آیا نظام جدید، حکومت خامنه ای را از ورطه مرگ نجات خواهد داد؟! بقلم محترم مومنی روحی

0
347

در مثل مناقشه نیست: ” ما می گوئیم این رژیم اشغالگر اهریمنی را نمی خواهیم؛ ترکیب نظام منفورشان را عوض می کنند. ” !!! نزدیک به چهل سال سیاه و دردناک، از عمر رژیم مرگ آفرین آخوندی می گذرد؛ و در تمام این مدت، فغان ملت میهن پرست کشورمان بلند است؛ که از بیخ و بن با حضور رژیم جهنمی اسلامی در میهن شان مخالف می باشند؛ و بزرگ ترین آرزوی شان نیز، برقراری دوباره حکومت ایرانساز شاهنشاهی پهلوی است. آنوقت، اکنون بعد از اینهمه سال ظلم و جنایت ملاها در ایران، و تلاش پیگیر هم میهنان برون و درون مرزهای کشورمان، جهت سرنگونی و براندازی این حاکمیت اشغالگر و جنایت پیشه، که امیدواریم هر چه زودتر از حیطه اعتبار و قدرت خارج بشوند. حرامیان دست اندر کار جمهوری ننگین آخوندی، برنامه تغییر دادن نظام حکومتی منفورشان، از ریاستی به پارلمانی را تدارک دیده اند!

نمایندگان مجلس آخوندی، با استناد به یک جمله از خامنه ای، که در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، در استان کرمانشاهان بیان کرده بود. در صدد نجات دادن حاکمیت غیر قانونی و ضد بشری رژیم خونخوارشان هستند. خامنه ای بر حسب اختلافاتی که در آن زمان، با رئیس جمهور وقت کشور محمود احمدی نژاد داشت. در آن سفر به مردم کرمانشاه و صدالبته تمام ایرانیان گفته بود؛ احتمال دارد نظام حکومتی کشور، از ریاست جمهوری به پارلمانی تغییر یابد. یعنی رئیس جمهور شکل تشریفاتی را داشته باشد؛ و مسؤلیت های اجرائی را، بر عهده نخست وزیری که از سوی حکومت برگزیده می شود قرار بدهند!

سه تن از نمایندگان اصولگرای مجلس شورای اسلامی، از احتمال تغییر نظام حکومت جمهوری اسلامی، از ریاست جمهوری به پارلمانی سخن به میان آورده اند. یکی از ایشان گفته، که برخی از نمایندگان قصد دارند؛ از رهبر برای تغییر دادن قانون اساسی حکومت شان، درخواست صدور مجوز، برای بازنگری قانون اساسی را داشته باشند. عزت الله یوسفیان ملا، رئیس کمیسیون تدوین آئین نامه داخلی مجلس گفته است: ” مقام معظم رهبری در سال ۹۰ ، در سفر به کرمانشاه، موضوع ایجاد نظام پارلمانی در کشور را مطرح کردند؛…. از آن زمان این موضوع در ذهن صاحبنظران مطرح است. ” !

عزت الله یوسفیان ملا گفته، تغییر نظام حکومت، مستلزم ایجاد تغییراتی در قانون اساسی رژیم است. به همین خاطر، بعضی از نمایندگان مجلس در نظر دارند؛ با ارسال نامه برای رهبر، از وی بخواهند؛ که دستور بازنگری قانون اساسی را صادر کند. جلیل رحیمی جهان آبادی، عضو کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس هم گفته است: ” اگر سیستم نخست وزیری و پارلمانی دوباره احیاء شود(مانند موقعی که خمینی سقط نشده بود)؛ به نفع کشور است. که لازمه آن هم، تغییر قانون اساسی است.” !

وی در این ارتباط افزوده: ” ایده مقام معظم رهبری، برای ایجاد نظام پارلمانی، کاملا کارشناسی شده است. ” (مثل بقیه کارهای شان، که از همه چیز برخوردار است؛ مگر روش های کارشناسانه)! باید از ایشان پرسید: کدامیک از شما، از رهبرتان که در قله ی هرم قدرت است گرفته، تا آن پائین تری های سیاهی لشگرتان، می توانید به این پرسش فقط یک پاسخ درست ارائه بدهید؛ هنگامی که ” دیدگاه های آقای رئیس جمهور(دکتر….. محمود احمدی نژاد)، از دیدگاه های رفسنجانی و کروبی و میرحسین موسوی، به نظرگاه های مقام معظم رهبری تان نزدیک تر بود. چرا شتر با بارش در یک فضای محدود سه چهار متری گم می شد؟ چرا کشتی حمل کننده دکل ها، در همان نزدیکی های کشور زیر سیطره خودتان(درون آب های خلیج پارس)، آنچنان غیب شان زد؛ گوئی که از نخست هیچگاه ساخته هم نشده بوده اند؟!

اگر سید علی در سال ۹۰ ، هنگام دیدار با دانشگاهیان کرمانشاه، سخنی یاوه و بی ربط را پرانده، و به شنوندگان مستقیم و غیر مستقیم خودش گفته: ” در شرایط فعلی، نظام سیاسی کشور ریاستی است؛ و رئیس جمهور هم با انتخاب مستقیم مردم برگزیده می شود.(یعنی هر خطائی که احمدی نژاد می کند؛ به من مربوط نیست. چون او را مردم انتخاب کرده اند.)؛ اما اگر روزی در آینده دور،(مانند همین پریود که آن را مطرح کرده اند)، احساس شود؛ که نظام پارلمانی برای انتخاب مسؤلان قوه مجریه بهتر است. هیچ اشکالی در تغییر ساز و کار فعلی  وجود نخواهد داشت. ” ؛ مقصودش فقط مربوط می شده به وقایع دو سال پیش از ایراد این بیانات در تبرئه نمودن خودش، خامنه ای می خواسته به مردم حالی بکند؛ که در سال ۸۸ اگر بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری(دور دوم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد) آن شورش مردمی شکل گرفت؟ ایراد و اشکال کار از من رهبر، که مطامع و خواسته های شخصی ام را در آن داخل نمودم؛ و احمدی نژاد را بر میر حسین موسوی و مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی ترجیح دادم نبوده است. بلکه قضیه، انتخاب خود مردم بوده، که به احمدی نژاد بیشتر از بقیه رأی داده بوده اند. ولی ما که می دانیم، اشکال اصلی در کجا بوده، در همان جائی که از اواخر شب روز رأی گیری، صندوق های تدارک دیده شده سپاه پاسداران، که محتوی آراء تقلبی به نفع احمدی نژاد بوده اند. یکسره به حوزه های رأی گیری انتقال داده شدند؛ و تعداد آراء این دلقک انقلاب را، به خاطر منافع خودشان، که بعدها از وجود بی وجود وی، برای دزدی ها و کلاشی های خودشان سود ببرند؛ از پائین به بالا ارتقاء داده بوده اند!

اکنون شرایط به گونه غیر قابل تحملی، هم برای خود خامنه ای و هم برای مزدوران وی، بسیار سخت و غیر قابل تحمل گشته است. از یک سو مسأله فشارهای آمریکا، و از طرفی دیگر، اقتصاد رو به متلاشی شدن نظام پوسیده شان، که ایشان را در معرض طوفان انهدام قرار داده، در پیش روی شان است؛ و هر لحظه به آنها یادآور می شود: اگر دیر بجنبید، زمان زوال حکومت تان تسریع می یابد!

ظاهرا بعد از اظهارات عزت الله یوسفیان ملا، و جلیل رحیمی جهان آبادی در مجلس، رئیس قوه قانونگزاری رژیم، علی لاریجانی نیز افاضات فرموه: ” رئیس جمهور می تواند از درون پارلمان برگزیده شود. یعنی مثل رهبری، با واسطه از طریق نخبگان منتخب مردم انتخاب شود. ” (مانند رهبر که مجلس خبرگان رهبری باید وی را انتخاب نماید، رئیس جمهور را هم به جای مردم، نمایندگان مردم در مجلس برگزینند. تا همواره زیر نظر آنها کار کند.)؛ محمد دهقان عضو هیئت مدیره مجلس نیز گفته است؛ دفتر مقام رهبری در یک سال گذشته، یک تیم تخصصی از حقوقدانان را مأمور کرده، که ایرادهای قانون اساسی را که باید بازنگری بشود؛ مورد بررسی قرار بدهند. اما دفتر خامنه ای این مورد را تکذیب نموده است!

در شروع روی دادن انقلاب شوم اسلامی در زمان خمینی، نظام پارلمانی برقرار بود؛ کارهای اجرائی توسط نخست وزیران(به ترتیب: مهدی بازرگان، محمدجواد باهنر، میرحسین موسوی) به انجام می رسیدند؛ و رئیس جمهور سمتی تشریفاتی بود. اما در سال ۱۳۶۸، که قانون اساسی جمهوری اسلامی مورد بازنگری و تجدید نظر قرار گرفت. نخست وزیر حذف گردید و تمام مسؤلیت ها را، بر عهده خود رئیس جمهور گذاشتند. از آنجائی که میانه خامنه ای و روحانی چندان خوب نیست؛ و این دو به دلیل رهبر و رئیس جمهوری بودن شان، دو شخصیت نخستین جمهوری آخوندی می باشند. در هر فرصتی که دست بدهد، با گوشه و کنایه هائی که به همدیگر می زنند. نشان داده اند که دیدگاه های مساعد و دوستانه ای با یکدیگر ندارند. بعید به نظر نمی رسد، که لاطائلات مطرح شده از سوی این نمایندگان مجلس ملاها، به دستور و صلاحدید خود خامنه ای عنوان گشته اند؛ تا کسانی که قصد دارند در آینده خود را کاندیدای ریاست جمهوری بکنند؛ آنقدر بی اختیار باشند، که هیچگاه با مقام عظما چنین برخوردهائی را نداشته باشند!

 محترم مومنی

مطلب قبلیرفتار شرم آور در قبال فاتح تریم
مطلب بعدیعراق خواستار بستن گذرگاه‌های مرزی اقلیم کردستان شد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.