آنگاه که مشتری جنگ، به تحریک نمودن جنگجویان رقیب می پردازد! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی

0
212

زمانه نه فقط برای مردم عادی جهان تغییر کرده است؛ بلکه نزد دولتمردان حکومت های بر سر کار در دنیای کنونی نیز، متفاوت با دست کم دو سه قرن پیش گشته است. در دوران گذشته، حاکمان ممالک مختلف گیتی، با حملات کشورهای متخاصم به دیار ایشان شکست می خوردند و از حیطه قدرت ساقط می گشتند. اما در کم تر از صد سال پیش به این سو، روش برکناری حاکمان نالایق برخی از سرزمین های جهان، بیشتر با کودتای داخلی علیه ایشان به انجام رسیده و می رسند!

از آنجائی که دنیای کنونی از هر جهت، به ویژه در باب مسائل علمی، نسبت به دوران گذشته تغییرات بسیاری نموده است. شالوده برکناری صاحبان بی لیاقت قدرت در کشورهای کم اهمیت تر در جهان کنونی، با توجه به نوع حکومتی که در آن دیار حاکم است؛ آسیب پذیرتر گشته اند؛ و با دسیسه های معمولی نیز از حیطه قدرت ساقط می گردند. اما حاکمان و دولتمردانی هم در این دنیا وجود دارند؛ که حتی خودشان هم از بی کفایتی های خویش به تنگ آمده اند. ولی آنقدر وقیح و قدرت پرست تشریف دارند؛ که برای ماندگاری شان بر عرصه قدرت در آن سرزمین، حتی از به پا کردن یک جنگ بی امان نیز باک و ابائی ندارند. فرضیه شان هم این است، که با درگیر نمودن خودشان در یک جنگ کوچک یا بزرگ، بتوانند بر طول عمر حاکمیت پلیدشان بیفزایند. تا همچنان سالیان سال قدرت نمائی کنند؛ و ملتی نجیب را به اسارت بگیرند؛ و به طور دائم، با دزدیدن اموال آنان و کشتن بی گناهان، بیش از پیش قدرت نمائی کنند؛ و بر عمر ننگین رژیم منفورشان هم اضافه نمایند!

نمونه بارز چنین حاکمیت پول پرست و سرکوبگری، در سرزمین اشغال شده خودمان، ایران اهورائی ما بر سر قدرت است؛ که نه فقط ملت شریف ایران را آزار می دهد؛ بلکه بسیاری از حکومت های دیگر ممالک گیتی را نیز، با کردار های بری از خلق و خوی انسانی خویش، به دشمنان شماره یک خود تبدیل نموده است. تنها دوستانی که جمهوری سفیه و بیدادگر آخوندی در این گیتی پهناور دارد؛ نبروهای تروریستی نیابتی شان درون منطقه خاور میانه هستند؛ که با ستاندن پول زیاد و انواع سلاح های جنگی و سایر امکانات زندگی از آخوندهای حاکم بر ایران، در سلک نوکری ایشان، به خدمات تروریستی برای آنان اشتغال داشته باشند!

یکی از بدترین خصیصه های گمراه کننده این حاکمیت ضد بشری این است؛ که مسؤلان نابخرد آن، چنان بر خودشان و امکانات موجود در رژیم منفورشان متکی می باشند؛ که اصل ماجرا، که ناتوانی شان در سیاست خارجی ایشان می باشد. را بر همگی شان مشتبه گردانیده، و در تصورات باطلی که نسبت به توانائی های نداشته خویش دارند. دچار نابینائی کاذب گشته اند؛ و نمی توانند حقایق موجود در پیرامون خود را بینند. ولی در یکی دو ماه اخیر، که شاهد تظاهرات روزافزون مردم ایران از هر صنف و طبقه ای می باشند؛ و شعارهای ضد حکومتی آنان را می شنوند. بیماری « کور رنگی شان شفا یافته، و به این حقیقت آشکار هم پی برده اند؛ که خطر فروپاشی و سرنگونی بر حاکمیت ضد ایرانی شان سایه انداخته، و چه بسا که به همین زودی ها از قدرت خارج شوند؛ و حاکمیت ضد بشری شان به کلی از میان برود!

به همین خاطر و جهت ماندگاری شان در قدرت، نیاز به ایجاد نمودن یک دگرگونی مهم در کشور دارند. تا که به این وسیله ، عرق ملی مردم ایران را بالاتر ببرند؛ تا در سایه آن بتوانند بر عمر منفور حاکمیت ضد بشری شان در ایران بیفزایند!

عامل برپائی یک جنگ واقعی تنها وسیله ای است؛ که می تواند حاکمیت این اهریمنان اشغالگر را چند صباحی بیشتر بر عرصه قدرت در ایران حفظ نماید. از اینرو در صدد می باشند، که تا از هر طریق ممکن، یک جنگ، به خصوص جنگی فرسایشی علیه خودشان را به وجود بی آورند؛ تا در سایه آن همچنان بر اریکه قدرت در ایران تکیه بزنند!

زهی خیال باطل و بی حاصل، که در مغز خام و افکار پوچ شان می پرورانند. در هفته اخیر شایع نموده اند؛ که قصد غنی سازی اورانیوم با غلظت شصت درصدی را دارند. با این ادعای مهمل می کوشند، تا ممالک مخالف خود و حاکمیت پلیدشان، به ویژه کشورهای همسایه با ایران، همچنین کشور اسرائیل را، دچار هول و هراس از خود نمایند؛ و آنان را به این پندار بیندازند؛ که امکان حملات هسته ای جمهوری اسلامی به ممالک آنها بعید نمی باشد و امکان پذیر خواهد بود!

آنچه که از دارائی های ملی مردم ایران می دزدند. به درون حساب های بانکی شان سرازیر می شوند. جهت به گردش در آوردن پروانه های سانتریفیوژهای شان در تمامی تاسیسات اتمی که فعال نموده اند. نیازمند پول بیشتری هستند؛ تا بتوانند به این کار ادامه بدهند. برای تامین کردن چنین سرمایه هنگفتی( پروانه یک سانتریفیوژ فعال، باید در طول زمانی فقط سی ثانیه هزار بار بچرخد. تا جهت غنی سازی دو سه گرم اورانیوم، آن هم فقط با غلظت پنج درصدی توانائی داشته باشد. ) ؛ برای تامین هزینه های غنی سازی اورانیوم، آن هم با غلظت شصت درصدی، چنین سرمایه عظیم و ثروت هنگفتی را از کجا و چگونه تامین خواهند نمود؟!

بر این اساس، می توان نتیجه گرفت و تخمین زد؛ که این سخن شان در مورد غنی سازی اورانیوم آن هم با غلظت شصت درصدی، ادعائی پوچ و دروغین بیش نیست. چرا که تقریبا امیدشان هم از برداشته شدن تحریم ها به صفر تنزل یافته، و هیچ منبعی جهت تامین نمودن چنین سرمایه بزرگی برای این کار عبث و بیهوده را هم سراغ ندارند!

همین امروز( یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰ خورشیدی، برابر با ۱۸ آوریل ۲۰۲۱ میلادی ) ؛ مشاور امنیت ملی کاخ سفید اعلام نمود؛ که واشینگتن تحریم ها را بر نمی دارد. مگر آن که از پایبندی رژیم ایران یه تعهدات هسته ای اش اطمینان یابد!

توضیح واضحات است که چنین امری شدنی نیست. اگر آخوندها خودشان را موظف به انجام دادن چنین تعهداتی می دانستند؟ پس چه شد که از بعد از توافق برجام در سال ۲۰۱۵ میلادی، شروع کردند به غنی سازی اورانیوم بیست درصدی؟ بعد از آشکار گشتن تخلف شان در این باره بود؛ که در سال ۲۰۱۸ میلادی، رئیس جمهور وقت آمریکا دونالد ترامپ، ایالات متحده را از قرارداد برنامه جامع اقدام مشترک ( برجام ) خارج ساخت؛ و عطای آن را به لقایش بخشید؟!

آن موقع که می توانستند اورانیوم با غلظت بیست درصدی غنی سازی کنند؛ حجم تحریم ها به این تعداد نبود. به همین دلیل و با شرائط اقتصادی وخیمی که اکنون دارند؛ غنی سازی شصت درصدی دست کم به این زودی ها، بلوفی بیش نیست؛ و قدرت نمائی جهت تهدید کردن کشورهای همسایه و ترساندن اسرائیل است!

محترم مومنی

مطلب قبلیتیغ زدن جیب مردم، اگر پول ندارید بمیرید؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی
مطلب بعدیترک ایستگاه فضایی بین‌المللی توسط روسیه
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید