در برنامهای از شبکه یک سیما، مجید حسینی، کارشناس حوزه محیط زیست، راهکاری عملی برای حل معضل آلودگی هوای پایتخت ارائه کرد. طبق محاسبات تخصصی وی، با تخصیص ۱۵ هزار میلیارد تومان طی دوره چهارساله، این بحران دیرینه قابل حل است.
به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان، اظهارات صریح حسینی پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد: راهحل مشخص است، هزینه آن محاسبه شده، اما ارادهای برای اجرا وجود ندارد. این کارشناس با شجاعت آنچه را که سالها مسکوت مانده بیان کرد – آلودگی هوا و مرگ تدریجی شهروندان، نتیجه تصمیم آگاهانه مسئولان برای عدم تخصیص بودجه است. در حالی که میلیاردها دلار صرف پروژههای ایدئولوژیک در خارج از مرزها میشود، حتی حداقل منابع لازم برای حفظ سلامت شهروندان تهرانی تأمین نمیگردد. این بیاعتنایی آشکار به جان مردم، نشاندهنده ماهیت حقیقی نظامی است که ظاهراً دغدغهای جز بقای خود ندارد.
نظام سیاسی حاکم بر ایران در چهار دهه گذشته، الگوی مشخصی در مواجهه با بحرانهای اساسی کشور نشان نداده است. حکومتی که میلیاردها دلار را صرف تسلیحات، نفوذ منطقهای و حمایت از گروههای وابسته در کشورهای دیگر میکند، اما از تخصیص بودجهای نسبتاً محدود برای نجات جان شهروندان خود سر باز میزند.
ساختار قدرت در جمهوری اسلامی به گونهای شکل گرفته که اولویتهای ایدئولوژیک و منافع گروههای خاص، بر مصالح عمومی و نیازهای اساسی مردم سایه افکنده است. این حکومت ترجیح میدهد مردم در هوای مسموم تنفس کنند، اما ذرهای از اهداف ایدئولوژیک خود عقبنشینی نکند.
این رویکرد در سایر حوزهها نیز قابل مشاهده است؛ از بحران آب گرفته تا فرسودگی ناوگان حمل و نقل عمومی، از نظام ناکارآمد بهداشت و درمان تا مشکلات معیشتی و اقتصادی. به نظر میرسد حاکمیت، مدیریت بحرانها را به حل ریشهای آنها ترجیح میدهد، زیرا تداوم وضعیت بحرانی، توجیهکننده ناکارآمدیها و حافظ منافع گروههای ذینفوذ است.
در چنین ساختاری، حتی راهکارهای علمی و کارشناسی نیز در پیچ و خم بوروکراسی و منافع سیاسی گم میشوند و مردم همچنان بهای سنگین این ناکارآمدی سیستماتیک را میپردازند.



