«آرتور هیلر»، کارگردان نامزد اسکار فیلم «داستان عشق» در سن ۹۲ سالگی درگذشت.

 «نیویورک تایمز» نوشت: «آرتور هیلر»، کارگردان مطرح کانادایی ـ آمریکایی که فیلم معروف و پرفروش «داستان عشق» با بازی «الی مک‌گرا» و «رایان اُنیل» را ساخته بود، در سن ۹۲ سالگی در لس‌آنجلس درگذشت.

آکادمی اسکار خبر درگذشت او را اعلام کرد. «هیلر» از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۷ ریاست آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اسکار را بر عهده داشت و بین سال‌های ۱۹۸۹ و ۱۹۹۳ رئیس انجمن کارگردانان آمریکایی بود.

وی که یکی از فیلمسازان موفق آثار هالیوودی به حساب می‌آمد، در طول عمر حرفه‌ای‌ خود حدود ۷۰ فیلم بلند، تله‌فیلم و اپیزودهای سریال‌های تلویزیونی را در ژانرهای مختلف کارگردانی کرد.

«داستان عشق» که یکی از ماندگارترین عاشقانه‌های تاریخ سینما به حساب می‌آید، در سال ۱۹۷۰ به روی پرده رفت و ۱۰۶ میلیون دلار فروش داشت که معادل امروزی این رقم ۶۶۵ میلیون دلار است.

«داستان عشق» براساس فیلمنامه‌ای به قلم «اریک سگال»، استاد دانشگاه ییل آمریکا ساخته شده بود. کتاب «سگال» بیش از پنج میلیون نسخه در آن زمان فروش داشت.

این فیلم داستان رابطه رمانتیک اما تراژیک یک دانشجوی رشته حقوق «هاروارد» که از خانواده ثروتمندی است را با یک دانشجوی معمولی رشته موسیقی کلاسیک روایت می‌کند. منتقدانی چون «راجر ایبرت» در آن زمان اعتقاد داشتند که فیلم «داستان عشق» بهتر از کتابش است.

«ایبرت» در این‌باره نوشت: من فکر می‌کنم این مسئله مربوط باشد به سلیقه خوب «آرتور هیلر»، کارگردان این اثر که تمام چیزهایی را که «سگال» فکر می‌کرد با زیرکی کنار گذاشته، کنار هم قرار داد؛ چیزهایی مثل رنگ، شخصیت‌پردازی، جزئیات و پیشینه داستان.

«هیلر» در این فیلم موضوعاتی مثل اختلاف طبقاتی و معضلات روابط بین نسل‌ها را با داستان کتاب «سگال» درآمیخت و در عین حال بُعد احساسی روایت او را به خوبی نمایش داد.

«داستان عشق» محصول تمام‌عیار دوران خود بود. دغدغه‌های دهه ۱۹۷۰ همچون اختلاف شدید نسل‌ها، مرگ جوانان و قدرت برتر حکومتی از جمله این تم‌ها هستند. جنگ ویتنام در این فیلم نشان داده نمی‌شود اما تأثیر آن در پس‌زمینه داستان قابل مشاهده است.

«داستان عشق» در شش بخش رقابت‌های آکادمی اسکار از جمله بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین فیلمنامه نامزد شد، اما تنها توانست جایزه بهترین موسیقی را دریافت کند. موسیقی «داستان عشق» از بیادماندنی‌ترین آهنگ‌های سینمایی است که جایزه «گلدن گلوب» را هم کسب کرد.

«هیلر» متولد نوامبر ۱۹۲۳ در آلبرتای کانادا بود. پدر و مادر او مهاجران یهودی بودند که از لهستان به ادمونتون مهاجرت کردند. «آرتور» پس از اتمام دبیرستان، به نیروی هوایی سلطنتی کانادا پیوست و در طول جنگ جهانی دوم جزو بمب‌اندازان در کشورهای اروپایی‌ها بود. او پس از جنگ در رشته حقوق و روان‌شناسی دانشگاه «تورنتو» به تحصیل پرداخت و پس از مدتی وارد کار تلویزیون شد.

او سپس کار در رادیو را شروع کرد و در سال ۱۹۵۶ راهی آمریکا شد و به گروهی از کارگردانان جوان و تازه‌کار همچون «سیدنی لومت»، «جان فرانکن‌هایمن» و «آرتور پن» پیوست. «هیلر» یکی از سینماگرانی بود که با مجموعه‌هایی همچون «آلفرت هیچکاک تقدیم می‌کند» ‌و «جاده شماره ۶۶» همکاری می‌کرد.

به گزارش ایسنا، او در میانه دهه ۱۹۶۰ جایگاه خود را به عنوان کارگردان کمدی‌های سبک پیدا کرده بود. آثاری همچون «به او هیچ قولی نده» و «پنه ‌لوپه» از جمله کارهای او در آن دوران بودند. از دیگر آثار او می‌توان به «مرد لامانچا»، «مردی در کیوسک شیشه‌ای»، «معلم‌ها»، «بخت ظالم» ‌و «بیمارستان» اشاره کرد.

منبع عکس؛ بی بی سی

مقاله قبلیمشورت شاه با آمریکا قبل از ۲۸ مرداد
مقاله بعدیتهران؛ صاحب بیشترین رشد در فهرست مناسب‌ترین شهرهای جهان برای زندگی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.