آتیلا پسیانی بازیگر و کارگردان تئاتر و سینما پس از تحمل یک دوره بیماری به علت بیماری سرطان در سن ۶۶ سالگی در فرانسه در گذشت.

آتیلا پسیانی در اردیبهشت ۱۳۳۶ در تهران به دنیا آمد. او فرزند جمیله شیخیهنرپیشهٔ سینما، تلویزیون و تئاتر ایران و همسر فاطمه نقوی بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر بود. او دارای دختری به نام ستاره پسیانی و پسری به نام خسرو بود که هردو بازیگر تئاترند. آتیلا پسیانی فارغ‌التحصیل کارگردانی و بازیگری تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه بلورسازی بود. بازی در تئاتر را از سال ۱۳۵۶ آغاز کرد و بازی در سینما را از سال ۱۳۶۰ با فیلم عفریت، کاری از فرشید فلک‌نازی، تجربه کرد. ضمناً در برنامه چهل تیکه به گفته خودش در فیلمی که گم شده‌است در سال ۱۳۴۸ به مدت ۴۰ ثانیه نقش داشته‌است.

پسیانی پس از تحمل یک دوره بیماری در ۱۴ مهر ۱۴۰۲ در فرانسه بر اثر سرطان درگذشت.

پسیانی از دهه شصت خورشیدی به بعد حضور فعالی در عرصه تئاتر ایران داشته که شامل اجراهای جشنواره‌ای و آزاد می‌شود. او با آثارش در چندین دوره جشنواره تئاتر فجر حضور داشته که از این میان می‌توان به جشنواره فجر سال ۱۳۷۰ اشاره کرد. پسیانی در این دوره واقعه‌خوانی جهاز جادو نوشته محمد چرمشیر را کارگردانی کرد و در کنار آثاری نظیر سایه ماه به کارگردانی انوشیروان ارجمند، مرگ یزدگرد به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی گلاب آدینه، دلدار به نویسندگی و کارگردانی حسین نوری و مال‌کنون به نویسندگی و کارگردانی مریم معترف و عزت‌الله مهرآوران به روی صحنه برد.

«گنک خواب دیده- ۱۳۹۳»، «باغ آلبالو- ۱۳۹۴»، «عرق خورشید، اشک ماه- ۱۳۹۲»، «پرفسوربوبوس- ۱۳۸۹»، «کشتی شیطان- ۱۳۸۸»، «متابولیک- ۱۳۸۷»، «نجوای خاک- ۱۳۸۲»، «کالیگولا شاعر خشونت- ۱۳۸۲»، «بحرالغرایب- ۱۳۸۲»، «بازی در گالری- ۱۳۸۱»، «بسه دیگه خفه شو- ۱۳۸۱»، «قهوه قجری- ۱۳۷۹»، «در دل با سگ- ۱۳۷۹»، رستاخیز- ۱۳۷۸»، «تبار خون- ۱۳۷۷»، «برف سبز- ۱۳۷۷»، «اینم ازاین- ۱۳۷۶»، «آبی که مار می خورد، زهر می شود- ۱۳۷۵»، «بودن یا نبودن- ۱۳۷۳»، «فاطمه عنبر- ۱۳۷۳»، «آئورا- ۱۳۷۲»، «مجلس تقلید هفت خوان- ۱۳۶۹»، «ارکستر زنان آشویتس- ۱۳۶۸»، «چهار تک پرده- ۱۳۶۷»، «هفت خوان رستم- ۱۳۶۳» و تعدادی دیگر از جمله آثار نمایشی‌ای بوده که مرحوم پسیانی در آن‌ها به عنوان کارگردان و بازیگر حضور داشته است.

پسیانی به عنوان بازیگر در عرصه تصویر نیز جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده و نقش‌آفرینی‌هایی به یادماندنی از خود به جای گذاشت که از آن میان می‌توان به فیلم‌های سینمایی «مسافران» بهرام بیضایی، «روز شیطان» بهروز افخمی، «خاکستر سبز» ابراهیم حاتمی‌کیا، «کشتی آنجیلا» محمد بزرگ‌نیا، «هیوا» رسول ملاقلی‌پور، «پاداش سکوت» مازیار میری و مجموعه‌های تلویزیونی «محله بروبیا» و «محله بهداشت» داریوش مؤدبیان، «پرده‌نشین» بهروز شعیبی، «دیوار» سیروس مقدم، «گل‌های گرمسیری» محمدمهدی عسگرپور، «گمگشته» رامبد جوان و «راه بی‌پایان» همایون اسعدیان اشاره کرد.

مقاله قبلیواگذاری تسلیحات نظامی ضبط شده جمهوری اسلامی به اوکراین
مقاله بعدی۶ میلیارد دلار باج آمریکا به جمهوری اسلامی صرف حمله حماس و حزب الله لبنان به اسرائیل شد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.