روزنامه بریتانیایی در گزارشی جزئیات گفت‌وگو با 11 معترض ایرانی که در زمان بازداشت خود مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته بودند را منتشر کرده است.

این معترضان مرد و زن در این گزارش تصریح کرده‌اند، نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی در زمان بازداشت آن‌ها را مورد تعرض جنسی، تجاوز، ضرب و شتم و شکنجه قرار داده‌اند. برخی از آن‌ها همچنین گفته‌اند، بخشی از این آزارها در خوردوی «ون» سبز رنگ پلیس صورت گرفته است.

یکی از معترضان بازداشت‌شده که از نام «درسا»، خاطرنشان کرده که نیروهای امنیتی پس از بازداشت او در یک ایست بازرسی در استان گیلان، اقدام به برهنه کردن و آزار جنسی او کرده‌اند.

درسا که 25 سال دارد، در این گفت‌وگو عنوان کرده است، در حالی‌که برهنه و با چشم‌های بسته در اتاق بازجویی منتظر «معاینه پزشکی» بوده است، یک بازجوی مرد وارد اتاق شده و به او تجاوز کرده است.

درسا همچنین تحت شکنجه جسمی و روانی نیز قرار گرفته و تجاوز جنسی مامور حکومتی منجر به «عفونت واژینال» در او گردیده است.

یک زن چهل ساله کرد نیز در مصاحبه با روزنامه بریتانیایی گفته است، پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج، علاوه بر ضرب و شتم، قربانی «خشونت جنسی» نیز بوده است.

این معترض که خود را «سارا» معرفی کرده است، می‌گوید که او از اولین موج بازداشتی‌ها در جریان خیزش سراسری مردم ایران علیه جمهوری اسلامی در سال 1401 بود.

او درباره نحوه بازداشت خود گفته است: «8 مامور مرا به داخل ماشینی کشاندند. در مدتی که منتظر بودیم، آن‌ها با خشونت به من لگد می‌زدند. بدنم را لمس کرده و دست‌های خود را بین ران‌هایم قرار می‌دادند و به اندام‌های خصوصیم فشار وارد می‌کردند.»

سارا در ادامه افزود: «هنوز به همسرم درباره آزار جنسی نگفته‌ام. او مرا دوست دارد و این موضوع باعث شکسته‌شدن او خواهد شد.»

گاردین همچنین با یک پرستار شاغل در استان گیلان نیز مصاحبه کرده است. این پرستار تصریح کرده است که در ماه‌های گذشته موارد متعددی از قربانیان تجاوز و خشونت جنسی به بیمارستان مراجعه کرده‌اند.

این پرستار در این زمینه گفته است: «دست‌کم 5 معترض زن زیر 30 سال که مبتلا به عفونت واژینال بودند را درمان کرده‌ام. آن‌ها به من گفته‌اند که در زمان بازداشت مورد آزار قرار گرفته‌اند. برخی از آن‌ها دچار خونریزی از ناحیه اندام تناسلی بودند.»

العربیه به نقل از گاردین می نویسد، «کامیار»، یک معترض 30 ساله که در شهر مشهد بازداشت شده بود نیز به گاردین گفته است، دو مامور پس از بازداشت و انتقال او به خودروی ون پلیس، به اندام تناسلی او دست‌زده‌اند.

کامیار افزود، نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی گمان می‌کنند که آزار جنسی باعث می‌شود تا مردم دیگر اعتراض نکنند. او در این زمینه گفت: «آن‌ها به شکلی فکر می‌کنند که ما مورد تحقیر تحمیلی قرار می‌گیریم. (اما) آن‌ها تحقیر شده‌اند. یکی از آن‌ها به من گفت: «شصت روز است که به خاطر شما معترضان خوابمان نمی‌برد.»

او افزود: «من دلم برای خودم نمی‌سوزد، دلم برای این مردان تنفرآمیز که زندگی کوچکی دارند می‌سوزد. آن‌ها باید به جای قربانیان احساس حقارت کنند.

مقاله قبلیبیانیه سازمان عفو بین‌الملل درباره نقش دیپلمات‌های جمهوری اسلامی در «انکار کشتارها»
مقاله بعدیهشدار برای گفتگو فوری قبل از وخیم‌تر شدن اوضاع برای جمهوری اسلامی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.