آیا ایران آبستن حوادث پیش بینی نشده است؟!

0
302

لیست ۳۳ ماده ای تحریم هائی که کنگره آمریکا قطعنامه اش را صادر نمود، و با امضاء شدن توسط رئیس جمهوری ایالات متحده، به یک قانون صد در صد انجام شدنی بدل گشته است؛ هر ماده اش به تنهائی یک منگنه سخت و فشار دهنده است؛ که نه فقط جسم پلید سپاه پاسداران حکومت جنایتکار اسلامی را درون خودشان مورد بدترین و جانکاه ترین فشارهای کشنده قرار خواهد داد. بلکه روح خبیث این دزدان و قاچاقچیان حکومت آخوندی را نیز، درون پنجه های پر قدرت این سی و سه مورد خطر آفرین و نابود کننده از هستی شان ساقط خواهد نمود!

و در کنار مرگ آبرو برباد ده سپاهیان، مقام عظما هم اگر آنچنان جان سخت باشد که نمیرد؛ دچار هر دو سکته قلبی و مغزی می گردد؛ که زندگی کردن همراه با این دو مورد وخیم، از مرگ و نابود شدن نیز دردناک تر و عذاب دهنده تر است. بدبخت ها فکر می کردند، که اولتیماتوم های ارباب شان فورمالیته و نقش بازی کردن است. به همین خاطر هم مانند بچه ها آنها را به تمسخر می گرفتند و با راندن قایق های ” پیزوری شان ” به سوی ناوهای آمریکائی در خیج پارس، همانند موشی که گاهی بر روی دم شیر خفته ای راه برود و چورت سلطان جنگل را را بر هم بزند؛ آن حیوان درنده و خشمگین را به بازی خواهد گرفت. حال آنکه شیر می تواند، در همان ثانیه هائی که موش بدبخت با دم او بازی می کند؛ چنان با آن عضو بدن اش بر جثه ریز و ظریف و ناقابل موش بکوبد. که در همان حرکت اول خونریزی مغزی کند و بمیرد!

نکاتی را که آمریکائی ها بر روی آنها انگشت گذاشته اند؛ آنقدر واضح و روشن است؛ که خود سپاهیان و همه حکومتی های کودن و خرفت جمهوری اشغالگران در ایران، به ذهن شان هم نمی رسید که روزی دست شان را به طوری درون پوست گردو محبوس نمایند؛ که جان شان به جای خارج شدن از بینی و دهان شان، با هزاران سختی از سر تک تک انگشتان دست های دزد و آلوده به جنایت شان خارج گردد!

این تحریم ها چنان دقیق هدف گیری شده اند؛ که هم سپاهیان و هم رهبر خودکامه و هم سایر مقامات نظام همیشه بی نظم رژیم منفور اسلامی را، چنان دچار وحشت نموده، که زرنگ های شان اگر کمی عقل داشته باشند؛ بایستی که فرار را بر قرار ترجیح بدهند؛ که دست کم جان ننگین شان را از درون قائله مرگ و نیستی برهانند. با یک توجه اجمالی به لیست مورد نظر، خواهیم دانست که سپاه ناگزیر است؛ تا اول اکتر ۲۰۱۷ میلادی، که دونالد ترامپ باید گزارش مربوط به این تحریمها را به کنگره آمریکا ارائه بدهد. نزدیک به شصت میلیارد دلار که از طریق دزدیدن ها و چاپیدن ها در بازار اقتصاد سرمایه گزاری کرده است؛ را باید پس بدهد؛ بر اساس اسناد ویکی لیکس به شرح زیر هستند:

یک – شرکت مخابرات ایران، با ۲۲ میلیون خط زمینی و ۳۳ میلیون خط موبایل به قیمت ۹ میلیارد دلار!

 دو – شرکت سرمایه گذاری غدیر، یکی از بزرگ ترین شرکت های سرمایه گذاری شامل داروسازی سینا، شرکت فن آوران، سیمان سپاهان، سیمان کردستان، بانک پاسارگاد، شرکت شرق، کارخانجات ایران استیل، پتروشیمی زاگروس، و صدها شرکت کوچکتر دیگر به مبلغ ۵/۱ میلیارد دلار!

سه – پالایشگاه اصفهان به ارزش  ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار!

چهار – بانک پارسیان به ارزش ۱۹ میلیارد دلار!

پنج – صنایع پتروشیمی ایران به ارزش ۸۰۰ هزار دلار!

شش – پتروشیمی پارس به ارزش ۷۰۰ میلیون دلار!

هفت – پتروشیمی مارون به ارزش ۶۰۰ میلیون دلار!

هشت – صنایع آلومینیوم ایران به ارزش۴۰۰ میلیون دلار!

نه – معادن فلزات واقع در انگوران به ارزش ۲ میلیارد دلار!

ده – بانک های صادرات، ملت و تجارت به ارزش ۱۵۰ میلیون دلار!

یازده – شرکت تاید واتر خاورمیانه واقع در اسکله شهید رجائی در بندر عباس به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار!

دوازده – شرکت سرمایه گذاری صنعتی ایران به ارزش ۱۵۰ میلیون دلار!

سیزده – صنایع استیل مبارکه به ارزش ۳ میلیارد دلار!

چهارده – بانک سینا به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار!

پانزده – شرکت توسعه شهری توس گستر به ارزش ۵۰ میلیون دلار!

شانزده – تراکتورسازی تبریز به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار!

هفده – صنایع سدید به ارزش ۱۰ میلیون دلار!

هژده – صنایع ایران مینرال به ارزش ۸ میلیون دلار!

نوزده – شرکت حفاری و معادن بافق به ارزش ۱۵ میلیون دلار!

بیست – داروسازی جابر ابن حیان به ارزش ۱۰ میلیون دلار!

بیست و یک – شرکت سرمایه گذاری مهر ایرانیان به ارزش ۱۴۰ میلیون دلار!

بیست و دو – گروه بهمن (اتومبیل سازی) به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار!

بیست و سه – سایپا دومین تولید کننده اتومبیل در ایران به ارزش ۲ میلیارد دلار!

بیست و چهار – شرکت سرمایه گذاری صنعتی بهشهر به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار!

بیست و پنج – شرکت سرمایه گذاری بهمن به ارزش ۲۴۰ میلیون دلار!

بیست و شش – صنایع جوشکاری ایران به ارزش ۳۰ میلیون دلار!

بیست و هفت – پتروشیمی کرمان به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار!

بیست و هشت – دیگر کمپانی هائی که سپاه صد در صد مالکیت آنها را دارا است عبارتند از: صنایع شاداب خراسان، هواپیمائی پارس، شرکت غذائی مائده ، بهمن دیزل سازنده کامیون های ژاپنی ” ایسوزی ” ، شرکت عصر بهمن، صنایع شاسی سازی ایران، شرکت صنایع ارزش آفرینان !

بیست و نه – بانک قوامین به ارزش ۸۵۰ میلیون دلار!

سی – بانک مهر متعلق به بسیج به ارزش ۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار!

سی و یک – مؤسسه اعتباری نیروهای مسلح (بتاجا) به ارزش ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار!

سی و دو – مؤسسه انصارالمجاهدین به ارزش ۶ میلیارد دلار!

سی و سه – مؤسسه مالی و اعتباری ثامن الائمه به ارزش ۲ میلیارد دلار!

بد که نیست بماند، بلکه بسیار پسندیده نیز هست؛ که مردم ایران از سرداران چپاولگر سپاه پاسداران، که یک نیروی نظامی و انقلابی مسلح است؛ باید بپرسند: مبالغ گزاف بالا را از کجا آورده اند؟ به گزارش خبرگزاری تسنیم، وبگاه ” هیل ” نشریه کنگره آمریکا در مطلبی پیشنهاد داده، کاخ سفید در بازبینی سیاست های خود در قبال ایران، تغییر حکومت از درون را، در دستور کار خود قرار بدهد!

” هیل ” با اشاره به اظهارات مقامات بلندپایه آمریکا، از جمله رکس تیلرسون وزیر امور خارجه و جیمز متیس وزیر دفاع ایالات متحده، که حکومت اسلامی را بزرگ ترین تهدید علیه منافع کشورشان در خاورمیانه توصیف کرده اند نوشته است: ” بازبینی سیاست که شورای امنیت ملی ترامپ در حال انجام آن است. بایستی تغییر حکومت از درون را شامل شود. ” !

” دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد” ! یعنی ما ایرانیان بایستی به این روش آمریکائی ها اشراف کامل داشته باشیم. که آنها تا زمانی اجازه ماندگاری یک حکومت به ویژه در منطقه خاورمیانه را می دهند؛ که از آنها حرف شنوی داشته باشد. در غیر این صورت، به هر دستآویزی متصل می شوند؛ تا با بهره جستن از آن وسیله، حاکمیت مورد نظرشان را خلع قدرت نمایند؛ و آن را از حیطه اقتدار خارج سازند. امیدواریم، همانطوری که خودشان هم مایل هستند و مطرح کرده اند؛ سرنگونی رژیم منحط و خرافه پرست و واپسگرای اشغالگران اسلامی در ایران را، از درون خودشان متلاشی و سرنگون سازند. که هر بلائی که می آید بر سر امت خیانتکار و وطنفروش ایشان بیاید؛ و ملت میهن پرست ایران، همه انرژی خود را، جهت بازسازی سرزمین آزاد شده اش مورد استفاده قرار بدهد!

محترم مومنی

مطلب قبلیواکنش کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران به هجمه از طرف دولت تدبیر
مطلب بعدیقوزک پای تام کروز شکست
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.