آژانس بین المللی انرژی اتمی روز یکشنبه گفت ایران موافقت کرده است که این سازمان نظارت گسترده تری بر اجرای تعهدات ایران در برجام (برنامه جامع اقدام مشترک یا توافق جامع اتمی) داشته باشد.

به گزارش آسوشیتدپرس، این نهاد وابسته به سازمان ملل متحد گفت ایران “به طور مشروط” قبول کرده است زمانی که توافق جامع اتمی به “مرحله اجرا” در آید، به بازرسی های سخت تر تن دهد.

“پروتکل الحاقی” شامل تدابیری فراتر از تدابیر نظارتی معمول است که کشورهای عضو با آژانس بر سر اجرای آنها توافق کرده اند. برای مثال “پروتکل الحاقی” اجازه می دهد که بازرسان آژانس در کوتاه مدت از فعالیت ها و سایت های مشکوک اتمی بازرسی کنند.

ایران و قدرت های جهانی روز یکشنبه به مرحله مهمی از توافق اتمی رسیدند که در نهایت تحریم های اتمی علیه ایران را لغو می کند.

از این روز، ایران محدود کردن برنامه اتمی خود را با ایجاد تغییراتی در سایت های اتمی خود نظیر تاسیسات زیر زمینی فوردو، راکتور آب سنگین اراک و همچنین مرکز غنی سازی نطنز آغاز می کند که به “مرحله عملیاتی” شهرت دارد.

 اما “روز اجرای” توافق زمانی است که آژانس بین المللی انرژی اتمی تایید کند که ایران مطابق با مفاد توافق اتمی عمل کرده است و تحریم ها پس از آن به طور مشروط – تا زمانی که ایران به تعهداتش در برجام عمل کند- برداشته می شود. تاریخ این روز هنوز تایید نشده و احتمالا چند ماه طول می کشد و بستگی به سرعت عمل ایران در محدود کردن برنامه اتمی اش طبق توافق جامع اتمی دارد.

به گزارش صدای آمریکا؛ ایران اجرای “داوطلبانه” پروتکل الحاقی را در دولت محمد خاتمی پذیرفت، اما پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، از اجرای آن سر باز زد.

به گزارش فارس، پیشتر عباس عراقچی، معاون وزیر امورخارجه ایران گفته بود “تصویب پروتکل الحاقی در دست مجلس است و ممکن است دولت در مقطعی داوطلبانه آن را اجرا کند ولی آن هم منوط به دیدگاه نمایندگان مجلس است.” برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با اجرای این پروتکل مخالف هستند.

مقاله قبلیدرخواست برای ادامه حمایت احزاب کانادا از حقوق بشر در ایران
مقاله بعدیکیت بلانشت بالاترین افتخار بنیاد فیلم بریتانیا را دریافت کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.