یک منبع مطلع درباره وضعیت آرش رضویان شهروند بهایی ایران که به دلیل مذهبش از دانشگاه سراسری گیلان در اسفند ماه ۹۶ اخراج شده گفت این دانشجوی بهایی پس از چهار ترم درس خواندن با ارسال یک نامه از سوی سازمان سنجش به دلیل داشتن عقیده متفاوت از تحصیل محروم شد.

آرش رضویان متولد ۱۳۷۷، بهایی و متولد شهر رشت، در کنکور سراسری ۹۵ در دانشگاه گیلان در رشته فیزیک قبول شد و چهار ترم به در این رشته درس خواند. با این حال در ترم چهارم از دانشگاه اخراج شد.

این منبع درباره نحوه اخراج آرش رضویان گفت:‌ «روز ۲۶ اسفند ۹۶ از دانشگاه به آرش تماس گرفتند و گفتند او از دانشگاه اخراج شده است. در جواب پرسش آرش که به چه دلیلی اخراج شده، گفتند نمی‌دانند و برای پاسخ آن باید به سازمان سنجش مراجعه کند. آرش روز ۲۷ اسفند ماه به سازمان سنجش رفت. در آنجا به او گفته شده که او به دلیل عدم صلاحیت عمومی قابل ادامه تحصیل نیست. وقتی آرش با اصرار پرسیده منظورشان چیست. گفتند خودت می دانی مشکلت چیست و چرا از دانشگاه اخراج شدی.»

این منبع در ادامه گفت: «آرش پس از آن به آنها گفته طبق قانون اساسی هر کسی با هر عقیده‌ای اجازه درس خواندن در ایران را دارد. آنها هم به او گفتند این حق برای معتقدان به چهار دین اصلی است. آرش در انتها گفته آنها باید کتبا به او اخراجش را اعلام کنند. چند روز بعد یک نامه به خانه او پست شد که در ان نوشته شده بود آرش طبق مصووبه شورای عالی فرهنگی صلاحیت عمومی برای ادامه تحصیل ندارد.»

این منبع مطلع در پاسخ به اینکه آیا در طول چهار ترم گذشته برای آرش رضویان مشکلی در دانشگاه پیش نیامده، گفت: «هیچ مشکلی نداشت. در زمان ثبت‌نام دانشگاه در بخش ستون ادیان او گزینه سایر مذاهب را زده بود. هیچ مشکلی هم پیش نیامد و در کنکور قبول شد. چهار ترم هم خواند و هیچ مشکلی برایش پیش نیامد. اینهمه هزینه دانشگاه و امید بعد دو سال به باد رفت.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ به گفته این منبع بقیه اعضای خانواده آرش در همان مرحله ثبت‌نام کنکور با عدم صلاحیت عمومی روبرو شده و قادر به ورود به دانشگاه نشدند.»

 

مقاله قبلیآمریکا 9 فرد و شرکت ایرانی را تحریم کرد
مقاله بعدیکاخ سفید: وقت افزایش فشار جهانی برای تغییر رفتار خطرناک جمهوری اسلامی است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.