردها توهین نشود یا آن‌ها را نترساند؟

لارنس لحن خودسرزنش‌کننده‌اش را هم اضافه می‌کند و می‌نویسد: برای من صحبت کردن درباره تجربه یک زن کاری سخت است چون می‌توانم به راحتی بگویم مشکلات من خیلی معمولی نیستند.

او می‌ افزاید: من حتی آنقدر عوضی هستم که هیچ کاری برای چالش سطل آب یخ نکرد – که داشت جان مردم را نجات می‌داد – چون بیشتر داشت احساس یک جور مد شدن را نشان می‌داد تا یک هدف. باید یک چک می‌نوشتم اما فراموش کردم، خیلی خب؟ من ایده‌آل نیستم.

این مقاله لارنس بیش از همه چیز به خاطر خشونت واضحش مثال‌زدنی است چون این بازیگر به ندرت طی مصاحبه‌هایش نشانی از خشم می‌دهد. او نوشت: دیگر سعی نمی‌کنم راه بامزه‌ای برای بیان کردن نظرم پیدا کنم و در عین حال دوست‌داشتنی باشم. لعنت به این چیزها.

به گزارش مهر به نقل از گاردین،لارنس به لیست طولانی بازیگرانی از جمله مریل استریپ، اما تامپسون، پاتریشیا آرکت، کیت بلانشت و روز مک‌گووان پیوسته که طی ماه‌های اخیر علیه رفتار ناعادلانه با زنان در صنعت سرگرمی صحبت کرده‌اند.

مقاله قبلینیروهای ایران برای حمله به مخالفان اسد در سوریه هستند
مقاله بعدیکیوان کریمی مستندساز کرد ایرانی به زندان و شلاق محکوم شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.