کشف فسیل برگ‌هایی از دوره «اوج گرمایش پالئوسن-ائوسن» به دانشمندان کمک کرده تا بحران‌های آب‌وهوایی دوران باستان را بررسی کنند و با تعیین الگوی این تغییرات، آینده بحران فعلی گرمایش جهانی را پیش‌بینی کنند.

پژوهشگری به نام «اسکات وینگ» (Scott Wing) بیش از ده سال را در ناحیه‌ای از حوضه آبگیر «بیگ‌هورن وایومینگ» (Wyoming’s Bighorn) به مطالعه و پژوهش پرداخته و حفاری‌های مختلفی انجام داده است. یکی از ارزشمندترین یافته‌هایی که در این مطالعات به‌دست آمده، فسیل برگ بی‌نظیری به رنگ بژ است که روی سنگی محافظت شده است. وی در ادامه مطالعات خود، فسیل‌های دیگری نیز کشف کرد که هر کدام به برگ‌های مختلفی تعلق داشت و برگ‌های آن‌ها با سایر نمونه‌ها متفاوت بود

قدمت این برگ‌ها به دوره «بیشینه گرمایش پالئوسن-ائوسن» (PETM) می‌رسد که حدود ۵۵٫۵ میلیون سال پیش اتفاق افتاد و طی آن، زمین به‌یک‌باره گرم شد و دمای جهان بین ۵ تا ۸ درجه سانتی‌گراد افزایش یافت. در این دوران، مقادیر زیادی کربن به داخل اتمسفر تزریق شد که با تسریع تغییرات آب‌وهوایی، شرایط اقلیمی را مختل و اقیانوس‌ها را اسیدی کرد. درنهایت این شرایط باعث انقراض بسیاری از گونه‌های حیات روی کره زمین شد و بیش از ۱۵۰ هزار سال طول کشید تا حیات روی زمین بتواند خود را ترمیم کند.

شرایط گرمایش جهانی مدرن نیز که به دست انسان ایجاد شده است، روند مشابهی را طی می‌کند. فعالیت‌های صنعتی بشر سبب شده است تا بار دیگر، زمین با گرمایشی بی‌سابقه روبه‌رو شود و اگر به تاریخ اجازه داده شود خود را تکرار کند، پیامدهای زندگی مدرن می‌تواند به همان اندازه طولانی‌مدت باشد. به همین دلیل است که وینگ و گروه پژوهشی‌اش مصممند تا این فاجعه آب‌وهوایی باستانی را درک کنند.

مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد در پی بروز تغییرات آب‌وهوایی طی آن دوران باستانی، نسبت ایزوتوپ‌های کربن -شکل‌های مختلف یک عنصر که جرم اتمی متفاوتی دارند- از بین رفته بود. تحقیقات بعدی نشان داد که چیزی بین ۴۰۰۰ میلیارد و ۷۰۰۰ میلیارد تن کربن که معادل تقریبی ذخایر کل کربن فعلی زمین است، در جو آزاد شد و شرایط اقلیمی را به هم ریخت. این اطلاعات از آنالیز بقایای تجزیه‌شده جلبک‌های باستانی و گیاهان گرفته شده است، بنابراین مقدار کربن ۱۲ در این نمونه‌ها بیشتر است. این ایزوتوپ یعنی کربن ۱۲ برای فتوسنتز ترجیح داده می‌شود.

فسیل‌های کشف‌شده از دوره تغییرات آب‌وهوایی فوق به محققان اجازه داد تا اثرات این تغییر ناگهانی آب‌وهوایی را در سنگ‌ها و فسیل‌های جهان ردیابی کنند. بر این اساس مشخص شده است که رسوبات گچ در اعماق اقیانوس شروع به حل شدن کرد، زیرا با انحلال دی‌اکسید کربن در آب، دریا اسیدی‌تر شد. فسیل‌های موجودات کوچک و عمیق دریا نشانه‌هایی از کمبود اکسیژن به همراه دارند که حاکی از گرم‌تر شدن آب دریاهاست. این دوران شاهد فاجعه‌ای زیست‌محیطی بوده است، زیرا در همه اقیانوس‌ها، فقط موجودات سازگار با محیط تغییر پیدا کردند و دیگر موجودات از بین رفتند.

روی خشکی نیز پستانداران طی این دوران، کوچک و کوچک‌تر شدند. اجداد باستانی اسب‌ها شروع به کوچک‌تر شدن کردند و ابعاد آن‌ها ۳۰ درصد کمتر شد. زمین‌شناسان، سنگ‌های زیادی را از این دوران کشف کرده‌اند که در اثر حملات طولانی سیل‌های شدید شکل گرفته‌اند. این سیلاب‌های خاص زمانی رخ می‌دهد که طوفان‌های خشک به دنبال باران‌های شدید رخ داده باشد.

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از سیناپرس، متأسفانه شرایط فعلی کره زمین نشان می‌دهد که بار دیگر، سیاره ما در آستانه فاجعه و بحرانی زیست‌محیطی قرار دارد. مطالعه این شرایط می‌تواند به پژوهشگران در بازسازی شرایط احتمالی پیش روی کره زمین یاری کند و چگونگی رخدادهایی را که در پی این شرایط اتفاق خواهد افتاد، مشخص کند.

مقاله قبلیاعتصاب غذای بقایی و درخواست از احمدی نژاد
مقاله بعدیروزنامه آلمانی: چرا ایرانیان به ناگهان راهی صربستان شده‌اند؟
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.