آنچه که اسرائیل دارد و ایران از آن بی بهره است! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
137

در جریان به وجود آمدن جنگ هشت ساله میان جمهوری اسلامی و عراق، سران بسیاری از کشورهای جهان، برای پیروز شدن صدام بر حکومت جمهوری اسلامی، دولت عراق را با ارسال کردن سلاح های گوناگون جنگی یاری می نمودند؛ که تا در آن جنگ ظاهرا بدون دلیل، عراق را بیشتر بر ایران بشورانند؛ و شر حاکمیت سلطه جو و قدرت پرست رژیم ملاها در ایران را، از سر کشور خود و همسایگان شان در منطقه را کوتاه گردانند!
تنها کشوری که در آن موقع به طور پنهانی به آرتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کمک می نمود؛ دولتمردان کشور اسرائیل در آن زمان بودند؛ که با ارسال کردن مخفیانه انواع سلاح های مورد لزوم جمهوری اسلامی به ایران، آنان را برای مقابله های جنگی با نظامیان عراقی یاری می رسانند؛ تا جلوی شکست خوردن ایران از عراق را بگیرند!
این کار را برای چه انجام می دادند؟ و هدف شان از آن چه بود؟ آیا به یاد می آورید که در پیش از روی دادن انقلاب شوم اسلامی در ایران، در بیشتر شهرهای کشورمان، یکی از خیابان های آن به نام نامی « کوروش کبیر » بود؟ آیا یادتان هست، که یکی از بزرگ ترین خیابان های پایتخت نیز همین نام پرشکوه را داشت؟ و…. آیا می دانید که اکنون، آن خیابانی که در تهران به نام کوروش بزرگ بود چه نامیده می شود؟ آن خیابان بعد از سیطره ی ملاهای اشغالگر بر میهن مان، و شکل گرفتن انقلاب منفور آخوندی در ایران، به نام « دکتر علی شریعتی » تغییر نام داد؛ و حالا تقریبا در تمامی ایرانزمین، حتی یک خیابان هم نداریم؛ که به نام کوروش بزرگ نامگذاری شده باشد!
اما خوشبختانه، تقریبا در همه شهرهای کشور کوچک اسرائیل، یکی از خیابان های آنجا با نام فراموش نشدنی کوروش بزرگ هخامنشی تزئین شده است. موردی که شهروندان اسرائیلی به آن بهای زیادی می دهند؛ و به داشتن نام پادشاه بزرگ ایران در کشورشان مباهات می کنند؛ و همواره نام آن بزرگمرد تاریخ ایران و جهان را، به بزرگی یاد نموده، و او را ناجی قوم یهود تلقی می نمایند!
به احتمال بسیار زیاد، کمک های تسلیحاتی اسرائیل در زمان جنگ ایران و عراق به حاکمیت جمهوری اسلامی، فقط به همین دلیل بوده است؛ که آنها نسبت به این سرزمین و مردم آن، احساس قدرشناسی عمیقی دارند؛ و مایل هستند که در هر شرایطی، بخشی از کمک تاریخی کوروش بزرگ به ملت یهود را، به هر طریق ممکن جبران نمایند!
با تمام شدن جنگ هشت ساله، و رها شدن گریبان آخوندها از افسار ناملایمات جنگ، این اندیشه در ذهن پلیدشان تقویت شد؛ که حکومت غیر قانونی و اشغالگر و بی هویت شان، می بایست جهت ایجاد کردن امپراطوری شیعه در سراسر دنیا، به ویژه در میان کشورهای منطقه خاور میانه، و صد البته در بین ممالک اسلامی، و بدون تردید در بین کشورهای اسلامی که بیشتر شهروندان شان را شیعیان تشکیل می دهند. برنامه ریزی وسیعی داشته باشند؛ و به هر شکل و حیله و طریقی که برای شان امکان پذیر باشد. به تقویت نمودن قوای ملی و دولتی و مذهبی این ممالک مورد نظر بپردازند!
جهت تحقق بخشیدن به این آرمان ضد ملی و ضد ایرانی، در حال به کار بستن همه تلاش خویش برای این منظور می باشند. تا در این رابطه، با کمک های مالی و تسلیحاتی خودشان به شیعیان سراسر گیتی، دشمنی آنان نسبت به مسلمان های اهل تسنن را تقویت کنند. تا که در این رهگذر، اختلافات مذهبی میان ایشان و فرقه های متفاوت هر دو مذهب را افزایش بدهند!
از آنجائی که می دانستند و می دانند؛ که دوستی میان دولت های ممالک اهل سنت با کشور اسرائیل برقرار است. و نیز به خاطر آن که از میزان پیشرفت های نظامی و تکنولوژیکی اسرائیلی ها آگاهی دارند. از باب آن که در روز موعود(هنگام ایجاد گشتن امپراطوری شیعیان در جهان، ممالک اهل سنت نتوانند؛ که با همکاری با یکدیگر، حاکمیت جهانی شدن رژیم ملاها را مردود نمایند. تضعیف نمودن روابط میان آنها با اسرائیل را، سرلوحه کوشش های خود قرار دادند؛ و به نظرشان بهترین روشی که این هدف را به نتیجه دلخواه آنان می رساند. ایجاد دشمنی میان خود و همدستان شان با اسرائیلی ها و حکومت شان بود و هست!
از سوئی دیگر، خود اسرائیلی ها و بزرگ ترین همپیمان شان در دنیا، کشور ایالات متحده آمریکا، که به طور کامل از تمامی موارد بالا آگاهی کامل دارند. در رابطه با پیشگیری نمودن از رسیدن سران حکومت آخوندی به این آرزوی پلیدشان، برای بدون نتیجه کردن حیله های ملاهای حاکم بر ایران، و تضعیف نمودن متحدان شیعه شان در دنیا، ترفند ایجاد دوستی و اتحاد میان خودشان با کشورهای اسلامی منطقه، به ویژه با ممالکی که دولت و ملت شان از مسلمان های اهل تسنن می باشند. توافق کرده اند، که به هر طریق ممکن، جهت تضعیف حکومت آخوندها در ایران، همچنین در میان مسلمان های متحدشان در برون و درون منطقه، از هیچ کوششی فرو گذاری نکنند!
حدود دو ماه پیش، فعالان سوری به خبرگزاری های دنیا خبر دادند؛ که رژیم ایران مخصوصا سپاه پاسدران جمهوری اسلامی، در حال خریدن زمین های سوریه و نیز ساختمان های کوچک و بزرگ این کشور هستند. این خبر که در همه جهان منتشر گردید. بر جدیت آمریکا و اسرائیل برای مبارزه با سران زیاده طلب جمهوری اسلامی افزودند!
بدون تردید یکی از مهم ترین دلایل خروج آمریکا از توافق هسته ای « برجام = برنامه جامع اقدام مشترک » و نیز سرازیر کردن تحریم های سخت تر بر روی رژیم آخوندی در ایران، همچنین مهم ترین این تحریمها(قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست تروریست های جهان) ریشه در همین امر دارد؛ که در چارچوب حمایت از متحدشان در منطقه خاورمیانه، از قدرت جمهوری رو به زوال ملاها در دنیا بکاهند؛ و جلوی رسیدن آنها به نیات پلیدشان در دنیا را بگیرد!
اکنون سپاه را تحریم کرده اند؛ چند صباح دیگر بسیجی های ترمز بریده رژیم را تحریم خواهند کرد. و در انتها کلیه مقامات جمهوری آخوندی را هم تحریم می کنند. تا که به هیچوجه و با هیچ وسیله ای نتوانند؛ کم ترین ارتباطی با سایر ممالک گیتی داشته باشند. در چنین حالتی که امکان وقوع آن بسیار زیاد است. چنانچه مردم ایران مخصوصا درونمرزی های مان، از توشه های خرد و عرق ملی و ستاندن حق شان از این پلید جامگان برخوردار باشند؟ به زودی و چندی بعد، شرایط لازم جهت سرنگونی جمهوری ننگین اسلامی به وجود خواهد آمد؛ و ملت شریف ایران خواهند توانست؛ سرانجام بعد از چهل سال، این مهم را به نیجه برسانند؛ و مملکت بزرگ و باستانی و نامدارشان را، از شر حضور این افراد نالایق و ضد ایرانی نجات بدهند!
محترم مومنی

مطلب قبلیپیش‌بینی بارش‌های سنگین برای ایران در دهه‌های آینده
مطلب بعدیدادگاه بین‌المللی جزایی از تحقیق دربارۀ جنایت‌ها در افغانستان از جمله شکنجه به دست آمریکا سر باز زد
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.