اگر پرزیدنت ترامپ پایبندی جمهوری اسلامی به برجام را تأیید نکند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟! اگر پرزیدنت ترامپ پایبندی جمهوری اسلامی به برجام را تأیید نکند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟!
رئیس جمهوری آمریکا، بر اساس قانون این کشور، که پس از امضای توافق هسته ای میان ۱+۵ با حکومت ملاها در ایران به تصویب... اگر پرزیدنت ترامپ پایبندی جمهوری اسلامی به برجام را تأیید نکند. چه اتفاقی خواهد افتاد؟!

رئیس جمهوری آمریکا، بر اساس قانون این کشور، که پس از امضای توافق هسته ای میان ۱+۵ با حکومت ملاها در ایران به تصویب رسیده موظف است؛ که هر نود روز یک بار، گزارش مبسوطی در باره پیبندی رژیم اسلامی به تعهداتش، یا عدم آن را به کنگره ایالات متحده آمریکا ارائه بدهد. این بار روز یکشنبه ۲۳ مهر ماه ۱۳۹۶ خورشیدی، برابر با ۱۵ اکتبر ۲۰۱۷ میلادی پایان نود روز پیش رو است. اما آقای ترامپ تصمیم گرفته، که این کار را در روز پنج شنبه ۱۲ اکتبر انجام بدهد. تعداد زیادی از صاحبنظران مسائل سیاسی در جهان بر این باور می باشند؛ که دونالد ترامپ عدم پایبندی حکومت اسلامی به برجام را، به کنگره کشورش گزارش می کند. عده معدودی هم عکس این مورد را پیش بینی نموده اند!

به راستی در صورتی که دیدگاه اکثریت، مبنی بر ارائه پاسخ منفی رئیس جمهور آمریکا به کنگره صحیح باشد؛ چه اتفاق یا اتفاقاتی روی خواهند داد؟ و دنیا با این مقوله چگونه کنار خواهد آمد؟ و در آتیه دور یا نزدیک، خود این دو کشور چه معاملات سیاسی خصمانه ای نسبت به همدیگر را اعمال خواهند نمود؟!

توافق بر برنامه جامع اقدام مشترک(برجام)، حاصل سالها صرف وقت و انرژی و هزینه مالی برای شرکت کردن اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد، به اتفاق آلمان و جمهوری آخوندی، در نشست های پی در پی مذاکرات هسته ای، جهت باز داشتن جمهوری اسلامی از ادامه دادن فعالیت های اتمی خویش، و عدم دسترسی ایشان به سلاح های هسته ای بوده است. بعد از دوازده سال مذاکره و بررسی همه جهات مختلف این موضوع، سرانجام طرفین مذاکره کننده به توافق ” برجام ” = برنامه جامع اقدام مشترک دست یافتند. که در قبال آن سران حکومت ایران متعهد شدند؛ که در صورت تأمین انرژی اتمی برای کارهای صلح آمیز از جمله امور پزشکی در کشور، فقط به غنی کردن دو درصدی اورانیوم دست بزنند. بالاتر از این رقم، حاکی از عدم پایبندی ایشان به موارد تعهدشان نسبت به برجام قلمداد خواهد شد!

جمهوری اسلامی با امضاء کردن این معاهده تاریخی، توانست از زیر بار بسیار سنگین تحریمهای بین المللی کشنده خارج گردد؛ و با آزاد شدن چندین میلیارد دلار دارائی های بلوکه شده کشور، این مبالغ هنگفت را به ایران باز گرداند؛ و در این رهگذر نفسی به راحتی بکشد!

اما این معاهده از همان نخست، مورد مخالفت دونالد ترامپ که هنوز رئیس جمهور آمریکا نشده بود قرار گرفت. بعدها نیز در سخنرانی های انتخاباتی خودش، زوایائی از آن را، که به پندار وی اشتباه و خلاف منافع ملی آمریکا نامیده است گنجانده بود. وی در این باره تنها نبود، و فقط ترامپ به این معاهده اعتراض نمی کرد. بلکه اکثریت زیادی از دیگر اعضای حزب جمهوریخواه در آمریکا، بعد از به امضاء رسیدن توافق هسته ای با جمهوری اسلامی، لایحه مهم و مفصلی به کنگره آمریکا ارائه کرده بودند؛ و آن را مغایر با مصالح مملکت شان می دانستند. به کنگره فشار می آوردند، که در برجام باز نگری کنند؛ و با دقت، تمام امتیازات داده شده به جمهوری اسلامی ایران را، مورد مطالعه و نظارت دقیق خود قرار بدهند!

یکی از این تلاش ها، ملزم کردن باراک اوباما رئیس جمهور پیشین، به ارائه گزارش کار و عملکرد دولت ایران، نسبت به توافقنامه برجام بود؛ و این که او هر نود روز یک بار، می بایست به کنگره ثابت می کرد؛ که رژیم آخوندها در ایران، به تعهداتش نسبت به برجام پایبند است!

” جاش روونر” استاد دانشگاه ” آمریکن ” می گوید: ” چنانچه رئیس جمهوری آمریکا، پایبندی ایران به توافقنامه برجام را تأیید نکند؟ کنگره این کشور شصت روز مهلت دارد؛ که تصمیم خود در این باره را اعلام نماید. تصمیم بگیرد که آیا می خواهد در این مورد اقدامی بکند؛ یا اصلا هیچ کاری نکند؟” ؛ اگر تصمیم به اقدام بگیرد می تواند؛ با تنظیم یک لایحه، این روند را تسریع ببخشد؛ و بلافاصله تحریمها را به اجرا در آورد. این استاد دانشگاه ادامه داده: ” …. آنها برای انجام دادن این کار، فقط به رأی اکثریت نیاز دارند!

در این میان عده ای می پرسند: آیا با رد پایبندی رژیم به برجام توسط ترامپ، ممکن است این توافقنامه ابطال شده و فسخ گردد؟ و آیا ممکن است باعث شود، که دولت جمهوری اسلامی غنی سازی اورانیوم را دوباره از سر بگیرد؟ نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد پیش تر گفته بود: ” اگر پرزیدنت ترامپ تأیید کند، که دولت ایران به تعهداتش عمل نکرده، به این معنا نیست که آمریکا می خواهد خودش را از برجام کنار بکشد!

اکنون می دانیم که این مسأله، خشم متحدان آمریکا، به ویژه آنانی را که سالها تلاش نمودند؛ تا رژیم ایران را، از ادامه به دست آوردن اورانیوم غنی شده، در حد تولید سلاح های هسته ای باز بدارند را برانگیخته است. در این رابطه خانم فدریکو موگرینی رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، که پس از کاترین اشتون، در بخشی از مذاکرات هسته ای ۱+۵ ، تا دسترسی به توافقنامه برجام حضور داشته است. در این باره می گوید: ” جامعه بین المللی نمی تواند توافقنامه ای را به هم بزند؛ که دارد خوب پیش می رود؛ و می تواند مؤثر هم باشد. ” !

شیخ حسن روحانی رئیس جمهوری حکومت آخوندی نیز، در باره گمانه زنی دوم(احتمال بازگشت دولت ایران به غنی سازی اورانیوم پیش از رسیدن به توافقنامه اتمی) اعلام کرده است: ” تحلیگران داخلی آمریکا می گویند؛ هرگونه اقدام آمریکا در مغایرت با برجام، در نهایت به بی اعتباری و انزوای این کشور در صحنه های بین المللی منتهی خواهد شد. “!

آنچه که مسلم است ترامپ و مشاوران وی اشخاصی نیستند؛ که چنین بی محابا و از سر نادانی، حرفی بزنند و کاری را انجام بدهند. به نمایش گذاشتن چنین جلوه هائی از واکنش های دولتمردان آمریکا، نسبت به چگونگی عملکرد سران حکومت آخوندها در ایران، در ارتباط با برجام یا هر موضوع دیگری، صرفا یک بازی سیاسی در داخل کشورشان است. که جهت مالیده شدن پوزه ی اعضای حزب دموکرات به خاک مذلت ایشان، و ضایع نمودن هر چه بیشتر باراک حسین اوباما، در مورد کارنامه نامطلوب دو دوره ریاست جمهوری او در کشورشان(به پندار جمهوریخواهان)، به وسیله بازی با کارت جمهوری اسلامی، مشغول مبارزات حزبی در داخل کشورشان شده اند. تا شاید که در این رهگذر، با یک تیر دو هدف را نشانه گیری نمایند!

موفق شدن یا عدم پیروزی شان در این ماجرا، بستگی مستقیم به تعداد اعضای دموکرات ها و جمهوریخواهان درون کنگره آمریکا، جهت آرای مثبت یا منفی ایشان خواهد داشت؛ که به گزارش ارائه شده از سوی ترامپ به کنگره، آن را مفید به حال شرایط اکنون و آتی کشورشان بدانند یا خیر؟!

محترم مومنی

محترم مومنی روحی

محترم مومنی روحی

شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.