آمریکا رژیم اسلامی را، درون رینگ بوکس سیاست ، سیلی خور آچمز هوک راست و هوک چپ کرده است! بقلم محترم مومنی روحی

0
261

می گویند : ” آش آنقدر شور شده بود ؛ که خود آشپز هم آن را نخورد . ” هنگامی که در نزدیک به چهار دهه پیش ، جیمی کارتر رئیس جمهور حزب حاکم در ایالات متحده ، لباس کاملا نازیبائی را برای قامت ملت ایران و حکومت سربلند پادشاهی پهلوی دوخت و بر تن ما نمود ؛ و حاکمیت اهریمنی جمهوری پلید اسلامی را جایگزین آن کرد. هرگز تصور نمی نمود ، که همین روضه خوان های گداصفت و بی نام و نشان ، روزی در مقابل خود امپریالیست شان بایستند ؛ و در برابر ارباب و ولینعمت خویش گردن فرازی نمایند !

اختلاف میان افراد ، گروه های متفاوت ، یا مسؤلان یک کشور ، و یا دولتمردان دو سرزمین با همدیگر ، همواره در طول تاریخ بشری وجود داشته است . پیوسته هم با میانجیگری های دیگران ، جنگ و گریزهای میان آنها ، اگر خاتمه نیافته ، دست کم سبک تر و بی رنگ تر گشته اند . در برخی از موارد نیز ، با همه تلاش میانجی ها ، دعوای بین آنها همچنان باقی مانده و هیچ تغییری به سوی صلح و آشتی نیافته ، گاهی نیز دشمنی شان تا به نسل های بعد از خودشان هم ادامه داشته است !

این اختلافات ، به نسبت حجم زمینه ای که دارند ؛ و به اندازه محتوای فردی یا گروهی بودن شان ، می توانند نتایج بد و ناهمواری را به ثمر برسانند . چنانچه میان دو یا چند فرد چنین موردی رخ بدهد ؛ بدیهی است که ضرر ماجرا فقط به همان افراد لطمه می زند . اما اگر میان دو گروه باشد ، زیانبار بودن اش گریبان تعداد بیشتری از مردم یک اجتماع را می گیرد . ولی اختلافات و جنگ های سرد و گرم بین حاکمان دو سرزمین ، هم به دو ملتی که حکومت های شان شان با همدیگر پیکار می کنند اصابت می نماید ؛ و هم دامان همسایگان دو مملکت مخالف ، یا فقط یکی از ایشان را نیز می گیرد ؛ و به آنها هم از صدمات یک جنگ برخاسته از خودخواهی های بی خردانه آن جنگ طلبان ، آسیب های فراوانی می رساند !

در مورد میانجیگری میان دولتمردان دو سرزمین متخاصم ، به یاد نمی آورم که نمونه ای کارساز و مثبت در این رابطه را دیده باشم . اما اگر میان دو کودک دعوائی صورت بگیرد ، به راحتی می توان با بیان دو سه اندرز ، یا دادن یک خوراکی خوشمزه به آن دو ، و یا گرم نمودن سرشان به موضوعی دیگر ، مانند بازی کردن با آنها ، یا واداشتن شان به فراگیری یک بازی جدید ، و دادن هدیه ای به ایشان ، سر و ته قضیه را بر روی هم آورد ؛ و اختلاف میان آن دو را با مسالمت حل و فصل نمود !

چنانچه جنگی میان دولتمردان دو سرزمین و نیروهای مسلح آنها دربگیرد . تا یکی از آنها پیه باختن و شکست خوردن را به تن خویش نمالد ؛ جنگ میان آنها به گونه فرسایشی ادامه دار می شود ؛ و ممکن است که سالها به طول انجامد . گاهی پیش می آید ، که به وجود آورندگان جنگ و گریز میان دو کشور ، به خاطر داشتن خصیصیه های کودکانه ، به وسیله هیچ معجزه ای هم با یکدیگر به نتیجه صلح و آشتی نمی رسند . این کودکان بزرگسال را ، نمی توان با دادن یک آب نبات یا شکلات ، و یا با به بازی گرفتن شان ، به مرحله عدم مخاصمه و ایجاد دوستی دوباره رساند . زیرا افکار کودکانه این بزرگ سالان ، به تنها موردی که می اندیشند ، حفظ قدرت مالی و غیر مادی آنها ، در درون و بیرون از مرزهای سرزمین شان است . از اینرو تا جائی که بتوانند ، به ادامه جنگ و حفظ موقعیت خود و برتری که دارند می کوشند !

اما اگر در عالم مقایسه ، به میزان قدرت داخلی و خارجی حکومت های آمریکا و جمهوری اسلامی توجه کنیم ؟ و بر اساس آن نتیجه نهائی جنگ و گریزهای لقظی و عملی بین آنان را محاسبه نمائیم . ناگفته پیداست ، که حاکمیت خودکامه رژیم ملاها در ایران ، و نیز حکومت آمریکا مخصوصا در این مقطع زمانی ، هیچ وجه مشترکی با همدیگر ندارند ؛ تا بتوان نسبت به شباهت های قدرتمندی هر یک از آنها به دیگری ، به نتیجه قانع کننده و کاملی رسید . تنها امتیازی که ایران (منهای حکومت ننگین اسلامی) بر کشور آمریکا دارد ؛ قدمت و پیشینه باستانی میهن ما نسبت به این مملکت است . ولی در سایر امتیازهای قابل توجه ، مانند وسعت کشور ، ثروتمندی و پیشرفت های علمی ، و موجود بودن حاکمیت دموکراتیک در آمریکا ، برتری جهانی ایشان نه فقط بر ما و میهن مان ، بلکه بر سایر ممالک گیتی نیز محرز و اثبات شده است !

با تجربه هائی که تا کنون از سیستم سیاست گذاری سیاستمداران این سرزمین ششصد ساله داریم . آنها هم در ظاهر قوی به نظر می رسند ؛ و هم در باطن از بقیه ممالک جهان قدرتمندتر می باشند . مگر دولت پیشین آمریکا در دو دوره ریاست جمهوری باراک حسین اوباما ، که اشتباهات زیادی را مرتکب شد ، و برای این کشور کاستی های فراوانی را به ثمر رساند . دلیل ندارد که دولت های بعدی آنها ، به جبران نمودن خطاهای رئیس جمهور پیش از خویش دست نزند ؛ و اجازه بدهد نوکران دست نشانده خودشان در رژیم ملاها ، در مقابل آنها قد علم کنند و برای شان شاخ و شانه هم بکشند !

از سخنان مبارزات انتخاباتی دونال ترامپ آشکار بود ؛ چنانکه به ریاست جمهوری کشورش برسد ، در نخستین ماه های ریاست اش ، شاخ حکومت آخوندها را بشکند ؛ و امتیازاتی را که اوباما به آنها داده بود را پس بگیرد . اکنون که اشتباهات مکرر رژیم اسلامی ، دخالت های غیر ضروری آنها در ممالک دیگران ، ارسال پول و سلاح برای تروریست های اسلامی در سایر نقاط دنیا ، همچنین اعمال ضد بشری شان با مردم ستمدیده ایران ، و انجام دادن عملیات تروریستی در کشورهای همسایه با ایران حتی در یمن ، و صدها دلیل معتبر دیگر ، زمینه کامل برای مقابله ریاست جمهوری آمریکا برابر ملاها وجود دارد ؛ که روبروی این حکومت استبدادی و قدرت پرست و ایرانی آزار و تروریست پرور ، بایستد . تا که دونالد ترامپ و اعضای کابینه اش بتوانند ؛ تمام قد و با دلائل کافی ، برابر خطاهای دست اندرکاران جمهوری ننگین ملاها در ایران قرار بگیرند ؛ و با ارائه اولتیماتوم های بسیار جدی به سران خودمحور جمهوری اهریمنی اسلامی ، آنها را در بدترین شرایط  ممکن و بسیار سخت ، به مرگ بگیرند تا به تب رضایت بدهند !

مسأله برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) ، که نتیجه به دست آمده ، بعد از دوازده سال نشست پیاپی میان شش قدرت بزرگ جهان ، با جمهوری رو به فنای آخوندی ، در باره مذاکره بر سر فعالیت های هسته ای رژیم بوده است . اکنون بهترین انگیزه ترامپ جهت مقابله ای خفیف کننده با سران حکومت اسلامی گشته است . با همه لفاظی کردن های قدرت مآبانه رهبر و رئیس جمهور اسلامی در پاسخ سیاستگزاران آمریکائی ، خامنه ای از ایران ، و روحانی در نشست بعد از سخنرانی اش در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک ، سخنان دونالد ترامپ علیه خودشان در نخستین روز این اجلاس را ، کلمات سخیف و دور از ادب ریاست جمهوری آمریکا در باره خود و رژیم منحط و واپسگرای شان تعبیر کرده اند . یعنی همچنان در موضع قلدری جا خوش نموده اند . تا در این رابطه دست پیش را بگیرند که عقب نمانند !

ظاهرا نوکران خامنه ای که به عنوان نماینده وی در برخی از مراکز کشوری و لشگری حضور دارند . گاهی اوقات شعورشان از رهبر شان اما….. م !!!!! خامنه ای بیشتر است . در ارتباط با موضوع این نوشتار ، آخوند علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران ، که چند روز پیش به عنوان میهمان ویژه ، در سومین اجلاس پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری شرکت داشته ، در مورد موضوع این اجلاس (مسأله نفوذ ) که خود خامنه ای در آغاز سال جاری باب آن را گشوده بود گفته است : ” نفوذ آمریکا درون حکومت شوروی سابق ، و فروپاشی آن ، از اهداف نظام سلطه و آمریکا است ؛ که با حربه نفود در پی تکرار آن فرمول در نظام اسلامی ما است . ” !

سفیر سابق ایران در روسیه نیز ، در مصاحبه ای در تلویزیون دولتی رژیم ، موضوع فشارهای آمریکا و قطعنامه های حاوی انواع تحریم در باره جمهوری اسلامی را ، به آن تشبیه نموده ، که صادر کنندگان قطعنامه های جدید ، با تعیین تحریم های سخت تر از پیش ، گوئی که نظام اسلامی را ، در گوشه رینگ بوکس انداخته اند ؛ و از چپ و راست به ایشان سیلی می زنند . و این بدان معناست ، که آقایان به وضوح از شرایط مضمحل کننده حکومت شان آگاهی کامل را دارند . چون اینها بیش از بقیه با مکاری های حکومت ینگه دنیا آشنائی دارند . به درستی هم می دانند ، اگر این قدرت بزرگ جهانی ، همین آمریکای به قول ایشان ، که باید همه روزه مورد چندین نوبت ” مرگ بر آمریکا ” گفتن های ایادی مزدور رژیم جنایتکارشان قرار بگیرد . با چه ترفندهای نامردانه ای ، مردم ایران را به چنین سرنوشت شومی دچار نمود . که اسیر حکومت استبدادی آخوندی بشوند ؛ اگر آخوندها به وی باج ندهند ؛ خواهد توانست در کم ترین فرصت مورد نیاز ، ریشه ی درخت شوم انقلاب سیاه اسلامی در ایران را بخشکاند . تا گناه پیشین شان را جبران نمایند ؛ و یک بار دیگر آزادی های همه جانبه را به این ملک و ملت باز گردانند !

محترم مومنی

مطلب قبلیابراز نگرانی شدید فرانسه از آزمایش موشکی و فعالیت‌های بی‌ثبات کننده جمهوری اسلامی در منطقه
مطلب بعدیبا هرگونه جدایی خواهی و تجزیه طلبی در کشورهای خاورمیانه قویا مخالفیم
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.