آنتونی هاپکینز بازیگر برجسته سینمای آمریکا، در ماه مارس (اسفند) با فیلم جدیدش راهی پرده‌های نقره‌ای می شود.

كمپاني پخش مستقل الكِمي حقوق رسمي توزيع فيلم «ربودن آقای هاينكن» را خريداري كرد. اين فيلم تريلر متعلق به كمپاني اينفورمنت ميديا است و بر اساس داستان حقيقی ربوده شدن آلفرد هاينكن سرمايه‌دار بزرگ ساخته شده است.

دنيل آلفردسون كه مسئوليت كارگرداني دو فيلم آخر از سه فيلم مجموعه سوئدي «دختري با خالكوبي اژدها» را بر عهده داشت اين فيلم را نيز كارگرداني كرده است.

در اين فيلم آنتوني هاپكينز نقش نوه موسس كارخانه‌هاي هاينكن را بازي مي‌كند كه در سال 1983 ربوده شده بود و بعد از پرداخت باجی به مبلغ 35 ميليون گيلدر هلندي، كه در آن زمان بزرگترين خون بهاي پرداخت شده تاريخ بود، از چنگ آدم‌ربايان رهايي يافت.

اين فيلم از بازيگران شناخته‌ شده‌اي از جمله جيم استورجس، سم ورتينگتون و رايان كوانتن بازيگر سريال «ترو بلاد» شبكه اچ‌بي‌او نیز استفاده مي‌كند.

كمپاني الكمی اين فيلم را روز ششم ماه مارس در پرده‌هاي بزرگ سينما و همچنين VOD اكران خواهد كرد. انتظار مي‌رود اين كمپاني فعاليت‌هاي خود را بيشتر گسترش دهد و اين فیلم اولین خريداري آنها از مجموعه فیلم هایی باشد که برای پروژه‌هاي بعدي در نظر گرفته شده اند.

اين كمپاني هفته گذشته برند خود را تغيير داد و از استفاده نام ميلنيوم انترينمنت باز ايستاد. خريد فيلم «ربودن آقاي هاينكن» اولين خريد كمپاني بعد از تغيير برند خود است. از ديگر فيلم‌هاي جدید آن‌ها مي‌توان به فيلم درام «به دنیای من خوش آمديد» با حضور كريستن ويگ، فيلم اكشن «دنياي سر راست شده» و همچنين فيلم كمدي رمانتيك ديويد او راسل با عنوان «عشق تصادفي» اشاره كرد.

فیلمنامه این فیلم بر مبنای کتاب «دزدیدن آلفرد هاینکن» نوشته پیتر دو وریس روزنامه‌نگار هلندی نوشته و کار فیلمبرداری اواخر پاییز سال پیش در آمستردام و پاریس انجام شد.

فیلمنامه به سال 1983 باز می گردد که هاینکن توسط یک گروه تبهکار هلندی که ویلیام هولدیر پدرخوانده جنایات هلندی نیز جزو آنها بود، ربوده شد. او مدت ها در یک کارخانه نگهداری شد و سپس آزاد شد و رکوردی از دریافت خونبها از این ماجرا به جای ماند. آدم رباها به گوشه و کنار جهان فرار کردند، اما همه آنها دستگیر و به حبس های دراز مدت محکوم شدند.

سِر فیلیپ آنتونی هاپکینز (به انگلیسی: Philip Anthony Hopkins) (زاده ۳۱ دسامبر ۱۹۳۷) بازیگر بریتانیایی برنده جایزه اسکار است که در ولز به دنیا آمده‌است. وی از ۱۲ آوریل ۲۰۰۰ شهروندی دوگانهٔ بریتانیا و آمریکا را دارا است.

به گزارش مهر به نقل از هاليوود ريپورتر، پیش از این یک فیلم دیگر از این ماجرا با بازی راتگر هاوئر در نقش فردی هاینکن در سال 2011 ساخته شد.

مقاله قبلیانتقاد جرج لوکاس و اسپایک لی از غیبت سیاه‌پوستان در نامزدهای اسکار
مقاله بعدیقطع گوشت و صبحانه بند زنان زندانیان سیاسی زندان اوین
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.