کاسه داغ تر از آش!! بقلم بانو محترم مومنی روحی کاسه داغ تر از آش!! بقلم بانو محترم مومنی روحی
در آغاز ظهور دین اسلام در شبه جزیره عربستان، مهم ترین دغدغه فکری پیامبر امین ! این آئین، و راهنمای دین ساز و آیه... کاسه داغ تر از آش!! بقلم بانو محترم مومنی روحی

در آغاز ظهور دین اسلام در شبه جزیره عربستان، مهم ترین دغدغه فکری پیامبر امین ! این آئین، و راهنمای دین ساز و آیه آفرین و خائن او به جامعه بشریت « سلمان پارسی »، صدور اسلام در بین قبیله های یهودی ساکن در عربستان، به ویژه قوم « ابی حزیمه » ( حزیمه به ضم <ح> و فتح <ز> و سکون <ی> و کسر <م> و سکون<ه> )، که بزرگ ترین و مهم ترین قبیله پیرو موسی و دیانت او در در آن دوران در عربستان زندگی می کردند بود!

با آن که اقوام دیگر یهودی در عربستان، ناگزیر و از ترس جان شان، مجبور به پذیرفتن ظاهری دین جدید شده بودند. اما قوم ابی حزیمه در این رابطه، با سرسختی کامل، در برابر مسلمان های بی پروا و خشن آئین جدید ایستادگی می کردند؛ و زیر بار پذیرفتن آن نمی رفتند. از آن زمان تا کنون، این یکی از بزرگ ترین عقده های بسیاری از مسلمان ها، به ویژه بخشی از ایشان، که بیش از بقیه از جمله مبتلایان به دگماتیسم مذهبی بوده و هستند شده است؛ که چرا یهودیان آن زمان، از پذیرش دین اسلام سر باز زده و به آن نگرویده بوده اند؟ْ

بر این اساس، از همان موقع تا کنون، این موضوع زیربنای دشمنی صد در صدی مسلمان های دگم و خشکه مقدس، نسبت به تمامی یهودیان جهان، مخصوصا در این روزگار، و با وجود بدترین و شقی ترین و جنایتکارترین مسلمان های تاریخ در رژیم ویرانگر اسلامی در ایران کنونی، و با حضور حاکمیت عاری از منطق جمهوری ننگین و تروریست پرور آخوندی، دشمنی بسیاری از مسلمان ها نسبت به کل یهودیان دنیا، به خصوص پیروان این آئین در کشور ما، بیش از سایر نقاط گیتی گسترش یافته است. که پس از وقوع جنگ دوم جهانی، که مسبب آن پیشوای دیکتاتور گروه نازی ها « آدولف هیتلر » در آلمان بود؛ و آن جنگ خانمانسوز، به خاطر دشمنی زیادی که وی با این قوم داشت راه اندازی شده بود. یهودیان جهان را بر آن داشته بود؛ که به هر طریق ممکن، محلی ثابت برای سکونت خویش در دنیا تعیین بکنند؛ تا از سراسر دنیا به آنجا مهاجرت نموده و در آن مکان به زندگی خود ادامه بدهند!

این آرمان منطقی یهودیان، که در سال ۱۹۴۵ میلادی و پس از پایان یافتن جنگ دوم جهانی، که با شکست متحدین « هیتلر و موسولینی » که توسط متفقین ( کشورهائی که به اتفاق همدیگر متحدین را شکست دادند.) ؛ به وسیله رهبران اقوام مختلف دین یهود در دنیا محقق گشت. و کشور نوبنیاد اسرائیل پایه گزاری شد!

آنها جهت ایجاد چنین مکانی برای سکونت خود و هم مسلکان خویش در گیتی، در این رابطه بهترین جا را، اقامت در دامنه کوه « صهیون » دانستند؛ و برخی از پیروان آئین یهود، جهت تامین این آرمان به سوی آن که در منطقه اراضی محل سکونت اعراب فلسطینی بود رفتند. این مکان را از آن باب انتخاب کرده بودند؛ که پیامبرشان موسی، هرگاه می خواست با خدای خود هم کلام بشود(مهم ترین لقب موسی « کلیم الله » بود و هست؛ زیرا برای دریافت نمودن رهنمودهای خالق اش، به قله آن کوه « صهیون » می رفته، و پس از چند روزی به دامنه آن باز می گشته، و پیام خدا را برای پیروان خویش می آورده است.)!!!

یهودی های مهاجر به سوی آن منطقه، با زیرکی خاصی، خانه های اعراب فلسطینی آنجا را، به دو یا چند برابر قیمت اصلی از آنها می خریدند؛ و در آن سکونت می کردند. از آنجائی که اعراب پول پرست آن زمان در آن مکان، فروختن خانه های شان به آن یهودی ها را، بسیار به نفع خویش می دانستند. هر دو سه خانوارشان در یک خانه سکونت می کردند؛ تا بتوانند که خانه های بیشتری را به آن ساکنان جدید در آن نقطه بفروشند؛ تا در آن مورد سود فراوانی را نصیب خود بنمایند!

آرام آرام، تعداد ساکنان یهودی آن بخش از کره زمین به حدی رسید؛ که می توانستند از آن محل، کشور مستقلی را برای خودشان تدارک ببینند و چنین هم نمودند. سازمان تازه تاسیس ملل متحد نیز، درخواست ایشان برای عضویت کشورشان اسرائیل در آن سازمان را پذیرفت. سپس رفته رفته بسیاری از ممالک دنیا، این کشور و حکومت آن را به رسمیت شناختند؛ و با آنها به مراوده های گوناگون پرداختند!

اعراب فلسطینی ساکن آن محل، هنگامی که پیشرفت های فراگیر یهودیان کشور تازه بنیاد « اسرائیل » را مشاهده می کردند. از کرده خود پشیمان گشتند؛ و از همان زمان بنای دشمنی با اسرائیل، به عنوان اشغالگران منطقه شان را گذاشتند. به همین دلیل نیز، جنگ تقریبا هفتاد ساله میان آنها آغاز شد؛ و تا این مقطع از زمان هم ادامه یافته است. اما شهروندان کشور اسرائیل و دولتمردان آن، طی این مدت توانسته اند؛ که با سرزمین های زیادی از جهان مراتب دوستی را برقرار نمایند؛ و از یاری ها و مساعدت های گوناگون آنها برخوردار شوند. تا جائی که کشور بزرگ ایالات متحده، مهم ترین هم پیمان ایشان در دنیا است. اخیرا نیز با برقراری هم پیمانی اسرائیلی ها با برخی از کشورهای درون منطقه خاورمیانه، از جمله عربستان سعودی و قطر، از موقعیت خوب جهانی هم بهره مند گشته اند!

اما وجود سرسخت ترین دشمنان ایشان در منطقه، دست اندر کاران حکومت اهریمنی ملاهای بری از منطق و کرامات انسانی در ایران، که می توان در باره دشمنی شان با قوم یهود، لقب « دایه مهربان تر از مادر» یا « کاسه داغ تر از آش » را به آنان داد. (زیرا سعودی ها که این ماجرا در دیار ایشان رخ داده است. با کمال حسن نیت، با کشور اسرائیل پیمان دوستی منعقد کرده اند؛ ولی سران زیاده طلب جمهوری ننگین اسلامی، در صدد گرفتن انتقام مسلمان های صدر اسلام از این قوم( به سبب عدم پذیرفته شدن دین شان در عربستان توسط قوم یهودی « ابی حزیمه » هستند. و در حال ایفای نقش دایه ی دلسوزتر از مادر، و کاسه داغ تر از آش می باشند.) ، آنها به بهانه ی حمایت کردن از اعراب فلسطینی، ضمن ایجاد اغتشاش درون منطقه، جهت ارسال تسلیحات جنگی برای فلسطینی ها مخصوصا شعبه حماس، و دادن امکانات وسیع همه جانبه به آنان، که بتوانند بیشتر به جنگیدن با اسرائیل بپردازند. دامنه اختلافات میان آنها با دولتمردان اسرائیلی گسترش زیادی یافته، و عدم آرامش در منطقه خاورمیانه را موجب گشته است. و این یکی از نتایج دخالت های مداوم سردمداران رژیم آخوندی، در امور ممالک دیگر است. که به نظر بیشتر دولت های کنونی در دنیا، جز با خروج نظامیان جمهوری اسلامی از کشورهای منطقه، به ویژه سوریه و عراق و یمن و افغانستان، برقراری دوباره آرامش نه فقط درون منطقه خاورمیانه، بلکه در دیگر مناطق این گیتی پهناور نیز شکل نخواهد گرفت؛ و دنیا آسایش و سکون پیشین خود را به دست نخواهد آورد!

در این رابطه همه روزه، بساری از رهبران سیاسی در کشورهای مختلف دنیا، به این نکته مهم اشاره می کنند؛ و جهت خروج نظامیان حاکمیت استبدادی جمهوری اسلامی از منطقه تاکید فراوانی دارند. در همین رابطه رهبران سیاسی کشور اسرائیل، و دولت آمریکا، به عنوان بزرگ ترین متحد ایشان در دنیا، و نیز سایر هم پیمان های اسرائیل در سایر ممالک گیتی، بر این امر تاکید زیادی دارند. که جز با خروج نیروهای سپاه پاسداران از درون بعضی از کشورهای منطقه، تحقق یافتن این آرمان جهانی را میسر نمی دانند!

آقای بنیامین ناتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، در هر مصاحبه ای که با خبرگزاری های مهم دنیا دارد. همواره به این نکته اشاره می کند: تا زمانی که سپاهیان جمهوری اسلامی در منطقه حضور دارند؛ و به دخالت کردن در امور کشورهای منطقه ادامه می دهند. هرگز نمی توان به ایجاد آرامش و آسایش برای ساکنان خاورمیانه خوش بین بود. ناتانیاهو در مصاحبه اخیرش با شبکه تلویزیونی « گلوبو = Globo» در کشور برزیل، که البته به گونه صریح اشاره ای به سرنگونی رژیم ملاها در ایران ننموده، و از عبارت « تغییر رژیم » استفاده نکرده، اما گفته است: « بهترین نسخه پایان بخشیدن به بحران و فتنه آن است؛ که ساختار سیاسی در ایران دگرگون شود. » !

ناتانیاهو همچنین در این مصاحبه گفته است: « کشورهای عرب از بیم آشوبگری های رژیم اسلامی ایران، به اسرائیل نزدیک شده اند. » ؛ نخست وزیر اسرائیل اشاره کرده است؛ که نگرانی های کشورهای عرب، از زیاده خواهی های رژیم ایران، موجب بروز یک انقلاب در روابط آنها با اسرائیل شده است!

ظاهرا از محتوای مصاحبه ناتانیاهو با تلویزیون برزیلی چنین بر می آید؛ که ایشان هم به دوستی با کشورهای عرب منطقه و ایجاد هم پیمانی میان ایشان با اسرائیل قناعت نمی کند؛ و به طور جدی در راستای یافتن متحدان دیگری در جهان کوشش می نماید. تا بر دوستان اسرائیل بیفزاید؛ و بر دشمنان جمهوری پلید اسلامی نیز اضافه بکند. که به احتمال قریب به یقین، رهبر سیاسی هر کشوری، چنانچه نسبت به مصالح داخلی و خارجی سرزمین متبوع خویش، احساس مسؤلیت عمیق داشته باشد؛ از نخستین گام های سیاسی او، بسط و گسترش دوستی با دیگر ممالک دنیا خواهد بود. چرا که …. اگر بخواهد از پس رژیم منفور آخوندی بر بیاید؟ با آن که هیچگونه نیاز تسلیحاتی به هیچ کشوری در دنیا ندارد. ولی از پایگاه دوستی ایشان با اسرائیل، می تواند از پشتیبانی های سیاسی دوستان خود در گیتی بهره مند بشود. چه سران حاکمیت دیکتاتوری اسلامی در ایران را خوش آید و چه نه؟!!

محترم مومنی

محترم مومنی روحی

محترم مومنی روحی

شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

هیچ نظری تاکنون ثبت نشده است.

اولین نظر دهنده باشید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *