آنچه که شدنی است!

0
82

آدمهای جهان، در هر سن و هر میزان از تحصیلات، و هر اندازه از تجربه و سایر امکانات مادی و معنوی که باشند؛ باز هم نمی توانند به خوبی و به کمال درک کنند؛ که در این دنیای بزرگ و پر رمز و راز، چه امری شدنی، و چه موضوعی ناشدنی است؟ زیرا بشر با تمام کامل آفریده شدن اش، صدها نقص و کم توانی را در وجود خودش دارد. به همین خاطر هم هست، که در مباحث فلسفی، به او و به بقیه موجودات زنده دیگر، که همگی شان مخلوق می باشند ” ممکن الوجود ” می گویند. یعنی موجودی که می تواند باشد یا نباشد. اما نه به خواسته و تصمیم خودش، بلکه به اراده و فرمان آفریدگار بزرگ. اما به دلیل آنکه در هر لحظه، امکان نبودن اش نیز زیاد است؛ ممکن الوجود نامیده می شود!

 چنین آفریده ای، هر چند که لاف دانائی و داشتن آگاهی های فراوان را هم که بزند؛ به سبب ضعف و ناتوانی های فردی و احتماعی خودش، هیچگاه به طور کامل قادر نیست، که به راستی و بدون اشتباه، بر تحقق یافتن هر چیزی اطمینان راسخ داشته باشد. اما همین آدم ” ممکن الوجود” که امکانات اش بسیار محدود می باشد؛ خیلی از اموری که در دنیا اتفاق می افتند؛ را به خاطر توضیح واضحات بودن مقدمه و متن ظاهر هر رخدادی، به طور نسبی می تواند نتیجه آن را هم تشخیص بدهد؛ و به راحتی، براساس استنباط خویش از مسائل مطرح در جامعه جهانی، می تواند با گمانه زنی هائی که می کند؛ عواقب و نتیجه کلی آنها را نیز تخمین بزند!

موضوع ناآرامی های فراگیر در چندین سال اخیر در منطقه خاورمیانه، که ناگاه بنیان آرامش پیشین در این بخش از کره خاکی ما را، ناآرام و آشفته نموده است؛ را می توان با اندکی از بینش سیاست های بین المللی، که یک فرد مطلع از امور سیاسی  دارد؛ و قادر است که شدنی های مربوط به هر رویدادی را، پیش فرض بکند و آن را به دیگران نیز اطلاع رسانی نماید. به یکی از مقوله هائی برخورد می کنیم؛ که به آشکارا آثار وحشت اثر آن را شاهدیم. رویداد عملیات انتحاری، که به گونه روزمرّه در جائی از این منطقه پیش می آید؛ مسأله کشتارهای انتحاری کسانی است، که در این عملیات تروریستی، فرد تروریست با علم به این حقیقت، که در این حمله انتحاری، جان خودش را هم از دست خواهد داد؛ با هدف اجرا کردن دستور ارباب جانی خودش، و دریافت نمودن دستمزدی کلان، که پیش از این خودکشی اجباری می گیرد و به خانواده اش می دهد؛ جان چندین تن از مردم بی گناه دیگر را نیز بگیرد؛ تا در این رهگذر، رضایت اربابان سودجو و جنایت پیشه اش را تأمین نماید!

چگونه می توان درک کرد، که یک آدم به این راحتی، به نبودن و کشته شدن خویش تن بدهد؟ و در اثر به انجام رسیدن آن کردار ددمنشانه، جان عده ای از همنوعان بی گناه خودش را نیز بگیرد و آنان را بکشد؟ اگر آدمی کمی هم دیدگاه مادی داشته باشید؛ و به این مسأله با نظر مادی بنگرد؛ چنانچه بر این امر واقف باشد، که مردم گیتی دارای امکانات یکسانی در موارد مالی خویش نیستند. و اگر شما هم از این دسته از مردم گیتی باشید؟ برای تان آسان تر می گردد تا درک نمائید؛ چرا یک زن یا مردی، به خواسته رئیس یا رؤسای خودش، درون یک جامعه بشری، دست به چنین عملیات تروریستی انتحاری می زنند؟ و همزمان با خودشان، مردم دیگر را هم می کشند؟ با علم به این قضیه، که در این ماجراهای جانگیر، چه بسا که فردی از خانواده یا فامیل خودشان هم، به طور اتفاقی در محل رخ دادن عملیات مربوطه حضور داشته باشد و از بین برود؟!

بدیهی است که تروریست مورد نظر، با دریافت کردن مبلغی هنگفت یا امتیاز دیگری، به چنین کشتارهای وحشیانه ای دست می زند. ولی این نیز به نظر شدنی می آید؛ که دستور دهندگان به رخ دادن چنین اموری، خودشان هم از دیگران فرمان می گیرند؛ و سبیل ایشان را هم شخص یا گروه دیگری چرب می کند( چون یک فرد به تنهائی نمی تواند در این موارد تصمیم بگیرد و دستوری را صادر کند.) زیرا با کشته شدن یک عده افراد بی گناه، مشکل یک فرد عادی در دنیا حل نمی شود. چون او نمی تواند انگیزه ای در این باره داشته باشد. همانطوری که توانائی پرداخت کردن چنین کارمزد سنگینی به یک تروریست را هم ندارد. تردیدی نیست که شکل گرفتن چنین امور سبوعانه ای، توسط بزرگان قدرت و سیاست و زر و زور در جهان تحقق می یابند!

بنا بر این، چنین رخدادهائی، می توانند در امور سیاست های بین المللی ریشه داشته باشند. چرا که شدنی است، اگر متصدیان و مدیران اداره شدن سرزمین هائی در جهان، مایل باشند که هیچ کشوری در دنیا، به لحاظ توان های مالی و علمی و…. ، به پای مملکت خودشان نرسد؛ و آنها و سرزمین شان در تمامی امور، یّکه تاز و بی همتا باشند. همانطوری که شدنی است، که مسأله رقابت میان ایشان، در صورت ادامه یافتن این مسابقات وحشیانه آدمکشی، برای آنان در بر گیرنده امکانات فراوان مالی نیز باشد. و ایشان را در قدرت نمائی های هر دو سویه(مالی و معنوی) به صدر ستون برتری در دنیا جای بدهد!

ولی از آنجائی که این امور، و تعداد زیاده طلبان در این رابطه در جهان و در دوران کنونی زیاد هستند؛ باید توجه داشت که نیرو و توان و انگیزه کدامیک از آنها بیش از بقیه ایشان است؟ تا به راحتی بتوان بر روی یکی از آنان انگشت نهاد؛ و او را در چنین امر خطیر و بررسی های مسؤلانه، مقصر تشخیص داد و عامل به وقوع پیوستن همه عملیات تروریستی دانست. این نیز شدنی است که سرزمین های مورد نظر، باید دارای امکانات وسیع مادی آنچنانی نیز باشند؛ که تا بتوانند از عهده هزینه نمودن برای مخارج این عملیات وحشیانه بر بیایند!

بر این اساس، شدنی است که از میان کشورهای دنیا، دو ابرقدرت جهان،(آمریکا و روسیه) جهت به ثمر رساندن کشتارهای وحشیانه در این بخش از دنیا، امکانات و انگیزه های بیش تری نسبت به سایر ممالک دنیا داشته باشند. ولی هرچند که دو کشور مورد نظر دارای امکانات یکسانی هم باشند؛ با توجه به گرفتاری های مالی روسها، می توان برتری های تروریست پروری ینگه دنیا نسبت به روسیه را بیش از آنها تأیید نمود و باور داشت. از اینرو، به آشکارا مشخص است، که روسیه با توجه به محدودیت امکانات مادی و مالی، نمی تواند در عرصه هزینه کردن جهت امور تروریستی در دنیا، به اندازه رقیب اش آمریکا، دارای امکانات لازم در این رابطه باشند. از این هم گذشته، این کشور با آنکه در اروپای شرقی قرار دارد؛ بخش بزرگی از منطقه خاورمیانه محسوب می گردد. و تئوری ایجاد نمودن ” آشفته بازار” درون این منطقه، نه آنکه به سود روسها نیست؛ بلکه برای ایشان زیانبار نیز هست!

در صورتی که حضور آمبریکا در این خطه از جهان، نه آنکه ضرری برای آنها ندارد؛ بلکه برای شان بسیار مفید هم می باشد. پس شدنی است، که هیچ حکومت و دولتی در دنیا، مانند کشور آمریکا و دولتمردان آن، برای حضور در منطقه خاورمیانه انگیزه نداشته باشد. همزمان با تغییر یافتن پول کشورهای برتر اروپا به ” یورو ” که با هدف رقابت های تجاری با ” دلار ” عملی گردید؛ آمریکائیان بر آن هستند که اروپا را در موضع ضعف قرار بدهند؛ تا ارزش دلار در جهان را به همان وجهی که بود معتبر بدارند. از هم پاشیدن قدرت های کوچک تر درون منطقه، بی اعتبار شدن کشورهای افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، مصر، تونس، یمن و… ، به آمریکا فرصت کافی و لازم جهت حضور در منطقه خاورمیانه را می دهد. این حضور موذیانه موجب موجب می گردد، تا دست آنها برای ناامن کردن اروپا باز باشد. شوراندن و راهی کردن میلیون ها پناهنده سوری و افغان و ایرانی و آفریقائی به سوی اروپای غربی(مرکز کاربرد ” یورو ” )، موارد کارسازی جهت قدرت طلبی زیادتر آمریکائی ها در گیتی است. و خاورمیانه به عنوان دارنده بیش ترین امکانات طبیعی و زیرزمینی، انگیزه بسیار بسیار جدی برای حضور آنها خواهد بود. چون با توجه به گرانی های روزافزون در اروپا(از پس از تغییر پول شان به ” یورو ” )، به وقوع پیوستن عملیات تروریستی داعشی ها در فرانسه، و روزهای اخیر در بلژیک، و ایجاد شدن نارضایتی های شهروندان کشورهای اروپائی مورد نظر، با وجود گروه تروریستی بسیار وحشی داعش درون کشورهای نام برده شده در بالا، سرازیر شدن صدها هزار مردم آواره و جنگ زده چند کشور یاد شده به سوی اروپا، در بر گیرنده حقیقتی آشکار به نام ورشکستگی تمام عیار در اروپا و در منطقه خاورمیانه است. موضوعی که تنها برای آمریکا سودبخش خواهد بود و بس !

محترم مومنی

مطلب قبلیآکادمی سوئد، با ٢٧ سال تاخیر، پشتیبانی خود را از سلمان رشدی و آزادی بیان اعلام کرد
مطلب بعدییوهان کرایف ستاره پیشین تیم ملی فوتبال هلند و بارسلونا در گذشت
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.