آقای محمد مصطفائی، کلاغ با سپید کردن بال و پرش کبوتر نمی شود!

1
249

بعضی ها چنان فرصت طلب تشریف دارند، که با رخ دادن هر اتفاق جدیدی، بنیان فکری خویش را تغییر می دهند؛ و همچون باد به هر طرفی که جاذبه زمین آن را به طرف خود بکشاند، به همان سوی متمایل گشته و خودشان را به آن متصل می نمایند. در جامعه ما اصطلاحا به اینگونه از افراد < ابن الوقت = پسر زمان > می گویند. یعنی کسی که هر لحظه به سمت خاصی گرایش یافته، و تا رویداد غیرمنتظره بعدی از کنار آن تکان نخواهند خورد!

برای انسانهای شرافتمند، هرگز چنین خلق و طینتی پسندیده نیست و چنین نخواهند نمود. اما آنانی که نان را به نرخ روز میل می فرمایند؛ همینکه ببینند نفع شان در سوئی دیگر است، بلافاصله از جانب حق و حقیقت جدا می شوند، و خودشان را به آن جائی که منافع شخصی ایشان را برآورده کند می رسانند!

آقای محمد مصطفائی وکیل پایه یک دادگستری، که تا یکی دو سال پیش به خاطر موکل زندانی ایشان، بانو سکینه محمدی اسکندری، که از سوی دادگاه جمهوری اسلامی به سنگسار شدن محکوم گردیده بود؛ به شهرتی دست یافت؛ و در اثر فعالیت هائی که برای نجات دادن خانم اسکندری می نمود، همانند موکل خویش نامش تا مدتها بر سر زبانها جاری و در بیشتر نشریات خبری مطرح می شد؛ خودش هم مدتی مهمان زندان های رژیم بیدادگر اسلامی بود؛ تا آنکه در یک فرصت مناسب از کشور گریخت و در یک سرزمین امن در اروپا اقامت یافت. اکنون دم از بی وفائی می زند و با آنکه مرد قانون است، در حال ناحق جلوه دادن یک حقیقت آشکار است!

شنیده می شود که نامبرده، اخیرا به اعلامی نادرست دست زده، و متأسفانه پای را از میدان صداقت فراتر نهاده، و به دروغ مطلبی را که مانند روز بر همگان آشکار و مسجّل گشته را تکذیب نموده است. گویا ایشان در رابطه با پیشنهاد شاهزاده رضا پهلوی مبنی به انجام شدن مرحله محاکمه رهبر حکومت جمهوری اسلامی، به عنوان جنایت علیه بشریت به دادگاه بین المللی لاهه را امری انجام نیافته تلقی نموده است!

ظاهرا ایشان با اینکه خودش در مسائل مربوط به قوانین بین المللی احاطه دارد؛ فراموش کرده که یک محکمه هر قدر هم که بی در و پیکر باشد؛ هیچ شکایتی را بدون داشتن سند معتبر به انجام نمی رساند؛ چه رسد به یک دادگاه مشهور بین المللی مانند دادگاه لاهه در کشور هلند، که از پایان جنگ دوم جهانی تأسیس گشته و به چنین دعاوی حقوقی رسیدگی می کند؛ هرگز بدون داشتن یک مدرک معتبر از مسأله و شکایت مورد رسیدگی دادگاه، به آن نمی پردازد. هرچند که آن پیشنهاد، از سوی شخصیتی مانند شهریار ایرانزمین شاهزاده رضا پهلوی به این دادگاه ارائه شده باشد!

هنوز عکس و فیلم و گزارش مراسم حضور شاهزاده در شهر لاهه در کشور هلند، با تفصیلات کامل نزد ایرانیان میهن پرست مقیم این سرزمین موجود است. تردیدی وجود ندارد، که شخص شاهزاده خودشان هم به اندازه کافی در این ارتباط سند و مدرک دارند؛ و صد در صد از ارائه شکوائیه خویش در رابطه با محاکمه شدن سید علی خامنه ای به عنوان جنایت در ایران و کشتار فرزندان بی گناه میهن ما به دادگاه لاهه، رسید و سند معتبر را دارند.

آقای مصطفائی، وکیل پایه یک دادگستری جمهوری اسلامی، اگر با منصوب شدن حسن روحانی رئیس جمهوری منتصب خامنه ای، راهی برای مراجعت به کشور و ابقاء خود در پست وکالت را به دست آورده اید؛ خیر پیش، بروید و با استفاده از رابطه هائی که سراغ دارید، بدون نیاز به ضابطه، که اصولا در این رژیم استبدادی معنائی از اعراب ندارد؛ شما هم یک بار دیگر شانس خودتان را امتحان بفرمائید!

اما هرگز از یاد نبرید، کلاغ هر اندازه که تلاش نماید تا همه بال و پر سیاه خودش را، با هر رنگ و ماده ای سپید بگرداند؛ باز هم نخواهد توانست کبوتری سفید بشوید و پیام صلح و عدالت را به دیگران برساند!

تابستان ۲۵۷۲ آریائی هلند

محترم مومنی روحی

 

مطلب قبلیچاوشی و شجریان پیشتاز جوایز مردمی..
مطلب بعدیخاتمی به دیدار نسرین ستوده، وکیل زندانی رفت
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

یک دیدگاه

Comments are closed.