رضا (رابین) شاهینی، شهروند ایرانی- آمریکایی زندانی با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان گرگان آزاد شده است. یک منبع مطلع به  گفت آقای شاهینی پیش از آغاز سال ۱۳۹۶ از زندان گرگان آزاد و از زمان سال تحویل تاکنون در کنار خانواده‌اش در گرگان به سر می‌برد. این منبع همچنین گفت رضا رابین شاهینی امیدوار به شکستن حکم سنگین ۱۸ سال حبس خود از سوی دادگاه تجدید نظر است.

رضا (رابین) شاهینی، متولد سال ۱۳۴۸ ساکن شهر سن دیگو در ایالت کالیفرنیای آمریکا است. او اواخر ماه می (اوائل خرداد ۹۵) برای دیدار با خانواده‌اش به ایران رفت و در حالیکه قرار بود ۲۰ جولای به آمریکا برگردد، در تاریخ ۱۱ جولای (۲۱ تیرماه ۱۳۹۵) بازداشت و با حکم دادگاه انقلاب گرگان به ۱۸ سال زندان محکوم شد که با توجه به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۹ سال از این ۱۸ سال را برای اتهام «همکاری با دول متخاصم» باید تحمل کند اما هنوز دادگاه تجدید نظر برای رسیدگی اعتراض او به این حکم برگزار نشده‎ است.

آقای شاهینی در اعتراض به حکم سنگین‌اش و شرایط نامناسب خود در زندان گرگان در تاریخ ۲۷ بهمن ماه ۱۳۹۵ دست به اعتصاب غذا(تر) زده بود.

آقای شاهینی سه ماه پس بازداشت در تاریخ ۱۱ جولای (۲۱ تیرماه ۱۳۹۵)، طی یک جلسه به تاریخ ۲۴ مهرماه ۱۳۹۵ در دادگاه کیفری و انقلاب مرکزی استان گلستان محاکمه شد. اتهامات او «همکاری با دول متخاصم از طریق همکاری با صدای آمریکا به عنوان بخشی از بدنه دولت متخاصم بر اساس ماده ۵۰۸ قانون مجازات اسلامی، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به نفع گروه‎ها و سازمان‎های مخالف نظام بر اساس ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی، عضویت در جمعیت یا شبه جمعیت‎های مخالف نظام از جمله سلطنت طلب‎ها و غیره، اغوا و تحریک مردم به قصد بر هم زدن امنیت کشور به موجب ماده ۵۱۲، توهین به خمینی به عنوان بنیان گذار جمهوری اسلامی و مقام رهبری بر اساس ماده ۵۱۴ قانون تعزیرات» عنوان شده است.

بیشترین مجازات تعیین شده در این حکم برای رضا شاهینی ۹ سال زندان به اتهام «همکاری با دول متخاصم» است. این اتهام در حالی به این شهروند ایرانی-آمریکایی وارد شده که طبق  سند رسمی وزارت امور خارجه  که در ۲۳ آذر ماه ۱۳۹۲ منتشر شد ایران هیچ کشوری جز اسرائیل، را مصداق «کشور متخاصم» نمی‎داند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران؛ رضا (رابین) شاهینی شهروند ایرانی- آمریکایی تبار ۱۶ سال پیش از ایران به آمریکا مهاجرت کرد و در طی هفت سال گذشته به ایران سفری نداشت اما سال‎های پیش‎تر مکررا به ایران سفر کرده‎ بود و تا پیش از سفرش به ایران در تیر ماه سالجاری، آخرین بار در سال ۱۳۸۸ برای چند ماه در ایران بود.

مقاله قبلیاحتمال شناسایی ببر تاسمانی ۸۰ سال پس از انقراض !
مقاله بعدیزیباکلام: رئیسی در برابر روحانی شانس ندارد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.