آیا اظهارات مغایر با مصالح رژیم، توسط رفسنجانی عمدی بوده است؟!

0
162

چند روز پیش شیخ کوسه علی اکبر هاشمی رفسنجانی، در سوادکوه سخنانی را ایراد کرد؛ وی در ارتباط با حمله شیمیائی به مردم سوریه گفت: ” مردم سوریه از سوی حکومت خودشان مورد حمله شیمیائی واقع شده اند؛ و حالا هم باید منتظر حمله خارجی ها باشند. ” بازتاب این سخنان در مجامع سیاسی داخل و خارج از ایران، منجر به اظهار نظر تند و شدید بعضی از این سیاستمداران گشت؛ سپس علی مطهری نماینده تندروی مجلس شورای اسلامی، طبق معمول خودش، که همیشه جلوتر از بقیه نمایندگان مجلس نظرات شخصی اش در باره رخدادهای روز را بیان می کند؛ در این رابطه نیز چنین ابراز عقیده نموده: ” آقای هاشمی آن حرفها را زده، و نظرش هم همین است. ” ، ” من خودم این فیلم را دیدم، و قاعدتا آن فیلم نمی تواند ساختگی باشد. “!

اظهارات هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، که از طریق فایل صوتی منسوب به او در همه جا انتشار یافته است؛ با همه سادگی اش، نکته های دوپهلوی مهمی را خاطرنشان می کند؛ که ظاهرش مغایر با مصالح حکومت آخوندی و عملکردهای ایشان است. اما باطن این سخنان بیانگر آن است، که سران فتنه گر رژیم ملاها، به عمد و با قصد قبلی، وی را وادار به مطرح نمودن چنین مطالبی کرده باشند!

تا کنون، آنچه که در ارتباط با جنایات بشار اسد در سوریه مطرح می شد؛ این آقایان بلافاصله به ایفای نقش پدرخواندگی خودشان برای اسد می پرداختند؛ و به پشتیبانی نمودن از وی می کوشیدند. چگونه است که در تمامی دو سال و اندی که از شورش مردم سوریه می گذرد؛ و اینهمه فجایعی که از طریق اسد در سرزمین سوریه به انجام رسیده است؛ رفسنجانی لال بوده و زبان به بیان حقایق نگشوده است؟ چه شده که اکنون، بعد از مدتی طولانی که سکوت می کرد و هیچ اشاره ای به هیچ مورد مثبت یا منفی نمی نمود؛ یکباره سراز سوادکوه در آورده، و تیر سخنانش را به سوی بشار اسد شلیک کرده؛ و نسبت به خامنه ای و سایر مسؤلان رژیم، در مکانی با فاصله صد و هشتاد درجه اختلاف نظر با دیدگاههای ایشان، به ابراز عقاید شخصی خودش در این باره پرداخته است؟!

البته اگر مطالبی که رفسنجانی در مورد تأیید حمله شیمیائی دولت اسد به غیر نظامیان سوریه ابراز کرده، متعلق به خودش بوده و از قبل به او دیکته نشده باشد؟ این امر می تواند جنبه تلافی کردن رفتارهای بد هم پالکی هایش با او قلمداد بشود. ولی اگر انجام گرفتن سخنرانی مورد نظر، و مطالبی که هاشمی در آن مطرح نموده، آشی باشد که سران حکومت پخته اند؟ چهره های چندگانه این جملات به ظاهر ساده، از حالت ابهام خارج می شوند و ماهیت خودشان را نشان می دهند!

کسانی که با مباحث روانشناسی آشنائی دارند می دانند؛ که یکی از اصول روان شناختی در روانشناسی عمومی می گوید: ” زیاد اصرار ورزیدن در یک امری، می تواند انکار آن نیز باشد.” ، همینطور عکس آن نیز صادق است: ” به فراوانی و زیاد انکار نمودن امری، اصرار داشتن در آن امر هم می باشد. ” به مصداق همین اصل، و با توجه به شناختی که از عملکردهای سران خودکامه رژیم منحوس اسلامی داریم؛ می توان بیانات اخیر هاشمی رفسنجانی را، هم اصرار داشتن بر انجام شدن حمله شیمیائی از سوی دولت سوریه به مردم این کشور تلقی بکنیم؛ و هم انکار نمودن شکل گرفتن این فاجعه توسط اسد و دولت او قلمداد گردد. چون در نفس این سخنان، هم اصرار گنجانده شده است و هم انکار!

بارها دیده ایم، هر کجا موردی بوده که مصلحت های رژیم را تهدید می نموده است؛ آخوندها فورا دست از مواضع و مخالفت های خود با یک امری که در آن اصرار می ورزیده اند برداشته، و به انکار آن پرداخته اند. زمانی هم بوده است، که به سبب حفظ منافع و مصالح خودشان، امری را که پیشتر انکار می نمودند؛ به دلیل مصلحت اندیشی برای نظام و حکومت شان، در آن اصرار هم داشته اند!

سخنان دیگر علی مطهری در مورد بیانات هاشمی رفسنجانی در سوادکوه، می تواند صحت دیدگاه بالا را تأیید نماید. علی مطهری گفته است: ” شاید آقای رفسنجانی اطلاعات و اخبار و اسنادی داشته باشد که به این نقطه رسیده که دولت سوریه حمله شیمیائی کرده است. ” از آنجائی که در سال جاری، در عملکردهای برخی از مسؤلان رژیم، و نیز در ارتباط با سایر نمایندگان مجلس، مواردی پیش آمده که علی مطهری در نکوهش آنها سخنان تندی را اظهار کرده است؛ تأیید شدن مطالب اظهار شده از سوی رفسنجانی، در باره حمله شیمیائی دولت اسد به غیرنظامیان کشور سوریه را هم، بر عهده مطهری گذاشته اند، تا مردمان داخل و خارج از کشور، بیشتر بتوانند آن را باور بکنند!

در اصل قضیه هیچ تفاوتی پیش نمی آید، مردمان بی گناهی مورد این عمل شنیع قرار گرفته اند؛ و هستی شان به فجیع ترین شکل ممکن به نابودی کشانده شده است. ولی در فرع این موضوع، حقیقتی نهفته، که از سوی تئوریسین های حکومت آخوندی، بسیار حیله گرانه طراحی شده، و توسط رفسنجانی هم به اجرا در آمده است. چرا که مدتها بود شیخ کوسه، تقریبا در هیچ جائی دیده نمی شد، و به اظهار نظر نمی پرداخت؛ و جز در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام، در جای دیگری ظاهر نمی گردید. چه شده است که یکباره از انزوا خارج شده، و بدون مقدمه بر سر اصل موضوع رفته، و یکی از مسائل صد در صد مورد قبول خامنه ای و سایر دست اندرکاران رژیم را به چالش کشیده است؟!

فراموش نکنیم که این سنت سران حکومت آخوندی است؛ که هر کجا با مخالفت هائی از سوی دیگران مواجه می شوند؛ به یکباره دست از همه اختلافاتی که با یکدیگر دارند بر داشته، و در رابطه با موضوعی که برای شان مخالف تراشی کرده، دوباره با همدیگر یک دل و یک جهت می گردند؛ و دست از همه اختلافاتی که با هم داشته اند بر می دارند!

شایعه حمله نظامی به سوریه، موجب گشته تا آخوندها هم حساب کار خودشان را بکنند. از اینرو، ناگزیرند که از موضع قبلی خودشان عقب نشینی بکنند؛ و زیاد در مورد پشتیبانی نمودن از بشار اسد پای فشاری نکنند. آنها می بایست که نماد ظاهری عقب نشینی از موضع شان را به نمایش بگذارند. در نتیجه، به خاطر آنکه موضوع را واقعی جلوه بدهند؛ نمایش واقعی بودن عقب نشینی از موضع شان را، از طریق کسی به اجرا گذاشتند، که ظاهرا اختلافات زیادی هم با ایشان دارد. انتخاب شدن سوژه مورد نظر، و بازی کردن در این سناریوی نه چندان پیچیده را هم به دست روباه انقلاب می سپارند؛ تا هم به مخالفان خویش، و هم دیگران نشان بدهند؛ که چگونه جهت حفظ مصالح حکومت شان، کار را به کاردان سپرده و از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام استفاده کرده اند!

تابستان ۲۵۷۲ آریائی هلند

محترم مومنی روحی

 

 

مطلب قبلیواشنگتن‌پست: لحن ایران در مورد سوریه در حال تغییر است
مطلب بعدیبرندگان جوایز افتخاری اسکار معرفی شدند
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.