رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، با لحنی قاطع و بی‌سابقه اعلام کرد که کارشکنی‌های جمهوری اسلامی در مسیر بازرسی‌های بین‌المللی غیرقابل قبول است و این نهاد بر دسترسی کامل و بدون محدودیت بازرسان خود اصرار می‌ورزد.

این مقام ارشد بین‌المللی روز شنبه ۲۰ دسامبر در مصاحبه با خبرگزاری ریانووستی، پرده از بهانه‌تراشی‌های مکرر مقامات تهران برداشت و گفت: «ادعای ناامن بودن تاسیسات تنها یک ترفند برای پنهان‌کاری است. بازرسان ما باید بتوانند شخصاً وارد این سایت‌ها شوند و حقیقت را آشکار کنند.»

گروسی با رد صریح استدلال‌های جمهوری اسلامی، تأکید کرد: «تصمیم‌گیری درباره ایمنی تاسیسات هسته‌ای حق انحصاری آژانس است و ما اجازه نمی‌دهیم تهران با فرار به جلو، از تعهدات بین‌المللی خود شانه خالی کند.»

او با اشاره به فعالیت‌های مشکوک در نطنز، فردو و اصفهان، این مراکز را کانون نگرانی‌های جامعه بین‌الملل خواند و افزود: «جمهوری اسلامی شبکه گسترده‌ای از تاسیسات پنهان و آشکار را در سراسر کشور توسعه داده که نظارت بر آنها روز به روز دشوارتر می‌شود.»

مدیرکل آژانس با لحنی هشدارآمیز گفت: «برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی با سرعتی نگران‌کننده در حال پیشرفت است و بخش تحقیق و توسعه آنها فعالیت‌های خود را به دور از چشم ناظران بین‌المللی گسترش می‌دهد.»

تحلیلگران معتقدند اظهارات بی‌پرده گروسی نشان‌دهنده پایان صبر استراتژیک آژانس در برابر پنهان‌کاری‌های سیستماتیک جمهوری اسلامی است و احتمالاً مقدمه‌ای برای اقدامات سخت‌گیرانه‌تر خواهد بود. این تنش‌ها در شرایطی به اوج خود رسیده که تهران همچنان به افزایش ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود ادامه می‌دهد و از پاسخگویی به سؤالات کلیدی درباره فعالیت‌های گذشته و حال خود طفره می‌رود.

مقاله قبلیمجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه محکومیت نقض گسترده حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی را تصویب کرد
مقاله بعدیافشای طرح محرمانه اسرائیل-آمریکا: “زمستانِ سختِ تهران” با بمب‌افکن‌های B-2 در راه است
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.