پذیرفتن ترور بختیار در برنامه زنده تلویزیون جمهوری اسلامی توسط انیس نقاش، به همراه فیلم پذیرفتن ترور بختیار در برنامه زنده تلویزیون جمهوری اسلامی توسط انیس نقاش، به همراه فیلم
ماجرای افشا و پذیرفتن ترور دکتر شاپور بختیار در برنامه زنده تلویزیونی بازتاب گسترده در شبکه های اجتماعی پیدا کرد. در این برنامه با... پذیرفتن ترور بختیار در برنامه زنده تلویزیون جمهوری اسلامی توسط انیس نقاش، به همراه فیلم

ماجرای افشا و پذیرفتن ترور دکتر شاپور بختیار در برنامه زنده تلویزیونی بازتاب گسترده در شبکه های اجتماعی پیدا کرد. در این برنامه با اجرای وحید یامین پور از اعضای جبهه پایداری برای اولین بار انیس نقاش به عنوان فردی که برای انجام ماموریت ترور دکتر بختیار از طرف ایران عازم پاریس شده بود، معرفی می شود.

در میان صحبت نقاش آنجا که به دوران زندانش در فرانسه اشاره می کند، مجری برنامه می گوید برای اطلاع بینندگانی که انیس نقاش را نمی شناسند بگویم که ایشان یک سال بعد از پیروزی انقلاب برای انجام ماموریتی جهت ترور دکتر شاپور بختیار به پاریس عازم می شوند و بلافاصله بعد از آن زندانی می شوند. جالب اینجا است که دومین میهمان برنامه را سعید قاسمی جنجالی ترین مخالف سیاسی دولت تشکیل می دهد که با عنوان راز رضوان در سالگرد شورش اسلامی روی آنتن رفت.

 

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان، در تابستان ۱۳۵۹ تیمی به رهبری انیس نقاش (یک تبعهٔ لبنانی) اقدام به ترور دکتر بختیار کردند که با هوشیاری محافظان دکتر بختیار نافرجام ماند. هرچند دکتر بختیار از این سوء قصد جان سالم به در برد اما در این ماجرا یک پلیس جوان زخمی و فلج شد و یکی از همسایگان خانهٔ دکتر بختیار به قتل رسید. انیس نقاش توسط پلیس فرانسه دستگیر و به حبس ابد محکوم شد اما پس از مدتی و در تبادل با گروگان‌های فرانسوی در لبنان از طرف دولت فرانسه مورد عفو قرار گرفت و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد. انیس نقاش بعد از آزادی و در ایران اعلام کرد که این تیم، از سوی مسئولان جمهوری اسلامی برای قتل دکتر شاپور بختیار اعزام شده بودند. نقاش در خصوص برنامهٔ ترورش می‌گوید:

برنامه بر این اساس بود که من همراه دو نفر دیگر از همراهانم به عنوان خبرنگار وارد اتاق بختیار شویم و در حین مصاحبه با اسلحهٔ صدا خفه‌کن شاپور و همراهش را ترور کنیم. اما متأسفانه با اشتباه خلخالی محافظ‌های او افزایش پیدا کردند. در نتیجه ما مجبور شدیم با کشتن افراد پلیس جلوی منزل او به سختی وارد خانه شویم و به زور تا پشت در اتاق بختیار نفوذ کنیم.

عکس بالا از راست محسن رضایی، فرمانده وقت اطلاعات سپاه، انیس نقاش، تروریست لبنانی و مجری اولین عملیات ترور دکتر شاپور بختیار در سال 1359،  سید محمدصالح الحسینی، مسئول روابط خارجی سپاه که از او تحت عنوان شهید یاد شده است و محسن رفیق دوست، مسئول پشتیبانی سپاه را نشان میدهد.

عکس بالا از راست محسن رضایی، فرمانده وقت اطلاعات سپاه، انیس نقاش، تروریست لبنانی و مجری اولین عملیات ترور دکتر شاپور بختیار در سال ۱۳۵۹، سید محمدصالح الحسینی، مسئول روابط خارجی سپاه که از او تحت عنوان شهید یاد شده است و محسن رفیق دوست، مسئول پشتیبانی سپاه را نشان میدهد. وام گرفته از تارنمای ملیون ایران.

نقاش در گفتگو با خبرگزاری فارس می گوید که از حرف زدن درباره سوءقصد به آقای بختیار “ترس و شرم” ندارد: “این جزو افتخارات من است. به نظر من ایران در پوشش خبری جریان اولین ترور شاپور بختیار کوتاهی می کند، در مورد این موضوع صحبت‌های فراوانی در خارج از ایران صورت گرفته است.”

ahmadkhomeini

انیس نقاش، نخستین مامور قتل دکتر بختیار و مجری «عملیات گروگانگیری وزرای نفت در مقرّ اوپک» در مصاحبه با خبرگزاری فارس در روز ۲۹مرداد۸۷، از شرطهایی که برای آزادی گروگانهای فرانسوی در لبنان از دولت شیراک درخواست کرده بود، گفت:

«هشت فرانسوی در لبنان گروگان گرفته شده بودند و فرانسه برای آزادی اینها با ایران وارد مذاکره شد، چون ایران روی گروههای اسلامی لبنان نفوذ داشت. شروط متفاوتی مطرح بود. یکی از موارد مطرح شده در توافق، آزادی من از زندان فرانسه بود. به همین دلیل فردی به نمایندگی از طرف دولت فرانسه وارد سلول من شد تا با هم مذاکره کنیم، من پنج شرط گذاشتم:

ـ اول:…. (پس دادن وام یک میلیارد دلاری قرارداد اُرودیف، که فرانسه پذیرفت): “چک اولش را در سازمان ملل دادند به آقای ولایتی و بقیه اش را هم اقساطی برگرداندند”.
ـ دوم: … با آنها به توافق رسیدم که رجوی و اطرافیانش از فرانسه اخراج شوند، این کار هم انجام شد و آنها به بغداد رفتند.
ـ سوم: دو عراقی توسط دولت فرانسه از این کشور اخراج و به دولت عراق تحویل داده شده بودند، صدام قصد اعدام آن دو را داشت. شرط شد که اینها به فرانسه برگردانده شوند. نماینده رئیس جمهور فرانسه شخصاً با یک هواپیمای اختصاصی به بغداد رفت و آنها را به این کشور برگشت داد.
ـ چهارم، در جنگ عراق و ایران، کشور فرانسه کمکهای فراوانی به عراق می‌ کرد و به آنها اسلحه می فروخت. برای آنها شرط کردم، به ایران هم باید اسلحه بفروشند یا این که کمک خود را به عراق قطع کنند. دولت فرانسه گفت که نمی توانیم به شما اسلحه بفروشیم ولی کمک خود را به عراق قطع می کنیم..
ـ پنجم: آزادی من و افرادی که من را در ترور بختیار همراهی کرده بودند.

دولت فرانسه شروط مرا پذیرفت و گروگانهای فرانسوی حاضر در لبنان آزاد شدند. امّا من در زندان فرانسه باقی ماندم، به این دلیل که بین شیراک و میتران اختلاف ایجاد شد… اختلاف این دو باعث شدکه من در زندان بمانم. زمانی که این اوضاع ادامه پیدا کرد، تصمیم به اعتصاب غذا گرفتم… بعدش آقای رفیق‌دوست که وزیر سپاه بود به نمایندگی از ایران وارد فرانسه شد و طی ملاقاتی به من اطمینان داد که با دولت فرانسه گفتگو خواهدکرد. بعد از چند روز مذاکره قرارشد که من از اعتصاب دست کشیده و در عوض دولت فرانسه بعد از ۴ ماه من را آزاد کند. در این دیدارها آقای رفیقدوست قرآنی به من هدیه داد که در ابتدای آن دستخط حضرت امام وجود داشت».

انیس نقاش در کنار عباس آقازمانی «ابوشریف» فرمانده وقت سپاه پاسداران

انیس نقاش در کنار عباس آقازمانی «ابوشریف» فرمانده وقت سپاه پاسداران

انیس نقاش درباره سوء قصد به دکتر بختیار در جواب به خبرگزاری فارس گفت: «… حکم اعدام بختیار در دادگاه انقلاب صادر شد که امام هم آن را تأیید کرد…»

انیس نقاش ادامه می دهد: حکم اعدام دکتر بختیار در دادگاه انقلاب صادر شد که امام هم آن را تأیید کردند. من به بچه‌های سپاه گفتم که باید هرچه زودتر وارد عمل شوید چون این آدم خطرناکی است ولی آنها هیچ اطلاعات و کانالی در این خصوص نداشتند. به آنها گفتم که من تجربه کار عملیاتی دارم و این کار را بر عهده می‌گیرم.

به فرانسه رفتم و کار شناسایی را انجام دادم و بعد از دو هفته به ایران بازگشتم و خبرشان کردم که منزل بختیار را پیدا کرده و حتی توانستم با او مصاحبه کنم.

بعد از ۲روز طی جلسه‌ای اعلام شد که با انجام ترور موافقت شده است. حکم این کار توسط حاکم شرع [صادق خلخالی] صادر شد.

طرح مدونی برای اجرای حکم اعدام بختیار تهیه کردم. قرار بر این شد تا من به همراه دو نفر دیگر از همراهانم به عنوان خبرنگار وارد اتاق بختیار شده و در حین مصاحبه، با اسلحه صدا خفه کن او و همراهش را بدون اینکه صدایی بلند شود ترور کنیم به طوری که پلیس‌های نگهبان جلوی منزل او متوجه نشوند.

بانو مهشید امیرشاهی نیز در رابطه با انیس و توطئه قتل دکتر شاپور بختیار چنین می گوید:

برایتان شاید جالب باشد که خدمتتان عرض کنم که فصل اول این کتاب مصاحبه­ای است با انیس نقاش. قطعاً خاطرتان هست که این موجود در سال ۱۹۸۰ همراه دو لبنانی و دو فلسطینی و یک ایرانی برای کشتن بختیار به فرانسه گسیل شد، ولی این گروه همانطور که می­دانید، موفق به انجام مأموریتش نشد. البته بدون جنایت داستان پایان نگرفت: یک زن، که همسایۀ بختیار بود، و یک پلیس فرانسوی در این ماجرا کشته شدند و یک پلیس دیگر مادام العمر فلج شد. اما به هر حال این تروریست، یعنی انیس نقاش، که به عنوان قهرمان از طرف جمهوری اسلامی بر خاک مملکت ما پذیرفته شده و در ایران زندگی می­کند، امروز به تجارت پسته اشتغال دارد. جالب است، نه؟ چون قطعاً اطلاع دارید که هاشمی رفسنجانی معروف به میانه رو کل محصول پستۀ ایران را در دست دارد. بنابراین اگر ایشان به قاتل ناموفق بختیار باج داده­ اند باید دید برای کسانی که موفق به این قتل شده ­اند چه­ ها کرده­ اند و چه­ ها خواهند کرد.

 من فکر می­کنم بعد از کوشش اول جمهوری اسلامی برای ترور بختیار، آزاد کردن و فرستادن انیس نقاش به تهران در حقیقت داغ باطله­ای بود که به دولت سوسیالیستی فرانسه زده شد. شخص فرانسوا میتران که این قاتل را مشمول عفو ریاست جمهور کرد از نظر وجهۀ عمومی لطمه دید. باز اشاره می­کنم به کتاب این دو خبرنگار – آنجا نوشته شده که مذاکرات برای آزادی گروگان­های فرانسوی با دولت جمهوری اسلامی، که شرط اولش از طرف رژیم آخوندها آزادی انیس نقاش تعیین شده بود، چنان باعث سرشکستگی و خجالت بود که هم دست راستی­ها و هم دست چپی­ های فرانسه صحبت­ها را سری نگه داشتند. رئیس جمهور، آقای میتران، از ترس واکنش شدید اذهان عمومی در تابستان، که مردم در تعطیلات و سفر به سر می­برند – در حقیقت دزدانه – ترتیب روانه کردن نقاش را به ایران داد.

فرزاد سلطانزاده نادری

فرزاد سلطانزاده نادری