گزارشی ویژه از همکار گرانقدر و فرهیخته، خانم  سوگند علیخواه

این هنرمند که در سال ۲۰۱۳ از سوی وزارت علوم در ایران دکترای افتخاری هنر دریافت کرد, با سبک نوین زوج متحد(United Couple) به شهرتی جهانی‌ رسیده وی از معدود هنرمندانیست که در زمان حیاتش آثارش به موزه اختصاصی خواهد رفت.

به دنبال خرید مجموعه‌ آثار این هنرمند توسط خاندان بزرگ میثاقی، این خانواده هنردوست آذری اعلام کردند که قصد انتقال آثار را به موزه‌ای اختصاصی در کشور انگلستان دارند.

به گفته ی خریدار، بنای این موزه که دارای معماری منحصربه فردیست، کاخ تابستانی ملکه ویکتوریا بوده که به دلیل داشتن ۳۶۵ اتاق مجزا( به تعداد روزهای سال) به خانهٔ تقویمی (calendar home) مشهور است.

مساحت کل بنا ۱۳۵۰۰ متر مربع (۱۳۵ هزار فوت مربع )اعلام شده که قرار است در بر گیرندهٔ تمامی آثار گذشته و همچنین آثاری که در آینده توسط استاد علیجانپور خلق میشود باشد.

خانواده‌ی میثاقی که بیش از نیم قرن است مقیم کشور کانادا هستند، انگیزه‌ی خرید مجموعه آثار استاد علیجانپور را حفظ و پاسداشت هنر ایرانی برای آیندگان عنوان کردند.

گفتنیست استاد علیجانپور پس از دریافت  شهروندی افتخاری از کشور کانادا در سال ۱۹۹۹ به این کشور مهاجرت کرده و در ادامهٔ فعالیتهای هنری و فرهنگی‌ مدرسه هنری ایرینا را تاسیس کرد.

مقاله قبلی۷۰ سال پس از تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان؛ نامه استالین به پیشه‌وری؛ به همراه سند
مقاله بعدیاوباما از جرج لوكاس و «جنگ ستارگان» تجلیل کرد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.