آشتی ملی دیگری در خاورمیانه؛ این بار در یمن تاریخ ساز شد

0
240

دکتر کاوه احمدی علی آبادی
عضو هیئت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری
عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

“آخرین گام” را نیز یمنی ها برای رسیدن به تفاهم و “آشتی ملی منصفانه” برداشتند؛ گرچه در آخرین گام، طرف هایی دست به اسلحه بردن را نیز آزمودند، اما خیلی زود مثل سایرین دریافتند که راه صحیح و عقلایی، برون رفت از درگیری و “تبعیض” و رسیدن به “صلح و تفاهمی توأم با عدالت” است.
خروجی مشابهی که در همین روزها در افغانستان نیز حاصل شده و با محبوبیت نزد افغان ها و استقبال کشورهای خارجی و نهادهای بین المللی مواجه شده است و این در خاورمیانه ای که پرالتهاب ترین سال هایش را در نیم قرن اخیر سپری می کند، دلگرم کننده و امیدبخش است و علاوه بر آن، “راهکاری موثر و مفید” را برای آینده ای بهتر در سایر کشورهای خاورمیانه -که در آن ها طرف های مختلفی با هم درگیر هستند، نشان می دهد و همزمان در نقطه مقابل آن، سوریه و اخیراً لیبی قرار دارند و جنگ داخلی و فاجعه پیش آمده خروجی آن است که به سبب “انحصار قدرت و عدم واگذاری آن” و “تبعیض و تحمیل خواسته طیفی و گروهی به همگان” حاصل شده است.
همین تفاهم بدست آمده گرچه نقطه عطفی در تاریخ این کشور است، اما می تواند با چالش هایی روبرو شود. آن زمانی بدرستی درک می شود که دریابیم سوای طرف های درگیر که به ظاهر و روی صحنه، دولت، شیعیان حوثی و قبایل و انقلابیون یمنی بودند، یک طیف خطرناک و “دودره باز” در “پشت صحنه” داریم که از بازماندگان و طرف های رئیس جمهور سابق یمن اند (علی عبدالله صالح و بازماندگانش در سیستم) و بدنبال آن بوده و هستند تا طرف های مختلف را در یمن به جان هم بیاندازند و کشور را چنان دچار آشوب کنند که آمریکا و طرف های غربی متقاعد شوند تا آنان باز به قدرت باز گردند و طی یه کودتا قدرت را در دست بگیرند. این باند، ابتدا القاعده را تجهیز کرد و عملیاتی که القاعده پس از به قدرت رسیدن حکومت بعد از بهار عربی دریمن، در پادگان ها نظامی و مناطقی برخوردار از امنیت بالای نظامی انجام داد و تعداد زیادی از ارتشیان یمن را کشت، با هدایت و مدیریت امنیتی این باند صورت گرفت و القاعده تنها عاملان روی صحنه بودند. همین باند سپس جنوبی ها را تحریک به تجزیه جنوب از شمال یمن کرد. وقتی به نتیجه نرسید، هم حوثی ها و هم قبایل یمن را برانگیخت تا به پایتخت بیایند و حکومت را سرنگون کنند. یمن مدتی است که به میدان مبارزه خاموش عربستان و ایران نیز بدل شده است.
اما این “تهدید” بدرستی مدیریت شد و به “فرصتی” بدل گشت که در نهایت، “دستاورد” آن، آشتی ملی و تأمین حقوق معوقه تاریخی همه اقوام و ادیان و مذاهب و اقلیت ها در یمن بود. به عبارتی، با تفاهمی که بدست آمد، نه تنها کشور فرو نپاشید (در حالی که تا آستانه آن پیش رفته بود) و کودتا موفق نشد، بلکه تفاهمی تاریخی رقم خورد که حقوق و مطالبات معوقه اقلیت ها و اقوام و قابایل مختلف و حتی جنوبی ها (به طور کلی آحاد مردم یمن) را در کنار هم در نظر می گرفت و با دولتی توافقی به سوی آن گام برداشت. این مهم بعد از “توصیه های داده شده”، با نقش پررنگ سازمان ملل و قدرت های جهانی به مثابه ادابتور و متحدان خارجی طرف های یمنی به مثابه کاتالیزور از طریق تعامل و تفاهم و البته درایت و انعطاف رئیس جمهور یمن و عدم تمامیت خواهی وی رقم خورد و حتی حوثی و جنوبی ها نیز در نهایت زیاده خواهی های انحصارطلبانه را کنار گذاشتند تا یمن الگویی دیگر باشد برای سایر کشورهای خاورمیانه که در آن ها اختلافات حتی زمانی که “به مرحله تقابل و تصادم” می رسند، باز می توان ولو در آخرین لحظات، به کمک طرف های داخلی با انواعی از کمک های به موقع خارجی، جلوی فروپاشی و جنگ داخلی را گرفت و در نقطه مقابل، به سوی گفتگو، تفاهم و مصالحه و آشتی ملی رهنمون شد.
اقدامی که کشورهای عربی و به خصوص عربستان باید از این پس در یمن انجام دهند، نه تحریک طرف های سنی یمنی، بلکه توصیه به رئیس جمهور سابق یمن (عبدالله صالح) و اطرافیانش و بازماندگانشان در یمن است که از شیطنت دست بردارند و زمان بازگشت شان گذشته است و اقدامات وی تنها می تواند به جنگ داخلی منتهی شود که دامن خودشان و خانواده شان را بگیرد و اگر خیزش دیگری در یمن روی دهد، چه بسا اینبار آنان یا بستگان و اطرافیانشان قتل عام شوند! (چون آستانه تحمل مردم نیز حدی دارد) شاید بهتر باشد که عربستان رئیس جمهور یمن و بستگان دور و نزدیک و اطرافیانش را تشویق به اقامت در عربستان یا کشوری دیگر کنند و آنان را به شدت از هر نوع اقدام تحریک آمیز و ارتباط گیری با طرف های درگیر در یمن برحذر دارند. به هر روی، در صورتی که رئیس جمهور سابق یمن و اطرافیانش به هیچ یک از این راهکارها عملاً پاسخ مثبتی ندادند و به شیطنت های شان ادامه دادند، باید توسط نهادهای امنیتی یمنی دستگیر و محاکمه شوند، قبل از این که بحران دیگری بیافرینند.
متأسفانه در خاورمیانه این مشکل بزرگ سیاستمداران است که انتظار دارند، چون ارث پدری بر رأس سمت ها و مقام های شان برای دهه ها و بعضاً بیش از نیم قرن تکیه زنند، و اگر تا حالا خود را به خواب زده اند، بهار عربی باید بیدارشان کند، قبل از این که به سرنوشت قذافی یا اسد یا سایرین دچار شوند؛ چه بهتر که خودشان هم کشور را در مسیری درست قرار دهند و هم مابقی عمر را نه در زندان و دادگاه که در دوران بازنشستگی بگذرانند.

مقاله قبلیزنگها برای که به صدا درآمدند؟!
مقاله بعدیبیژن مجنون بچه سیچون – آخرین ساعات عمر
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.